بلندی های بادگیر  

بلندی‌های بادگیر اولین و تنها رمان امیلی برونته است. ویژگی متمایزکننده این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، عدم توضیح از نویسنده و ساختار غیرمعمولش بود
این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکل‌دار میان هیث کلیف و کترین ارنشاو است.*و این‌که این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیث کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین نمی‌شود و پس از مرگ کاترین به انتقام‌گی

ادامه مطلب  

ویرایش نشده  

تمام روز رو آواره ی کوچه ها و خیابونا شدم 
یه جایی اونقدر حالم بد بود که زدم کنار 
بقیه ی راه به پیاده روی گذشت
به خودم که اومدم کنار ماشینم بودم
پاهام از شدت سرما بی حس شده بود
حالا کمی آرومم
مهم نیست که فردا سرما بخورم یا دیگه صدام در نیاد

ادامه مطلب  

رمان ایرانی تقاص این روز ها  

رمان ایرانی تقاص این روز ها.......( عاشقانه و باز هم از نظر من چرت و پرته رمان فقط اساطیری)
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون

ادامه مطلب  

جین اوستین...  

از اینکه طرفدار رمان های جین اوستین بودم و هستم نمیتونم خودم تبرئه کنم، اما فیلم گم شدن اوستین خیلی زیباست، مگه میشه کسی بینه و عاشق دارسی نشود...!؟
سر فرصت حتما ً تیکه هایی از کتاب ها رو که خوندم اینجا میگذارم...
رمان هاش شخصیت پردازی های عالی، نشان دادن اشرافیت به گونه ای خاص، اشرافیت فقط زرق و برق لباس ها و تجملات خانگی نبوده،کتاب، موسیقی، ادب و تشخص و حتی رقص هم به گونه ای خاص پرداخته شدند...

ادامه مطلب  

228  

سرما خوردگی با پدر و مادر و ... یکمی از برنامه ها عقبم انداخت. دکتر و آمپول و دارو و ... اما هنوزم نفس کشیدن برام مشکله.
پنج شنبه رفتیم سرخاک با مامانبزرگ اینا و خاله @ف؛ همونجا سرما خوردم خیلی هوا سرد بود! بعدشم طبق معمول خونه مامانبزرگ.
دوتا از جزوه هارو تکمیل کردم. کلی کار مونده و من به این حال افتادم!!

ادامه مطلب  

ملکوت  

 ” ملکوت “، شاید تنها داستانی باشد که بتوان از آن، در کنار ” بوف کور ” صادق هدایت، به عنوان یکی از ماندگارترین رمان های ایرانی یاد کرد. بهرام صادقی نویسنده این رمان، گرچه یکی از کم کارترین داستان نویسان ایرانی است، و از وی تنها مجموعه داستان “سنگر و قمقمه های خالی” و رمان “ملکوت” منتشر شده، اما توانسته یکی از ماندگارترین و در عین حال مرموزترین داستانها را خلق نماید. جالب اینکه به دلیل عدم وجود حواشی مختلف در زندگی نویسنده (مانند صادق هد

ادامه مطلب  

رمان تعقیب سایه ها  

دانلود رمان تعقیب سایه ها
دانلود رمان تعقیب سایه ها . کل فلیپس، افسر پلیس لس آنجلس، در اولین ماموریت کاری متوجه
وجود باند خلافکاری در سطح شهر می‌شود؛ اما چون کسی حرف او را باور نمی‌کند، مجبور
می‌شود به تنهایی برای نابودی این باند تلاش کند و در این راه چیز‌های زیادی را قربانی می‌کند.
 
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.apk اندروید
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.pdf کامپیوتر
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.epub ایفون
 
 

ادامه مطلب  

برگزاری جلسه داستان نویسی در کتابخانه شهید باهنر شمیرانات  

جلسه داستان نویسی با موضوع آشنایی با مکاتب ادبی در کتابخانه شهید باهنر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان شمیرانات، به همت مسئول و  کتابداران کتابخانه عمومی شهید باهنر شمیرانات، کلاس داستان نویسی روز چهار‌شنبه مورخ ۲۹ آذر ۱۳۹۶ به سرپرستی مهسا پیروزفر و با حضور اعضا کلاس خانم ها مریم رحمانی، فرزانه فولادی، توران محمد پور، هایده مرعشی، نسرین عزیزی، عرفا جعفری ، هستی سرتیپی، فرزانه پیراهنچی، فریبا اکبری و آ

ادامه مطلب  

رمان «شب بخیر ترنا» نوشته "جمال الدین اکرمی" در مرکز علوم و نجوم زنجان نقد و بررسی شد  

رمان "شب بخیر ترنا" نوشته "جمال الدین اکرمی" با حضور مربی و اعضای مرکز فرهنگی‌هنری علوم و نجوم استان زنجان نقد و بررسی شد.به گزارش طلعت آقاجانلو مسئول مرکز، اعضای نوجوان مرکز علوم و نجوم زنجان، به نقد و بررسی رمان "شب بخیر ترنا" پرداختند.
اعضا از مدت ها قبل کتاب را مطالعه کرده و بی صبرانه منتظر جلسه نقد صمیمانه بودند. فاطمه قشمی نویسنده و مربی ادبی مرکز در آغاز سوالاتی را مطرح کرد تا اعضا در صحبت های خود به این مسایل اشاره کنند. وی همچنین بیان د

ادامه مطلب  

مصاحبه  

مصاحبه ای دربارة رمان شکوه زندگی با خبرگزاری کتاب ایران
در ابتدا توضیحی مختصر راجع به قصه رمان «شکوه زندگی» بیان کنید و بفرمایید دلیل شما برای انتخاب این رمان برای ترجمه چه بوده است؟«شکوه زندگی» را می‌توان در زمره رمان‌های زندگی‌نامه‌ای فرض کرد. رمان حول محور زندگی فرانتس کافکا و رابطه عاشقانه‌اش در آخرین سال عمرش با دورا دایامانت می‌گردد. «شکوه زندگی» را از بین چندین رمان مطرح در ادبیات معاصر آلمان انتخاب کردم. صادقانه باید عرض کنم ک

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

بخشی از کتاب/ تا حالا کسی خانواده ات را قضاوت کرده است؟آخرین خبر96/10/04 20:59--------------------------------------------------------------------------------کتاب1آخرین خبر/ زیاد شنیده‌ایم که مورد قضاوت واقع شده‌ایم و نباید دیگران را قضاوت کرد. امری که روزانه به آن برمی‌خوریم یا از این و آن می‌شنویم. شاید برای اینکهنگاهی دیگرگونه به این موضوع که به طور روزمره با آن مواجه می‌شویم داشته باشیم به سراغ ادبیات برویم و از آن زاویه به آن نگاه کنیم. اینگونه درک بهتری از اینموضوع پیدا می

ادامه مطلب  

کرایوتراپی  

کرایوتراپی
کرایوتراپی یا سرما درمانی روشی است که کل بدن بیمار در معرض دمای 120 تا 160 درجه زیر صفر قرار می گیرد. هدف از انجام کرایوتراپی کاهش سوخت و ساز سلول و کاهش التهاب و درد و اسپازم و انقباض عروق است. یخ زدگی موقت سطح پوست باعث می شود که بدن هورمون های اندروفین و آدرنالین را به میزان فراوانی و به سرعت ترشح کند. همچنین سرما درمانی نتایج بسیار خوبی در درمان زیباسازی و جوان سازی دارد. چرا که برای جوان سازی پوست و از بین بردن چین و چروک صورت از هم

ادامه مطلب  

برادران کارامازوف  

"توجه کرده ای که وسط زمستان وقتی درجه حرارت به صفر هم می رسد، مثل حالا که اوائل زمستان است و موج سرمای ناگهانی در کار است، به خصوص که برف زیادی هم نیست، سرما را زیاد احساس نمی کنیم. دلیلش اینست که مردم به آن عادت نکرده اند. در مورد آدمها همه چیز بسته به عادت است، همه چیز حتی در روابط اجتماعی و سیاسی آنها. عادت قوه ی محرکه ی بزرگی است."
عادت کردن همیشه خوب نیست. مثل من که به کم خوندن عادت کردم، بعد از چهار ماه برادران کارامازوف رو تموم کردم. فهمیدم

ادامه مطلب  

قصه شب یلدا برای کودکان  

یلدا کوچولو در روز سی ام آذر یعنی آخرین روز پاییز و شب یلدا به دنیا آمده بود. هر سال شب یلدا همه در خانه ی یلدا جمع می شدند و تولدش را جشن می گرفتند. آن شب هم پدربزرگ و مادر بزرگ و عمه و عمو و خاله و دایی آمدند تا ۵ سالگی یلدا را جشن بگیرند. وقتی مادر شمع های روی کیک را روشن کرد، به یلدا گفت: «دخترم، یک آرزو بکن». یلدا چشم هایش را بست و گفت: «آرزو می کنم که فردا برف ببارد و زمین سفیدپوش شود، آن قدر که بتوانم یک آدم برفی درست کنم.» مهمان ها خندیدند و بر

ادامه مطلب  

اسمش هم قمر خانم باشد  

به سختی سرماخورده ام .از این سرماخوردگی های کنه و خلق تنگ کن .مثل آسمی ها یکریز خشک و خراشیده سرفه می کنم .تب و استخوان درد هم کاری کرده اند که همه ی دردهای دیگرم را فراموش کرده ام . یک لحظه تب دارم دو لحظه لرز ! پتو را تا چانه ام کشیده ام ، اشک برای خودش جاده می کشد روی گونه هام و تند تند توی صفحه ی گوشی  می نویسم .دلم گرفته، دانستم این فاجعه است که جهانت به اندازه ی یک نفر بزرگ شود و غمگین است که بی او آنقدر کوچک شود که گویی قبر است و فقط اندازه ی خو

ادامه مطلب  

اسمش هم قمر خانم باشد  

به سختی سرماخورده ام .از این سرماخوردگی های کنه و خلق تنگ کن .مثل آسمی ها یکریز خشک و خراشیده سرفه می کنم .تب و استخوان درد هم کاری کرده اند که همه ی دردهای دیگرم را فراموش کرده ام . یک لحظه تب دارم دو لحظه لرز ! پتو را تا چانه ام کشیده ام ، اشک برای خودش جاده می کشد روی گونه هام و تند تند توی صفحه ی گوشی  می نویسم .دلم گرفته، دانستم این فاجعه است که جهانت به اندازه ی یک نفر بزرگ شود و غمگین است که بی او آنقدر کوچک شود که گویی قبر است و فقط اندازه ی خو

ادامه مطلب  

"بالاتر از آسمان" به یاد سرلشکر شهید عبدالرضا بختیاری(قسمت دوم)  

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 شب‌های سرد زمستان هم گاهی اوقات برای استفاده از فضای کتابخانه مدرسه، مسیر دو ساعته روستا تا شهر را طی می‌کردند. سرایدار مدرسه هم چون با روحیات آنها آشنا بود، اعتماد می‌کرد و در را به روی شان باز می‌کرد. گرمای کتابخانه و حرارت دوستی‌ها، سختی مسیر و سوز سرما را قابل تحمل می‌کرد. یک شب خیلی سرد که عبدالرضا و دوستانش مثل همیشه پس از طی مسیر طولانی به مدرسه رسیدند و می‌خواستند که هر چه سریع‌تر از سوز سرما به گرمای

ادامه مطلب  

درباره رمان شکوه زندگی  

به قلم مترجمدربارة رمان شکوه
زندگی

 

شکوه زندگی درباره کافکا است؟ شکوه زندگی رمانی
عاشقانه است؟ شکوه رندگی رمانی زندگینامه‌ای است؟ اگر از من مترجم می‌شنوید این چند
خط را بخوانید.






شکوه زندگی روایت تردیدی است که به عشق می‌انجامد. تردید نسبت به چه؟
تردید نسبت به زندگی و تن دادن به آن. کافکا جایی خود را همواره
ایستاده  در آستانة زندگی توصیف می‌کند.
رمان شکوه زندگی بیش از آن که رمانی صرفا عاشقانه یا صرفا زندگینامه‌ای باشد،
روایت عشق و رو

ادامه مطلب  

شاعرانه  

چند قدم مانده به رقصیدن برف /
یک نفس مانده به سرما و به یخ /
چشم در چشم زمستان دگر /
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه به شما /
یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما...

ادامه مطلب  

خونه  

وارد خانه عشقمان که شدم
صدای هیاهوی بچه ها مثل همیشه نبض خانه بود
یادگاری های بردارم هنوز همانطور پا برجا
سجاده مادر پهن و دست هایش رو به آسمان
پدر غرق تماشای اخبار
قل قل سماور کوچکمان
آغوش خواهرم
عطر خدا را هر جا می توانستی حس کنی
از کوچکترین نشانه ها
تا بزرگترین حضور
در عین معمولی بودنش
قشنگ ترین معجزه خدا برای من بود
اینجا هر چیزی فقط یک معنا داشت
یک آهنگ
"زندگی"
 
 
بعد اینکه اون شب کذایی زلزله رو با استرس و سرما و دل نگرانی و کلی مشکل روحی

ادامه مطلب  

رمان ایرانی عاشقانه او مرا کشت  

مقدمه: گذشته در چشمانم مانده است. گذر ثانیه‌ها‌ در نگاهم مشهود است. چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی. صبور می‌مانم و بی تفاوت می‌گذرم، تا نفهمی که هنوز هم دوستت دارم.
 
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون
 

ادامه مطلب  

محمود دولت آبادی فرزند شایسته سبزوار و آقای رمان ایران  

محمود دولت آبادی نویسنده، نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ایران متولد 10 مرداد 1319 در روستای دولت آباد سبزوار متولد شده است.
وی از بزرگترین مشاهیر معاصر خراسان غربی محسوب می شود.
رمان بلند (ده جلدی) کلیدر مشهورترین و با ارزش‌ترین اثر دولت‌آبادی می‌باشد، کلیدر، دولت‌آبادی را به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات بسیار نزدیک کرد.آثار دولت‌آبادی به زبان‌های انگلیسی،فرانسوی،ایتالیایی،نروژی، سوئدی،چینی،کردی،عربی،هلندی،عبری و آلمانی ترجمه ش

ادامه مطلب  

یلدا شب مهربانی  

امشب آخرین دقیقه آذرماه را ورق می زنیم و شمع های روشن زرد پاییز را فوت می کنیم. شب آغاز زمستان
است،چراغ خانه ها هنوز بیدارند و خانه نشینان گرد آتش گرم دوستی، نشسته اند و خاطرات دیروز را پلک
می زنند.آن طرف هندوانه ای و این طرف مادر بزرگ که تسبیح فیروزه ای رنگش را بارها مرور می کند. همه گرد
هم آمده اند تااز روزهای خوب خدا سخن بگویند و به بهانه یلدا این طولانی ترین شب سال، فارغ از پیچ و خم
های زندگی همدیگر را به شنیدن خاطرات خوب خویش میهمان کنند.
آم

ادامه مطلب  

رمان ایرانی هستی ام را نگیر  

هستی که با امیدی بی‌انتها برای آینده؛ روزگار میگذرونه،به طور تصادفی با پسری به نام مهیار آشنا میشه که تصمیم به ازدواج می گیرن؛ اما روز ازدواج اتفاقی میفته که چهار سال از زندگی هستی رو تحت تاثیر قرار میده، حالا چهار سال از زندگی هستی می‌گذره و اون رویدادهای جدیدی رو پیش رو می‌بینه…
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20

ادامه مطلب  

کاش میتونستم کاری کنم  

   +مادامی که در جامعه در یك سو گرسنه بیچاره از سرما بلرزد و درسوی دیگر متنعمان برخوردار از همه چیز باشند این جامعه لجن است اگر تمام چهره اش راهم با قرآن بپوشانید باز هم لجن ﺍست

ادامه مطلب  

 

من هستم ها!
منتظر بودم ببینم کی میاد کی نمیاد
 
میخوام سعی کنم در طول روز بیرون غذا نخورم
کار جدیدم طوریه که خیلی سخته برام غذا ببرم 
ولی تلاشم رو میکنم ببرم!!!! چون جالب اینه که برای اونا خیلی سلامتی مهمه.
 
پ.ن: به طرز بدی سرما خوردم :(

ادامه مطلب  

نگاه تو بسی زیباست  

تا نگاهت میکنم هر لحظه زیبا میشود 
شوق در چشمان من یکباره پیدا میشود 
تا نگاهم میکنی آتش به جانم میزنی
کوچه هم از عشق تو خالی ز سرما میشود
#سارا_توسلی 
وقتی من از شوق دیدن مهلا جون شاعر میشممم مرسی که باعث شکوفایی استعداد های من میشی عزیزدلم❤

ادامه مطلب  

من و آخر دنیا .........................  

و اینجا درست آخر آخر دنیاست ...
آخر آخر آرزوهای هرکسی
می شود ته دنیایش
و ته دنیای من
ته ته دنیای من
در سرزمین برف و سرما
یخ می بندد
 
من فریادم را در گلو خفه میکنم
و به هزار زبان بیگانه نادانسته
فریاد می خورم
 
من دلم برای موهای سپید و سیاه تنگ شده است
من دلم
دلم
برای
تمام خاطرات
تنگ شده است
من
در آستانه 30 سالگی
در آخر آخر دنیا
حبس شده ام ...
 
 

ادامه مطلب  

روز 4 - باران  

می دانم نباید دلم برای کسی بسوزد چون عین شرک است ولی دلم برای نادیا می گیرد چرا و به جرمی باید این برخوردها را ببیند و دم نزند .. حس سوقط را برای میخائیل دارم ..و این حس نمی تواند اشتباه باشد .. من وقتی دلم چیزی می گه .. حتمن درسته .. دیشب خواب می دیدم در یک جمعی که کلی مرد نشسته باید کسی را برای رقص انتخاب کنند و فکر کن جرج کلونی من را انتخاب کرد . حتمن نماد و نشانی است .. وست دارم بفهممش .. 
می رم کلاسهای کلک ..فکر کنم جالب باشه .. می خواهم یک دوره ده جلسه

ادامه مطلب  

روز 4 - باران  

می دانم نباید دلم برای کسی بسوزد چون عین شرک است ولی دلم برای نادیا می گیرد چرا و به جرمی باید این برخوردها را ببیند و دم نزند .. حس سوقط را برای میخائیل دارم ..و این حس نمی تواند اشتباه باشد .. من وقتی دلم چیزی می گه .. حتمن درسته .. دیشب خواب می دیدم در یک جمعی که کلی مرد نشسته باید کسی را برای رقص انتخاب کنند و فکر کن جرج کلونی من را انتخاب کرد . حتمن نماد و نشانی است .. وست دارم بفهممش .. 
می رم کلاسهای کلک ..فکر کنم جالب باشه .. می خواهم یک دوره ده جلسه

ادامه مطلب  

زلزله غرب کشور  

زلزله اخیر در ابعاد وسیع و با تخریب زیاد باعث شد هموطنان زیادی در فصل سرما بدون سر پناه بمانند ودر یک چادر کوچک با حداقل امکانات سپری کنند اما همبستگی مردم واقعا محشر بود افراد ی حتی جهیزیه عروسی خود را اهدا کرده بودند این نشانده فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی در جامعه ما می باشد .

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اینکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

بنا های قدیمی  

 
خانه  ای  با قدمت یکهزار سال در محله قاضی شهرستان آران و بیدگل  دارای ایوان خشتی و  اتاق ها و كارگاه های كرباس و ابریشم کشی ، رنگرزی  آشپزخانه ، "دالان بالا خانه و پایین خانه " ، حوض خانه ماهی  و اصطبل هیزم خانه و... مجلی برای تولید پارچه های کرباس و متقال و ابریشم و ...دلایل بقای بناهای قدیمی در قیاس با خانه های امروزین باید جالب باشند.

ادامه مطلب  

جالبه  

: داستانی کوتاه  که لذت زندگی کردن را به یادمان می آورد
 
داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.»راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.»پرسیدم: «چرا؟»راننده گفت: «قبل از اینکه هوا سرد بشه می میرم.» خندیدم و گفتم: «خدا نکنه.»راننده گفت: «دکترا جوابم کردن، دو سه ماه دیگه بیشتر زن

ادامه مطلب  

روز صد و نود و چهارم:)  

سلام امرهان عزیزم.
امیدوارم که حالت خوب باشه..
امیدوارم همه چی روبراه باشه..
خبری ازت ندارم امرهان.اینطوری نگرانت میشم خب.
اینبار تو خواب قاصدک دیدم.
حال منم خوبه،سرما خوردم باز:)
مراقب خودت باش امرهانی
خوش برگردی الهی
خیلی آقایی...
دوست دارم امرهان
یاعلی
خدانگهدارت.

ادامه مطلب  

بیخیالی تا چقدر!!  

فردا امتحان دارم اما ی فصل کلن مونده نمیدونم چرا اینقد بیخیال شدم 
خیعلی شل گرفتم!!نمیدونم خودمو کی پیدا میکنم :/این دوسال هم ک کلن ب قول معروف سرم ب تنم زیادیه و بکل مریض بودم و این مریضیا خودش منو خسته کرده ن اینک سرما بخورماا نه مث قبلم اصن سرما نخوردم اما امان از این پام ک منو دیونه کرده اخه دوبار گچ و این همه مراقبت بس نبود مطمئنم ترک ش هنوز مونده سرم ک هیچی ب قول اجی باید ی عکس بندازم از سرم شاید تومور باشه بخصوص ک علائم دوبینیشو دارم هم

ادامه مطلب  

بیخیالی تا چقدر!!  

فردا امتحان دارم اما ی فصل کلن مونده نمیدونم چرا اینقد بیخیال شدم 
خیعلی شل گرفتم!!نمیدونم خودمو کی پیدا میکنم :/این دوسال هم ک کلن ب قول معروف سرم ب تنم زیادیه و بکل مریض بودم و این مریضیا خودش منو خسته کرده ن اینک سرما بخورماا نه مث قبلم اصن سرما نخوردم اما امان از این پام ک منو دیونه کرده اخه دوبار گچ و این همه مراقبت بس نبود مطمئنم ترک ش هنوز مونده سرم ک هیچی ب قول اجی باید ی عکس بندازم از سرم شاید تومور باشه بخصوص ک علائم دوبینیشو دارم هم

ادامه مطلب  

کتاب "جین ایر" :)  

دیشب خواب دیدم که رفتم به یه خیابون که سه تا کتاب فروشی توشه.کتاب فروشی ها هم از این کتاب فروشی ها نبودن که یه مغازه باشه و بعد توی اون مغازه کتاب بفروشن.یعنی یه مغازه ی نقلی و کوچولو نبودن.چه طوری بگم.آهان.جلوی فروشنده ی کتاب ها یه میز بزرگ بود که روش پر کتاب بود.کتاب فروش ها هم توی پیاده رو ی خیابون بودن.خلاصه من توی خوابم دنبال کتاب "جین ایر (Jane Eyre)" می گشتم.توی اولین کتاب فروشی نبود.توی دومی هم نبود.دیگه داشتم ناامید می شدم که توی سومین کتاب فر

ادامه مطلب  

آب  

فصلی دگر از تقویم را ورق زدم. تصویر کاج های عریان قطب شما نمایان گشت و خبری از ننه سرما و چله بزرگ نیامد. لباسهای زمستانی آویزان مرا به یاد کودکی دخترم  یاسمن می برند که انتظار آغوش مرا دارند.
طبیعت وارونه شده٬  سرزمین ما کم باران و تابستانی گرم  خواهیم داشت.
آب این موهبت الهی ٬ مایه حیات ٬ از ما دریغ خواهد شد. خودکرده را تدبیر چیست؟
پی مقصر نگردیم  ٬ هیچ دیواری از دیوار خودمان  کوتاهتر نیست.... 

ادامه مطلب  

السلام علیک یاربیع الانام  

 امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) بعد از سختی ها و فتنه ها ظهور می کند. آن حضرت زمانی ظهور می کند که بسیاری از انسان ها و مستضعفان و انسان های مؤمن از ظلم ها و فتنه ها و پلیدی در رنج و عذاب و سختی باشند و پس از آن سختی، امام می آید و آرامش و آسایش و زندگی زیبا را برای انسان ها به ارمغان می آورد همان طور که بهار نیز پس از سختی ها و سرما و تاریکی ها پدیدار می شود.
طعم شیرین رفاه و امنیت
مردم در عصر ظهور همه خوبی ها را به شکلی آشکار مشاهده می کنند؛ د

ادامه مطلب  

اشعار كردي ماموستا ئاگر(دكترمحمدقدمي بانه/كوردي شير وان  

كوردی شیروانم دانیشتوی ئیران
یا خوا قه ت نه بری ده نگ له دلیران
ریوی و چه قه ل با ،هه ر بقروسكینن
به حیزیی خویان خو بماسینن!
پیاو ئه و پیاوه یه  گورز بوه شینی 
نه ك به كه ژ ده رپیی،ژن شه ر پیك بینی 
ماموستاگوران خوی را ده كیشی 
حیزیی كوانی به ،ده سته وام ده شیی!
شكایه ت چیه و گله یی و بناشت
كی به ره نده یه؟! ئه وه ی توپی "كاشت"!
له سه ر به رمال هه ر ده لیم خودایه
شه رمان لی لاده ئا له م دنیایه
قول له كراسیش گه ر هاته ده ری
چی ده بی با بی !له كه ر كووك گه ر

ادامه مطلب  

زلزله  

 از وقتی سرما خوردم نمیدونم انگار تابستون شده گرمم میشه و با این وضعیتی که من شبا میخوابم هی هرشب تو ذهنم میاد اگه شهرما زلزله بیاد  تو اون موقعیت چیکار کنم تا بخوام لباس بپوشم که میرم زیر آوار اگه هم زیر آوار مُردم که دیگه بدتر  جسدمو که از زیر آوار‌میخوان در بیارن آبرو ریزی 

ادامه مطلب  

شب یلدا تون مبارک  

❄️شعر شب یلدا❄️
چه خوبه شب یلداشبی بلند و زیباکنیم یاد خدا رابخونیم این دعا راخدای مهربونمتو که یلدا میاریبرف و سرما میاریبعد برف و زمستونگل به صحرا میاریبیار امسال برامونمهدی صاحب زمونانار دونه دونهآقا چه مهربونههر آدمی تو دنیااینو باید بدونههر جایی که باشهآقا به یادشونه

ادامه مطلب  

خواب  

کل دیروز و امروز رو دلم میخواست بخوابم 
و بیشترشو خوابیدم 
نمیدونستم اینقدر پتانسیل خوابیدن دارم 
از دیروز تو قسمت چپ بدن درد خفیف و تو دستام هم گهگاهی درد دارم 
نمیدونم مال قلبه یا عصبیه 
در هر حال در صورت ادامه دارشدن باید برم دکتر 
احتمالا اونم اکو برام بنویسه 
چون علائمش شبیه حمله قلبیه 
دیروز تنها روزی بود توی این فصل که سرما رو حس کردم 
یعنی اذیتم کرد 
 

ادامه مطلب  

صد و چهارمی  

 
امروز بعد از چند روز بالاخره شوفاژ اتاقمو روشن کردم...این دوتا معنی داره یا اینکه هوا خنک تر شده یا اینکه من دارم سرما می خورم و با در نظر گرفتن اینکه تمام اعضای خانواده مریضن دومی خیلی احتمالش بیشتره،که البته شاید خنده دار به نظر بیاد ولی حس میکنم به یه سرما خوردگی نیاز دارم (البته بدون گلو درد) چرا؟چون وقتی مرضم بهونه ی خوبی دارم که ساعت ها بخوابم و استراحت کنم و خستگی رو میشوره میبره!
دو صفحه درس میخونم و راجع بش توی نت سرچ میکنم(چقدر ما ای

ادامه مطلب  

481  

من ایده های زیادی برای رمان های زیادی داشتم و دارم ؛ اما همین که برای خودم توی وُرد مینویسم ناامید میشم . خیلی جاها گشتم و انگیزه ای برای ادامه دادن ندیدم . خیلی ایده هارو فراموش کردم و فقط سه تا رو نوشتم که دارن ته پوشه ها دسکتاپم زندگی میکنن ... ولی هنوز امید به اینکه نویسنده بشم رو دارم . تمام سعیم رو میکنم که فقط بخونم و بخونم تا یک روز بتونم بهترین رو بنویسم ... که البته فعلا مطمئن نیستم ... ولی امیدوارم :))

ادامه مطلب  

باران  

بآز باران با ترانه 
 
میخورد بر بام خانه...
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روز ها یه کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یآدت آید روز باران !
گردش یک روز دیرین ..
پس چه شد ؟! دیگر کجا رفت ؟!
خــــاطرات خوب و شیرین باز باران بی ترانه ، بی هوایه عاشقانه ، بی نوایه عارفانه در سکوت ظالمانه ، خسته از مکر زمانه غاف‍ل از حتی رفاقت ، حاله ای از عشق و نفرت ، اشک هایی طبقه عادت قطره هایی بی طراوت ، رویه دوش ادمیت ، میخورد بر بـام خانه ...

ادامه مطلب  

انجیل لوقا 6;46,49  

۴۶«چگونه است که مرا ”سرورم، سرورم“ می‌خوانید، امّا به آنچه می‌گویم عمل نمی‌کنید؟۴۷آن که نزد من می‌آید و سخنانم را می‌شنود و به آن عمل می‌کند، به شما می‌نمایانم به چه کس می‌مانَد.۴۸او کسی را مانَد که برای بنای خانه‌ای، زمین را گود کَند و پیِ خانه را بر صخره نهاد. چون سیل آمد و سیلاب بر آن خانه هجوم برد، نتوانست آن را بجنباند، زیرا محکم ساخته شده بود.۴۹امّا آن که سخنانم را می‌شنود ولی به آن عمل نمی‌کند، کسی را مانَد که خانه‌ای بدون پی،

ادامه مطلب  

زمستان  

 این  روزها مد شده است تا فصلی میخواهد برود همه برایش مینویسند و برای  فصلی که قرار است بیایید خوش امد میگوییندمیخواهم پاییز نرفته برایش بنویسم و به فصل سرما خوش امد بگوییمبگذار یک بار هم ما روی مد باشیم قبل از همهپاییز عزیزم خدا پشت و پناهت ،امسال با تنهاییم مدارا کردی و برگهای نارنجی رنگت را نگذاشتی زیر پایم باشد تا ناراحت شوم از قدم زدن های تنهاییاز تو ممنونم مرد مهربان رفتگر که جارو کردی برگهای از یار (درخت)جدا شده را تا کم تر عذاب بکشند

ادامه مطلب  

The Prestige (2006)  

Director: Christopher NolanIMDB : 8.5cast : Christian Bale , Hugh Jackman ,  Scarlett Johansson ,  Michael Caine ,.....
 دنیای شعبده و راز و رقابت.از اسم کارگردان و امتیاز فیلم همه چیز گویاست.روایت غیر خطی فیلم استادانه ست و  همه چیز تو فیلم به طرز غافلگیرکننده ای سر جای خودشه!سعی کنین چیزی رو حدس نزنین،متاسفانه از اواسط فیلم متوجه جریان شدم و اون شوک نهایی نولان که تو اکثر فیلماش هست اونطوری که باید منو به وجد نیاورد :)+کاتر :بعد می‌خواید بفهمید راز کار چیه. ولی نخواهید فهمید. چون
درست نگاه ن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1