باید به دونسته ها عمل کرد  

بازم اين فکر سراغم اومد
که چرا من و راه دادین کربلا
و در مقابل یه فکر دیگه ای در جواب به ذهنم اومد
اونم اينکه شاید من و راه دادین
تا کنایه ای باشه برای دیگران
یا شایدم فقط به عنوان سیاهی لشگر
توی اين لشگر اربعینی
در کل اينکه داییم گفت:
کربلا رفتن مهم نيست
نگهداشتنش مهم
که ما تا همین الانش زیاد موفق نبودیم
ولی به دور از همه اين حرفا
کربلا به جاذبه دیگه ای داره
و غم امام حسین علیه السلام یه نمک دیگه ای داره

ادامه مطلب  

امشب منو بی حوصلگی  

امتحان فردارو خوندم چون قبلن کامل خونده بودم فصی اولو نیاز ب خوندن انچنانی نداشت فقط صب باید پاشم ی مروری بکنم !!طبق معمول هر شب اس داده از شانسش هم ی نفر دیگ از دوستامم اس داده هر دوتاشون ازم پرسیدن بیداری منم چون طبق معمول ک اعصاب تعطیل گفتم امرو چی شده همه ب بیدار بودن من گیر دادن اونم ب عاغا برخورد و گف باشه من گیر نمیدم و از اون حرفا منم گفتم چیز خاصی نگفتم اونم نوشت:(‏ببین من دلتنگت شدم اونم بد جور سر تو با مامانم دعوا کردماا الان عصاب کلن

ادامه مطلب  

 

+ میگن یه حرفایى از وقتش كه بگذره دیگه نمیشه زدشون ها ، راست میگن ؛ هى با خودم میگم اينو بنویسم اونو بنویسم تهشم هیچ 
+ میدونم كه میدونید  همتونو میخونم :) هر روز و هر روز و هر روز ، اگر نظرى نیس ازم پوزش رفقا ❤️ :)
+ خدایا یه هفته و ١ روز بزن جلو قربونت ببینیم آخرش با خودمون چند چندیم :/
+ میگن قلیون كشیدن تو قم توقیف شده ، قلیان هارا شكانده اند و اين حرفا ، حالا جوونا دارن رو میكنن چقد تفریحاتِ قلیونى دوست داشتن:/ دخترا رو نگم دیگه :/ نكشید خدایى خوب

ادامه مطلب  

62#  

تا حالا چند بار سعی کردی خودتو بذاری جای من؟ من خیلی سعی کردم خودمو بذارم جای تو، ولی همیشه یه جای کار می لنگیده، همیشه یه چیزی بوده که با سناریو هایی که می چیدم، جور درنیاد! یا ما آدما موجودات پیچیده ای هستیم، یا حالت های ممکن اين سناریو ها بیش از حد زیاده، یا تکلیفمون با خودمون مشخص نيست! نمیدونیم چی میخوایم از همدیگه! فقط کارایی می کنیم که خواسته یا ناخواسته آدمارو به بازی می گیریم! شاید هیچکس با خودش فکر نمیکنه که بتونه زندگی یه آدم دیگه رو

ادامه مطلب  

باید به دونسته ها عمل کرد  

بازم اين فکر سراغم اومد
که چرا من و راه دادین کربلا
و در مقابل یه فکر دیگه ای در جواب به ذهنم اومد
اونم اينکه شاید من و راه دادین
تا کنایه ای باشه برای دیگران
یا شایدم فقط به عنوان سیاهی لشگر
توی اين لشگر اربعینی
در کل اينکه داییم گفت:
کربلا رفتن راحت 
کربلایی موندن سخت
که ما تا همین الانش زیاد موفق نبودیم
ولی به دور از همه اين حرفا
کربلا یه جاذبه دیگه ای داره
و غم امام حسین علیه السلام یه نمک دیگه ای داره
السلام و علیک یا اهل البیت نبوت

ادامه مطلب  

بن بست  

عَروسی معمولی بود . خیلی جذاب نبود . نور و DJ خوب نبود .
اونم کِ .. شب با گریه خوابیـدم . شبِ یلـدا .
امروز هَم همش بحث . حرفا تکراری . سر دردِ مَن.
اگه ناراحتی پیام نده و ..
 میذاشتی دو رو از اينکه گفتی باهات خوب میشم بگذره !
خلاصه که به بن بست میخوریـم . دیگه کم کم ..
 

ادامه مطلب  

نمیدانم که با دلتنگ چی کنم خدا جانم  

دل تنگم من سنگم!توانم نيست!خدایآشیانم نيست!یار مهربانم نيست!نیمدانم چرا از من دست کشیدست او من خود زخمی ام زین غم مزن سنگم دل تنها مزن سنگم ...توانم نيست خدای 
شب روز در امید دیدار ایش خدای
دلم خیلی تنگ اس اما چطور کنم از او خبر نسیت خدای.

ادامه مطلب  

گاهی اوقات  

زمان زیادی گذشت ....
فهمیدم همیشه اونى كه میخواى نمیشه...!فهمیدم هركسى كه باهاته الزاماً "دوستت" نيست!فهمیدم كسى كه تو نگاه اول ازش بدت میاد یه روزى میشه صمیمى ترین دوستت و بلعكس... !فهمیدم كه بى تفاوتى بزرگ ترین انتقامه...تنفر یه نوع عشقه ... دلخورى و ناراحتى از میزان اهمیته...! غرور بزرگ ترین دشمنه... خدا بهترین دوسته ... خانواده بزرگ ترین شانسه ...سلامتى بالاترین ثروته...اسایش بهترین نعمته ... فهمیدم" رفتن" همیشه از روى نفرت نيست ... هركى زبونش نرمه دلش گ

ادامه مطلب  

روز نوشت صد و نودم  

میدونی من اعصاب ندارم خیلی خیلی آروم پیش میری ...
میدونی چیه اگه یه پسری دلش بخواد کار بد بکنه بعد اصن اعصابش نمیکشه شش ماه عاشقی کنه
هفت ماه کمین کنه در نهایت باهم دوس بشید و ...
راستش کاشکی برعکس بود کاش اولش آدم ها با هم کار بد میکردن بعدش تصمیم میگرفتن که دلشون همدیگه رو میخواد یانه
حداقل اينجوری بخاطر کار بد همو سرکار نمیذاشتن و فریب نمیدادن
حداقل میفهمیدن که همدیگه رو دوس دارن یا کار بد رو ...اونوقت کسانی که میماندن واقعی ماندنی بودند .
و با

ادامه مطلب  

روز نوشت صد و هشتاد و نهم  

به نظر خودم اگه درست وبمو بخونید من به اندازه کافی حتی بیش از اندازه اعتماد بنفس کافی دارم
بنابراين اينکه بخوام از چیزی خجالت بکشم یا فیلم بازی کنم اصن ازین حرفا نيست .
من آیدی تلگراممو گذاشته ام توی پروفایلم واقعا اگه کسی از من خوشش اومد و منو دوس داشت
اشکالی از نظر من نداره که بیاد پی وی من و با هم حرف بزنیم البته به شرطی که صادقانه رفتار کنه
و احترام متقابل رو بفهمه و عزت نفس من و عزت نفس خودش براش مهم باشه میتونه بیاد حرف بزنیم
از نظر من اشک

ادامه مطلب  

80.  

پرسپکتیو سخت نيست ، فقط معلوم نيست از پشت کدوم کوه اومده که انقدر حرف حاليش نمیشه -_-
دلم درد میکنه

ادامه مطلب  

استرس  

خب همدم جان
چقدر دیر ب دیر میام سراغت :/
وقتی همدم آدم اينترنتی باشه و همدم نویس هم ی دانشجوی هشت گرو نُه همین میشه دیگه!
نمیدونم چندم رفتیم خونشون.ولی خیلی خوب بود.خاطره ی خوبی شد.حرفا داره پله پله جدی میشه و من اين پله پله جدی شدن رو دوس دارم.
ولی ی چیزی اين وسط غلطه.چرا من اصلا استرس ندارم؟؟ مثل آرامش قبل از طوفانه شایدم چون من خودمو از قبل آماده کردم اينطورم.هرچی هست ک اين بی استرسی داره منو ب استرس میندازه.دارم نگران میشم همدم
امروز ک ودمو تو

ادامه مطلب  

دارم لِه میشم تو فک کن رو به رام :)))))  

ما داریم تاوانِ اشتباهای چن تا آدم بزرگو پس میدیم ، خودِ من :)
دنیا از همون اولشم جای مزخرفی بود برای زندگی ، فقط نمیفهمیدیم ^^
 
 
 
 
+ وبلاگِ من و آدمای توش آرومم میکنه ، من زیادی ناراحت نيستم و میدونم ناراحتی جزوی از زندگیمه ، نه دوست پسرِ نداشتم ولم کرده و نه ناراحتیام به خاطرِ همیچین چیزای نابودیه ^^ 
ولی شماهایی که میاين و میگین چس‌ناله نذار و از اين جور حرفا و حتی آدرس نمیذارین که سوءِ تفاهمتونو برطرف کنم حالا به هر طریقی ، خعلی تباهین ، خ

ادامه مطلب  

به خوابم بیا آقا  

سلام ماه شبهای تارم
آقا زود زود دلم برات تنگ میشه و خودت بهتر میدونی در روز چقد بهت فکر میکنم..به رویای همیشگیم مجاور شدن که نگو و نپرس
ببخش آقا حرفای تکراریم شاید برات خسته کننده باشه ولی دلم تنگه دستم به جایی بند نيست فقط اينجا نوشتن میتونه منو آروم کنه هرچند که خیلی چیزا رو نمیشه گفت
آقا دلم لبخند مهربونت میخواد،دلم میخواد با یه نگاه دلمو رو به راه کنی دلم میخواد با لبخندت به همه سوالام جواب بدی دلم میخواد اونقدر راضیم کنی که دلم دیگه هیچی

ادامه مطلب  

ديوونه غرغرو...  

مشترى كه دیشب بابت بودنش كبكم داشت خروس میخوند امشب كارى كرده كه خودكشى نكنم خیلیه!!گفتم مشترى مدارى كنم براش عكس قاب فرستادم و با توافق همدیگه یه قاب رو انتخاب كردیم.بعد آویزاى سنجاق رو فرستادم گفت هرچى خودت بزنى.میگم رنگش با من فقط مدلش گرد باشه یا مربع.میگه مربع گفتم باشه كار رو آماده كردم براش فرستادم میگه گرد باشه بهتر نيست!!گفتم باشه گرده رو میزنم بعد باز پیام داده جاهاشون رو عوض كنى بهتره.باز عوض كردم میگه كوتاهتر شه بهتر نيست؟ كوتاهش

ادامه مطلب  

همه رو میدونم  

میدونم که حقی از تو ندارم، میدونم که تو دیگه زندگی خودتو داری و دارم تلاش میکنم ارامشتو به هم نزنم، اما اين دل زبون نفهم من، حاليش نمیشه، همینطور دلتنگی می‌کنه برای تو که یگانه عشق تمام زندگیش بودی و هستی، باورش برات سخته اگه بهت بگم تمام مدت شب یلدا همه عزیزانم دورم بودن اما من مثل کسی که در پی گم کرده اش می گردد بی تاب بودم مدام یادت می افتادم چشمهایم پر میشد و بغضم را قورت میدادم و وقتی می‌دیدم تمام آن شب حتی یکدفعه هم آنلاين نشدی حضورت را

ادامه مطلب  

255 : ترسیدم  

نوشته بود وقتایی که ناراحتم بیخیالم نمیشه
مثه کنه میچسبه بهم و میگه بگو چته
ولی من هیچ وقت بهش نمیگم
چون دلم نمیخواد احساسات دختری مثله اون
با روحیه قشنگِ گل گلی رو خراب کنم
خواستم بگم
آخه مسلمون
تو چی میدونی از احساسات یخ زدهِ اين روزام...
چی میدونی از حرفا و نوشته هایی که دیگه نه رنگ و بوی گل گلی دارن و نه حال و حوصله قشنگ کنارِ هم چیده شدن
میگفت اگه تو نبودی
اگه چشمای گربه ایت نبود 
من هیچ وقت به دنیای دخترانه ام برنمیگشتم
اونجا دقیقا همون وق

ادامه مطلب  

چله عاشقی (2) ...  

اما ما تو مسجدمون، یه طور دیگه چله رو شروع کردیم...
همه غبطه بخورن به حال بچه های مسجد ما...
بعد نماز مغرب و عشاء و آخرای حلقه صالحین آقای قربانی، رسیدیم پایگاه... حالا دیگه باید
میدان رو به نفع حلقه  شهید علی تجلایی   خالی میکردن...
خلاصه بقیه نفرات مون هم رسید... کلی صحبت های شیرین بچه ها...
سوالی پرسیده شده بود. هر کدوم از آقایون هم نظرات خیلی خوبی میگفتن...
 
جوابمون رو از قرآن پیدا کردیم... داستان یوسف... داستان کسایی خودشون رو به ثمن بخس فروختن و
ک

ادامه مطلب  

باران برگ  

كنارم باش امشب ، از من بگو تا سحراز روز های بی تو ارام بگو تا سحراز باران برگ بگو در ان پاییز سرداز فصل بودنت از شب بگو تا سحراز جنگ با اهریمن، تنها یی قلم ازبودنی كه نيست از شب بگو تا سحر از اولین نگاه تا اخرین خاطرهاز چشمان جذابت ، از شب بگو تا سحر

ادامه مطلب  

.  

۸ روز میگذره از اخریت باری ک بهت پی ام دادم
کلی دعوا کردی و حرف بیجا زدی 
من رو به خاطر یه ادم بیشعور ک هیچی نداره گذاشتی کنار 
اولش ک اومد گفتی مثل داداشمه  و اونم بهم میگه ک تو هم مثل خواهرمی و ازین حرفا
هه ولی الان منو فروختی  به ادمی ک میگفتی نظری ندارم روش!
تویی ک هرکاری میکردی برام 
تویی ک از داشتن من اينقد خوشحال بودی ک گریه میکردی ولی الان چی
الان اينقد حالت با اون خوبه که حتی یادی نمیکنی ازم ببینی زنده ام یا نه 
ریدم تو اين دنیا  و ادم ها

ادامه مطلب  

نگفته ها!  

گفته بودم بالاخره انتحارى طور رفتم و دوربین خریدم؟ نه نگفته بودم ....
اين ترم هم رسید به آخرش و فرجه امتحاناش، ترمِ سومى هم آخراشه، نگفتم .....
با تمامِ ترسى كه از رشتم و سختیاش دارم، دوسش دارم جدیداً، یادم نبود بگم .....
كامنتاتونو جواب دادم، ولى تأیید نكردم ، یادم میره .....
قرار بود وبو پاك كنم، دلم نیومد ، نشد ..... 
پرم از نگفته ها ، پر از خالى ، پر از سكـــوت ..... 
 
+ دلم بزرگه؟ آره :) خیلى سخته خب آدم سكوت كنه ، خیلى بده همه چیزو عادى جلوه بده و انگار

ادامه مطلب  

بار ِ دِگَر  

اين چند روز ناامیدی ِ همراه با سرماخوردگی چیره شده. صبح که از خواب بیدار شدم به خودم گفتم هستی دیگه فک کنم باید پشت کنکوری شی :/ با یه همچین امید مضاعف و گلوی دردناک زمان رو پیژامه پوش هدر دادم تا غروب. غروب که شد یادم افتاد هجده سالمه،دلم گرفت،موج جدیدی از حسای بد اومد سراغم. میدونی،آدم دوازده سال درس نخونده که اينجا کم بیاره... یا یه سه چهار سال کوکم کنن عقب،شور و شوق و هدفام،چی شدن پس؟ چرا حالا کم میذارم و کم میارم؟ دلم نیومد کسی رو تو حال ِ ک

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اينکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

257 : چه حرفا که من گند زدم به رویای کلمه شدنشون...  

برام مهم نيست چی یا کی رو به روم باشه
صدا ها اذیتم میکنه
آدما اذیتم میکنن
دلم گریه ام نمیخواد
فقط یه راه فرار
یه راه فراری که لااقل هر جا که هستم فقط خودم باشم و دغدغه های خودم
نشینم بین یه عده روشن فکر نما و دردای مزخرف اونا رو گوش بدمُ از آخر به فکر همه چی باشم جز خودم...
از آخرم همه چی باشه و خودم کم کم بمیرم و جونم به حدی رفته باشه که بشینم جلوی مامان اشک بریزم
برای اولین بار
بهش بگم که زندگی که با اين زحمت برام ساخته ارو نمیخوام
اين وضعیتو چیزی

ادامه مطلب  

تردید  

بسم الله
حالا که دارم سفت و سخت به پروسه فاند و اپلای میچسبم وقتی سرچ میکنم و پوزیشن ها را پیدا میکنم دچار نوعی تردید میشم. تا الان فقط ترس بود اما الان تردید هم هست. الان احساس میکنم حتی با نوشتن اين پست دارم وقتمو به بطالت در مورد هدفم از دست میدم...... ولی یادمه موقع ارشد هم اينجا پست میذاشتم. امشب میخوام در مورد تردیدم حرف بزنم. من امشب فقط در مورد پوزیشن ها سرچ کردم و چنتا از وب سایت دانشگاهها را سر زدم ولی دیدم انگار درس خوندن سخته ها. سختی در

ادامه مطلب  

قدرت دركى ده كه آن به!  

ولان دیشب و امروز مهمونمون بود و عصر راهى شهر شبها شد. ولان دختر عجیبیه . از یكسال پیش تا حالا هروقت به ولان و پدرش فكر میكنم یاد برخورد لحظه خداحافظى باباش با ولان میفتم و به اين فكر میكنم من اگه جاى اون بودم چكار میكردم؟ و میدونم كه نمیتونم جاى اون باش و در اين حد گذشت داشته باشم...گذشت چیزیه كه آدم نه اينكه نخواد داسته باشدش،نه ! بلد داشتنش نيست و گاهى مثل اون آدمى كه در جهل مركب ابدالدهر میمونه ، نمیخواد هم بلدش بشه! من گمونم موندگارم تو جهل...

ادامه مطلب  

درک نمیکنم این همه تناقض رو...  

همیشه ی حرفش ازارم میداد هر وق میگفتم خودتو عوض کن و اونجور 
حرفا میگف اره راس میگی واس ی دختر ک پول از همه چی واسش مهمتره 
باید عوض بشم !! درحالی ک هیچوق نفهمید من بخاطر اينک ارزشش پیش 
من و بقیه بالاتر بره میگفتم بعضی کارارو کنار بزار !! نمیدونم در اووج عاشق 
بودنش همچین حرفایی رو چطور میزد همیشه هم میومد معذرت خاهی 
میکرد اما لیوان شکسته دیگ اب توش جمع نمیشه!!
یادمه ی بار گفتم از فلان دوستت فاصله بگیر بهش برخورد ک تو چی 
ازدوستام دیدی اونا مث

ادامه مطلب  

دل نوشته  

امشب بیرون نرفتم، به خودم گفتم بشین و با خودت وقت بگذرون ، فكر كن، الكل هم نخوردم سیگارم نكشیدم فقط و فقط با خودم بودم !! دلم برای خودم تنگ شده بود ، امشب بیرون نرفتم ، 
بعضی موقع ها مثل امشب دلت میخواد بنویسی اما وقتی شروع میكنی به نوشتن نمیتونی چیزی بنویسی، یه فریاد خاموش، بیصدا، یه سكوت خالص، یه فكر كه كلمه ای برای بیانش نيست، 
 

ادامه مطلب  

روز مرگى ها !اصلا  

+ مشغول امتحاناتم شدید ، زندگیه دیگه، مثه برق و باد شب میره صبح میاد ، فرار میكنن از هم ماهم میشینیم نگاشون میكنیم :/  گم شیم تو امتحانا حداقل تا راحت شیم از حاشیه هاى دور و برمون یكم، با همه استرساش یوقتا واسه فرار از تو شلوغى بودن خوبه :)  ....
+ فعلا كه هم اينجا پابرجاست، هم من پابرجا، كى میدونه شاید من عمرم حتى قد نده كه اينجارو نابودش كنم :)) شاید روزى برسه كه من نباشم و اين صفحه ى خط خطى پابرجا ! ( دلم كه نمیاد، ولى شاید واسه شروعِ پا گزاشتن رو دل

ادامه مطلب  

يه تو هم نداريم متن تقديمش كنيم!!  

یلدا براى بیشتر به رخ كشیدن بودن و نبودن تو نيست،یلدا براى اينه كه اومدن نور و مهر رو جشن بگیریم ،یلدا براى اينه كه رفتن تاریكى و تموم شدن ظلمات رو جشن بگیریم و به استقبال روز "خور" بریم...یلدا براى اينه كه امید رو بیاره ،امید به نور تابوندنت و اومدنت...یلدات مبارك اى تویى كه بى مخاطبى!******میترام كه متولد شد حواسم سرجاش نبود كه اين متن رو بزنم پاش و الان اومد نشست اينجا!!امشب هم گذشت و یه یلداى دیگه رو گذروندم.زلزله هاى پى در پى شرق و غرب و مركز و...

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ ( قسمت دوم)  

سلام @_@
ببخسید کم هستم و نيستم!
قسمت دوم قرار یود یکم زودتر گذاشته بشه ولی یکم دیر شد؛ بازم به بزرگی و بزرگواری خودتون عفو کنین :))
*****
قسمت دوم
- آهای آسا.. آساااا پاشو دختره‌ی خوابالو.. پاشو که الان عمه طلی میادا... نگاش کن چطور گرفته خوابیده! دهنش که اندازه غار بازه.. یه لنگش اينوره، یه دستش اونور.. خروپفشم که یه فیلُ از پا درمیاره!
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

005  

 
٣١ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:
اِنّ اللهَ یَقبَلُ تَوبَهَ عَبدِهِ ما لَم یُغَرغِرْ.
خداوند توبة بنده‌اش را تاجان به گلو نرسیده قبول می‌کند. (شهاب‌الاخبار، ص ٣٦٦)
٣٢ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:
إنّ العَبدَ أَذا أَذنَبَ ذَنْباً اَجَّلَهُ اللهُ سَبْعَ سَاعاتٍ فَاِنِ استَغَفَراللهَ لَم یُكْتبْ عَلَیهِ شَئٌ وَ اِن مَضَتِ السّاعاتِ و لَم یَستَغفِرهُ كُتِبَ عَلَیهِ سَیئةٌ.
بنده هر گاه گناهی مرتکب شود خداوند تا هفت

ادامه مطلب  

28. كپي  

پیام داده كلی مونی هست اينجا، من هم كه از ماجرا سر درنیاورده بودم گفته بودم كجاست دقیقاً؟! او هم گفته بود نمیشود كه از آنها عكس بگیرد! تازه دوهزاری ام افتاد راجب چه چیزی حرف میزند. آدم های شبیه به چهره ی من :)) حالا هروقت یادش می افتم خنده ام میگیرد. احتمالاً هرقدمی كه برمیدارد یك دور من را مرور میكند. با اين حال هنوز جواب پیامم را نداده، اين روزها بیشتر از هر روز دیگر نگرانش میشوم. در اين شرایط تنها چیزی كه گریبانگیرم میشود كاهش وزن است و اين اصل

ادامه مطلب  

فيلم مصاحبه انوشه انصاری را موقع اسکار نگاه می كنم...  

فیلم مصاحبه انوشه انصاری را موقع اسکار نگاه می كنم
مثل برخی هنرپیشه های هالیوودی ژست های عجیب و غریب نگرفته استمثل برخی زنهای فرش قرمزی، در مسابقه برهنگی نمی تازد
از نزدیک به صورت اش نگاه می كنم؛چین و چروک های دور چشمش به وضوح مشخص استمثل برخی زنان از روی شرم میانسالی، كنار چشمانش را بوتاكس نكرده استاحتمالا شاید به اين دلیل كه به چروک های دور چشمانش افتخار می كندیكیشان شاید یادگار استرس رفتن به فضا باشدبه عنوان اولین زن گردشگری فضایی دنیا


ادامه مطلب  

احکام  

معنای احکام
 
دستورهاى عملى اسلام كه وظیفه انسان ها را نسبت به كارهایى كه باید انجام دهند و یا از آن دورى كنند، مشخص مى كند، احكام گویند.
 
اقسام احکام
 
احكامى كه وظیفه مكلّفان را معلوم مى كند، پنج قسم است :
واجب ، حرام ، مستحب ، مكروه ، مباح
 
واجب : كارى است كه انجام دادن آن لازم است و ترك آن عقاب دارد،  مانند نماز و روزه .
 
 
 
 
 
 
حرام : كارى است كه ترك آن لازم و انجام دادنش عقاب دارد،مانند دروغ و  ظلم .
 
 
مستحب : به كارى مى گویند كه انجام دا

ادامه مطلب  

 

بیا بنشینیم كنارِ هم، من سر میگذارم روى شانه ات ، تو دست بنداز دورِ بند بندِ وجودم، نگاه كنیم به شب و روزهایى كه میگذرد ، من لب بزنم "آخرش؟"
تو جواب بدهى "بهترین ها" بلند،مردانه! :)
#خط_خورده
 
+ سبا، من منتظرم كه باز برگردى :) كه چندسال دیگه وقتى از سرِ كار برگشتم ، كترى رو گزاشتم رو گاز ، بشینم پشتِ سیستم پستاتو بخونم ، از روزاىِ پاییزى و زرد و نارنجیت نوشته باشى ، از خش خشِ برگ هایى كه قدماى دونفرت ساختتشون ، هى لبخند بزنم ، به قشنگیاى دو نفره ات،

ادامه مطلب  

لرزون!  

گاهى اوقات آدم چقدر زود مى تواند پشیمان شود. وقتى دستهاى مرگ بیش از حد معمول نزدیك گلوى آدم مى رسد و سیب گلویش را قلقلك مى دهد به تصمیم اشتباهى كه گرفته فكر مى كند. به تصمیم هاى اشتباهى كه گرفته!!استیصال...درماندگى و باز استیصال... درماندگى پدر و مادرى كه تنها دخترشان در شهر لرزان تهران مانده و دخترى كه به خیال كلاس رفتن ماندگار شده اما كلاس كنسل شده هیچ ،زلزله خانه و دلشان را هم لرزانده...زودتر اين شب باید تمام شود!!زودتر تمام شو*****باید جاى كدوم

ادامه مطلب  

شجاعت!!  

فیلم the help رو دیدم. فیلم بدى نبود هرچند مفهوم بدرفتارى با سیاه پوستها توش رقیق شده بود و خیلى لطیف نشون دادن خدمتكاراى امروز همون برده هاى دیروزن!!به نظرم مفهوم بزرگ نژادپرستى رو خیلى مسخره و فقط با یه مخالف جلف نشون داده بودن در صورتیكه كار ابیلین و مینى بزرگ بود البته نه اونقدرى كه باید اما به نقل از خود فیلم "شجاعت بى باك بودن نيست.شجاعت مبارزه كردن و انجام كار درسته!!"انتظارم برآورده نشد و به اين فكر میكنم اگه الان مسئله مردا بود و مردا قرار

ادامه مطلب  

27. بلاروس  

لئو؟ لئوی من! چرا هرچه تلاش میكنم از تو دورتر میشوم؟ از تو و رفتارهایت دلگیرم. اينكه خیلی وقت ها اصلاً نمیبینی مونی ای وجود دارد. ینی آنقدر بینمان فاصله افتاده كه تو سر از بلاروس درآوری و من روحم هم خبر نداشته باشد نزدیك من نيستی؟  حتماً كسانی مهم تر از من هستند كه بهشان بگویی. همان هایی كه دلیل آنلاين شدن وقت و بی وقت ات هستند. حس میكنم تمام تلاشم را كرده ام و به بن بست خورده ام. خیلی چیزها آنطور كه باید نيست. از اينكه بین اين همه آدم تویی را انت

ادامه مطلب  

عید تا کنکور  

داداشا و ابجی هایه گلم 
خوب درس بخونین اين زمان باقی مونده رو خیلی ها بودن ک تونستن با همین عید تا کنکور رتبه شونو کلی جا بجا کنن و من کلی ازین افراد تا حالا دیدم بین رفقا خودم پس اگ اونا تونستن شما هم میتونین 
من خودمم خوندم بعد عید خوبم خوندم ولی ب نظرم روال طبیعی داش خیلی جهش نکردم مثه بعضیا ولی شما میتونین با تلاش جهش کنید 
برایه اين دوران ب جایه اينکه بیشتر فکر کنین بیشتر تلاش کنین وقتتونو با فکر کردن تلف نکنین 
و اگ میخواين از الان تا کنک

ادامه مطلب  

964  

خب اولش وقتی شک‌کردم که با ی جعبه شیرینی خامه اومدخوابگاه! 
چون قبلش میخواست بره بیرون و واسه تیپش هی نظرمیپرسید! 
بعد اين تیپ زدن وبیرون رفتنه ادامه داشت! وخب بازم شک برانگیزبود 
اينکه قبلش واس بیرون رفتن بادوستاش انقد تیپ نمیزد،باخودم گفتم
لابد با ی سبزواری رل زده،اصن ب منچه! ولی وقتی دیشب بچه هابهم
گفتن اينودیدنش تو خیابون کاشفی،با حسین صالحی حالم بهم خوردناموسا
واعصابم وقتی بهم ریخت که زهرا گف احسان خواستگاری اومده یدفه
واونروزیم خو

ادامه مطلب  

اینترنت دزدی  

دیشب محض نمونه ی قسمت سریال آشوب رو با نت گوشی دانلود کردم ۱۷ دقیقه شدقسمت بعد رو با نت خونه دانلود کردم ۶ ساعت زمان داد و تا صبح طول کشید !از ۲۹ آذر تا امروز من ۳ شب خونه بودم و همسرم ۵ شب ، شب ینی از ۱۲ تا ۸ صبح ، جفتمونم نت گوشی داریم و با موبایل که کار میکنیم نت گوشی رو مصرف میکنیم ... ینی یک هفته اس نت خونه هیچ استفاده ای نشده ... شاتل جانِ دزد ، توی اکانتمون زده روزی ۸ گیگ مصرف ! آخه بی پدر ، بی شرف ، بی چیز ، ما اصلا خونه نبودیم ! شاتل عزیز ، کمتر دز

ادامه مطلب  

816  

وقت نشد بنویسم...
شب تولدم باهم رفتیم بیرون دور خوردیم...
چجوری شد؟
شب ساعتای 7ونیم اينجورا بود که دیدم تو جمع کردن خونه ناتوانم...خاله بزرگه اعلام رسمی کرده بود که داره میاد و راه افتاده از شهرستان...ماهم که همیشه هشت خونمون گرو نهشه...دست تنها..مریض...علیل...دیدم نمیتونم...زنگ زدم سیس سر کار بود...گفتمش نمیتونم تنها...گفت بزار شب میام باهم....پیام دادم به العبد گفتمش بریم بیرون....یجورایی باهاش کار داشتم...عصرش تو سایتی با یه مشاور صحبت کرده بودم...دلم خ

ادامه مطلب  

ریزش سکه ای مو (آلوپسی) - قسمت اول  

ریزش سکه ای مو (آلوپسی) * (قسمت اول)
آلوپسی آره آتا ، نام علمی ریزش سکه ای که نوعی بیماری خود ایمنی در بدن ، كه در آن فولیكول‌های مو از بین نمی‌روند اما موها را اضافی تلقی كرده و تیشه به ریشه آن ها می‌زند. با توجه به اينکه در قدیم تصور بر اين بود که عفونت ها عامل اصلی اين ایجاد کچلی می باشد اما اکنون اين نظریه رد شده و تاکنون علت اين بیماری مشخص نگردیده است. به جهت یافتن درمان مشکل خود ابتدا باید نوع کچلی تان را تشخیص دهید. افرادی که ریزش مویشان ه

ادامه مطلب  

این روزها  

تنهام تو اتاق.  فا... که قمی هست و اکثرا نيست. پ... هم پریروز رفت خونه شون. چند مدتیه به شدت از تنهایی لذت میبرم. واقعا احساس آرامش میکنم. نمیدونم چرا ولی وقتی پ... گفت میخواد بره خونه شون خیلی خوشحال شدم از اينکه آخر هفته تنهایی خواهد گذشت. پ... دختر خیلی خوبیه. مادرش رو از دست داده سال اول دانشگاهش. از پارسال که اينو متوجه شدم، همش دوست دارم باهاش خیلی خوب رفتار کنم و مثل یه خواهر براش باشم اما مشکل اينجاست که دیگه از اون ف... صبور و مهربون واقعا چیزی

ادامه مطلب  

107  

وقتی بعد از اربعین از کربلا برگشتم ، دایی مامان قرار بود که بیاد خونمون..دیدن من و عطیه!...
خودش آدم مذهبی ای هست ولی خانومش نه خیلی...خودش چند باری قصد کرده بود بره کربلا ولی خانومش مایل نيست فعلا...که دلایلش هم منطقیه!
همون روزا مامان وقتی دید تمایل دارن بیان خونمون ، یه شب شام دعوتشون کرد...من بادمجون شکم پر درست کردم و اونم یه غذای دیگه درست کرد و ...خلاصه خوب بود! 
حالا یک هفته ای میشد که خودش با بابابزرگ رفته بود کربلا و برگشته بود....اولین بارش

ادامه مطلب  

اصول انقلاب اسلامی  

#هشتگ
اصولی هست كه محمود احمدی نژاد تا بدانها پای بند بود هم به مردم خدمت كرد و هم به انقلاب. اين اصول مستقل از احمدی نژاد وجود داشت و همیشه خواهد داشت. امام به ما آموخته شاخص آن هم ولی فقیه است نه خود ما و نه هیچ كس دیگر. در فتنه ٨٨ اهل بغی علیه آن اصول شوریدند نه علیه شخص احمدی نژاد و انقلاب با همه وجود پای احمدی نژاد ایستاد. باید هم می ایستاد. صدبار دیگر همان وضع تكرار شود همان كار را باید كرد. دیری نپایید كه احمدی نژاد تصور كرد خود بخشی از اصول

ادامه مطلب  

001  

 
  خدا شما را به پرهیزكارى سفارش كرد، و آن را نهایت خشنودى خود، و خواستش از بندگان قرار داده است، پس بترسید از خدایى كه در پیشگاه او حاضرید، و اختیار شما در دست اوست، و همه حالات و حركات شما را زیر نظر دارد. اگر چیزى را پنهان كنید مى‏ داند، و اگر آشكار كردید ثبت مى ‏كند، براى ثبت اعمال، فرشتگان بزرگوارى را گمارده كه نه حقّى را فراموش، و نه باطلى را ثبت مى ‏كنند. آگاه باشید آن كس كه تقوا پیشه كند و از خدا بترسد، از فتنه‏ ها نجات مى‏ یابد و با ن

ادامه مطلب  

پريچهر نبودن  

تازگیا دارم حسرت اينو می خورم كه چرا اسمم '' پریچهر '' نيست.حالا چرا پریچهر ؟ والا خودمم نمی دونم.فقط وقتی بهش فكر می كنم خنده از ته عمق وجودم می خواد بیاد بالا ! [ باور كنین دقیقا همین طوره ]
مامانم می گه قبل از اين كه به دنیا بیام برام اسمی انتخاب نكرده بودن.وقتی منو برای اولین بار می بینه رو به بابام می گه '' اين پرینازه ! خودشه !" شبیه همون لحظه ای كه مامان بابا نظر منو راجع به اسم پریماه پرسیدن و من گفتم :" اين پریماهه ! خودشه !"
درست ترین و بهترین ات

ادامه مطلب  

از سوی دفتر آیت الله العظمی سبحانی اعلام شد: میزان فطریه و کفاره روزه ماه مبارک رمضان  

 
بر اساس اعلام نظر آیت الله العظمی سبحانی، زکات فطره امسال برای هر نفر بر مبنای قوت غالب گندم مبلغ شش هزار تومان (6,000 تومان) و بر اساس قوت غالب برنج خارجی، مبلغ پانزده هزار تومان (15,000 تومان) و برنج ایرانی، مبلغ سی هزار تومان (30,000 تومان) اعلام شده است.
 
بسمه تعالی
به اطلاع مؤمنین گرامی می‌رساند؛ بر اساس فتوای آیت الله العظمی سبحانی (مدّظله العالی) میزان زکات فطره امسال برای هر نفر بر مبنای قوت غالب گندم مبلغ شش هزار تومان (6,000 تومان) و بر اساس ق

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >