.................  

باران می بارد، من تنها هستم
در فکر عشقت، تنها میرقصم
تو مثل باران، تو چون بهشتی
در دنیای من، آرامش کشتی
 
چشمت می خندد، دستم میلرزد
در فکر رفتن، قلبم می ترسد
در دنیای من، آسمان ابریست
شب می خرامد، ترس و تنهایی، کم نیست
 
با یاد تو من، شادان ترینم
در آینه ها، آینده ام  را، زیبا میبینم
 
باران می بارد، تو در طرح شب، زنده میمانی
دنبالت هستم، تو خوب میدانی
در پی ام بیا، من بی تو تنها
در پیچ و تابم، خواب و بیدارم، مست و هشیارم، در پی تو ام، در دل شبها


ادامه مطلب  

***باران***  

نوشتمت.......خواندمت و شنیدم كه 
از سقف می چكیدی
باران ِ دقیقه های من...
چكه های تو در خانه  
جمع می شود
موج می زند
بالا می آید 
سر می زند
به در به دیوار
و در آینه می شكند 
حالا میز 
تر است
مبل تر است
لیوان تر است
 و تنم
از جای خالی تو در این خانه 
تنهاتر است . . . .

ادامه مطلب  

لیلی قصه ها  

 من که لیلا شد در چشم مجنون 
هم نشینی جز باران ندارد 
عشق اگر عشق است آسان ندارد 
گفتم این آغاز پایان ندارد 
زیر باران آن حال پریشان کو ؟
جای تنهایی در سینه ها مانده 
رفته مجنون و لیلا به جآ مانده !
گفتم این آغاز پایان ندارد !
عشق اگر عشق است پایان ندارد 
گفتی از پاییز باید سفر کرد 
آنکه لیلا شد در چشم مجنون
همنشینی جز باران ندارد
گفتم این آغاز پایان ندارد !
 
خیلی خوبه :)

ادامه مطلب  

گریه میخواهد دلم  

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد
تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد
بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من
که بغض آشنای آسمان گریه می خواهد
بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم
و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد

ادامه مطلب  

آيين عشق  

یکتا پرست بودم میان قبیله ای که بت هایشان رابه رخ تنهایی ام میکشیدند
آنقدر نیامدی که باور کردم خدای من هم باید چیزی شبیه همین سنگ ها باشد
" دوستت دارم "های بی اعتبارشان راموهبت الهی دانستمو هفت سال نیامدن باران راهر روز ایوب شدم...
ایمان به لبخند هایت راچطور در آدمک های سنگی پیدا میکردم؟
وقتی
عشقت 
در من ریشه دوانده بود و منتنهابرگ های این درخت راعوض کرده بودم
 
#بهار پاییزی
 
 ++آهنگ وبلاگ: 15 سالگی از خواننده ی محبوبم رضا یزدانی

ادامه مطلب  

باران امید  

باران می‌بارد امشب.........
دوره بچگی من دوره عاشقی برادر خواهرام بود
دوره ی جوونی 
هیجان عاطفه عشق 
این بود که  بازار شعرو ترانه تو
خونمون داغ داغ بود
بچه بودم که باران امیدوشنیدم 
تصویری که این ترانه تو ذهنم ساخت
این بود که یه مرد یه غلطی کرده که
نباید میکرده 
یه گناه نابخشودنی 
میشینه زیر بارون با چشمای بارونی تا
بلکه گناهش  شسته بشه
طرف بهش یه امید از سر ترحم داده 
ولی مرد میدونه که امیدی نیست 
...........
این کلام آخرینت برده میل زندگی را از

ادامه مطلب  

چالش حذف تمام اهنگ  

امروز 26 مرداد ماه است و تصمیم  گرفته ام که  تمامی آهنگ هام رو  حذف کنم و بجای آهنگ به آموزش گوش کنم  با صدای کم به مدت یک ماه هیچ آهنگی را گوش و دانلود نکنم انشالله که بتونم در این یک ماه کلی اموزش جدید که قبلا گوش کرده ام را مجدد  یاد بگیرم آموزش های در زمینه فروش و بازار یابی و مارکنتینگموفق باشییییییی امید 

ادامه مطلب  

*** دلخوشم ***  

به همین دلخوشم که هنوز
دلواپسی‌هایم را بلدی...
وقتی دلَم می‌گیرد بی آنکه بگویم،
پنجره را باز می‌کنی
وقتی باران می‌بارد
در لیوانِ خودت
برایم چای می‌ریزی
و پرده را کنار می‌زنی.
برای دست‌هایم نگرانی
وقتی می‌لرزد و سکوت می‌کند
و نگاهت را با بی‌قراری‌ام هماهنگ
می‌کنی...
 
آهنگ پیشنهادی: " اتفاق" از یوسف بهراد
 

ادامه مطلب  

نم باران  

شما لب تر کنی من بر نم باران  می اندیشم
به لبهای شما هرگز به باغستان می اندیشم
 
تب چشمانتان آرامش سبز تن جنگل
 ولی من بر بلندی های لاهیجان می اندیشم
 
نگاهی که تمام شهر را  پر کرده از مستی
نه مستم من نه هوشیارم به تاکستان می اندیشم
 
تصور می‌کنم حبس ابد بی شوق آزادی
به آغوش شما نه بر شب زندان می اندیشم
 
طبیبم نسخه پیچیده حریق دستهاتان را
به صدها درد جانفرسای بی درمان می اندیشم
 
پری کوتی

ادامه مطلب  

بهار نبودم  

بهار نبودم ،هرگز ..!
درختی با شاخه های خشک که سال های اول بلوغصاعقه ای ،جوانه زدن رااز من گرفت.
در همسایگی مان زن پیری بودکه از ابرهای سفید توی دهانشباران های سیاهبه چشمانم می نشست
مادرم گفت قوی بمان ...!
لبخندبرگ های پر از سبزینه بودکه به شاخه هایم آویختم...
#بهارپاییزی

ادامه مطلب  

می خواست برود.  

پگاه
-آه
اسم مادرش بود
می دانی راستش هرگز تصور نمیکردم به این زودی ها یک اتفاق نه یک بی حواسی ،یک ...یک خودخواهی،غرور (نمیدانم اسمش هرچه که بود) به این زودی مرا به قبرستان رفتن پنج شنبه ها وصل کند.
گریه دارم
نه کم که زیاد خیلی
همه را بغض میکنم که بماند.
داغ دارم توی این دل.
هنوز .
نباید فراموش کنم.
باید پنج شنبه ها ظهر به پای کسی بپیچم که مرا ببرد پیشش که آنجا باز گریه نکنم که دسته گل پرپر شده را کنار مزارش ببینم روبان سیاه دورش پیچیدند به آن کارت تو

ادامه مطلب  

فضای عاشقانه  

تکیه گاهم تا تویی دیوار می خواهم چه کار ؟همدمم وقتی تویی سیگار می خواهم چه کار ؟
گیسوانت را برای من پریشان میکنینازنین! پیش تو گندم زار می خواهم چه کار ؟
عطر اندامت فضای کوچه را پر کرده استبا وجودت عطر شالیزار می خواهم چه کار ؟
نغمه ی باران، فضای عاشقانه، ساز عشقامشبی را پیش تو گیتار می خواهم چه کار ؟
با نگاهی مهربان از عشق لبریزم کنیغیر تو ای مهربانم یار می خواهم چه کار ؟
 
شاعر : مهدی ملکی الف

ادامه مطلب  

767  

مثل هزار سال پیش دلم میخواد وبلاگم خوشگل بشه ولی خب همه چی یادم رفته. به بدبختی یادم اومد حتی چطور عکس بذارم! و حالا کلی تلاش کردم آهنگ بذارم برای وبلاگم که نشد! گرچه میدونم هیچکس با کامپیوتر یا لپتاپ نمیاد بلاگفا چک کنه و با گوشی هم آهنگ پخش نمیشه که و حتی یه وقتا قدیما رو اعصاب بود هر وبلاگی می رفتی واسه خودش داشت یه چیزی میخوندو گاهی قاطی میشدن و آدم نمیدونست کدوم یکی وب آهنگ مزخرفی گذاشته و بعدم پیدا میکردی شیش ساعت باید دنبال دکه صدا قط کن

ادامه مطلب  

شهريور  

آرزو می كنم كه این شهریور
ماه  تحقق تمام رویاهایت باشد
همه آرزوهایت را در دست بگیری
دلت آرام باشد
و ذهنت آرام تر
سفر بری و پرواز كنی تا میان ابرها
قطرات باران را در آغوش بگیری
به نسیم كه موهایت را نوازش می كند لبخند بزنی
آرزو می كنم كه این شهریور
روزهای آرام زندگی همه ما
از راه برسد
روزهایی كه نگران شنیدن اخبار تلخ نباشیم
و فقط عشق جاری باشد

ادامه مطلب  

بغض دل...  

دلت که گرفت ...! چند قدم دورتر از این دنیایِ بی مهریِ آدمها بنشیــن و زانوهایت را محکم بغل کن با خدا مفصل از دردهایتـــ گلایه کن
گلایه کن از این بی تفاوتیِ آدمهااز این دوست داشتن های بی دلیلِ خودتــگلایه کن از دستِ این جماعت بی عاطفهاز اینکه دیگر دلداده را نه راهِ پیش هست و نه راهِ پس ، گلایه کن.....
بگو که این آدم ها اصلا مخاطبِ خوبی نیستند
آرام بگو مخاطبِ خاصِ من ، آمده ام یک باران ؛ بغضِ بی منت روانه اتـــ کنمیک کوهِ درد خریدار هستـــی ...؟!
 

ادامه مطلب  

دلگیرم  

من از هر چیز این دنیای خون آلود دلگیرم...من از انگیزه ی تلخ رسیدن ها...من از امید های پست تر از ناامیدی...من از باخود سخن گفتن ...من از دیوانگی عاقلان و عقل مجنونان هزاران بار دلگیرم...من از این آتش خاموش و سرد خفته زیر آب...از بازی سخت بخت...از خورشید از آن سوی دریا بر فراز آسمان افتاده ی فردا...از ابر بدون بارش باران هزاران بار دلگیرم...من از هر بچه ای کآید به دنیا با تمام رنج و سختی هاش دلگیرم...من از حرفی که ناید بر زبان اما...بسوزاند تمام هستیم را سخت د

ادامه مطلب  

خشکسالی ، مسابقات شنا ،اقتصاد و ماه مانده پشت ابرهای بی باران  

‍ ‍ خشکسالی ، مسابقات شنا ، اقتصاد و ماه مانده پشت ابرهای بی باران بقلم N.Mokhtari ......ناصر آقو
حضرت آقای مکارم بعنوان یکی از مراجع حکومتی احترامشوان واجب و سر چشم اما گویی حضرتشان در این کشور زندگی نمی کنند و حتی از همان حوزه ها هم اطلاعی ندارند...حالا بواسطه تمکن مالی و الحمدالله خدا را شکر بواسطه کار و کسب خوبی که دارندممکن است از وضع معیشتی مردم اطلاعی نداشته باشند و نتوانند درک کنند که کرایه خانه شهربه مدرسه و دانشگاه ،قبض آب و برق،گوشت و بر

ادامه مطلب  

هجران.....  

پشت پستوی سیاه سایه های لا ابالی       زیر باران شب زده غرق تباهی               سیل اشکم مثل رودی تو سراشیب       پر رعد و برقم ودل شده خالی از گواهی    نخ نما جاده ی روبرو ی رفتن چو گلیم    تنهایی به زور اجبار حالا وسط جدایی      همه ناودانها شکسته زیر سنگینی یخ       قوزک پاهام ورم کرد دیده در پی رهایی     روزی دیدم رقیب و با دسته گل       ‌‌       انگاری یه تک تیر انداز قلبم و زدبه نشانی  حالا هر نیمه ماه شبها خیره ام به مهتاب    رابط گذشته ها مون قر

ادامه مطلب  

دلتنگم  

اینجا ماندن بهانه میخواهد.... اینجا حرف های بی منطق من بوی دلتنگی میدهند.... اینجا ک گودال برای باران های پائیزی نیست،حس دردودل را کور میکند.... من از اینجا،صبررادر پیچیده ترین نحو ساده آموختم.... ابر خاکستری،کافی تلخ،ترئینی برای دل افسرده ها بیش نیست.... وقتی در غرب ترین گوشه غرب خاکستری میشوی گریه تنهانور چشمک زن امیدی است برای حس بودن تو.... ((اینجامردن بهانه نمیخواهد،وقتی تو نباشی))

ادامه مطلب  

بوی برشته........  

عطر برشته .......................................پنجره را دوست دارم از نمایی که شکستهرو به چشم انداز مشرق پیر، فرطوت، ور شکسته.به پسش شمشادهای قد کشیده ،زیر نور نقره فام.سایه هاشان شبحی، همچو مردی ور شکسته.جویبار هم غرق نجوا و غزلخوان در ترنممست می گردیدم از آواز ساری بر لب ایوان نشسته.تیر برق نبش بن بست شاهد ولگردی شبهای من.اینک آواره و بی عار همچو جویبار خشکسربسته.تک درختُ، ون، به تن رو پوش یادگاری اش خشک.گاه غرق طعن می کرد شمشادی نو رسته.گه ز ره پروانه ای ،س

ادامه مطلب  

غزل ترانه  

غزل ترانهامشب ز غزل ترانه.، پل می زنم این فاصله ها را.دشتها را کوها را هم کویر و کوچه ها راتو ببین عصیان چشمم بر علیه خواب خوش.تا کوی تو کوبیده این اندیشه‌ام بیراهه ها را.وای من با این همه ره گر ببندی در برانیتو خیالم .باز از پنجره آیم به تماشای تو من ثانیه ها را.اشکها خشکیده اند آبی نمانده بهر آبیاری عشق.انحنای پشت کوژم همچو نون خود سند  افسانها را.دل من با نظری اینگونه رقصان می شوداز چه در انظار بر سنگ ش زنی پیمانه هارا نم نم باران خیال خیس من

ادامه مطلب  

 

مرا نخواهی بخشید..مرا بخاطر باران های بی وقتی که باریدند و نتوانستم کنار خودم نگهت دارم هرگز نخواهی بخشید..به خاطر دست هایی که هر چه جستجویشان میکنم ..هرچه این ملافه ها ،کمد لباس ها، جیب‌ها..این آیینه ها را بالا پایین میکنم پیدایشان نمیکنم.. بخاطر هق هقِ شب‌هایی که باید باشی و نیستی.. بخاطر بی‌قراری های شبانه ای که از من دیوانه ای ساخته است که دیگر نمی‌خندد..مرا نخواهی بخشید..بخاطر ترانه های محزونی که مرا می‌آزارند..بخاطر نوشتن نامه هایی که م

ادامه مطلب  

 

امضاء و یادداشتی با فونت بزرگ و کادر بندی. داشت دعوام می کرد که معنی نداره آدم برای نوشته اش کادر بذاره. جون نداشتم واکنش انسانی نشون بدم گفتم اون کادری که صحبتش رو می کنی دنباله امضامه برای این که سکوت شه چون داشت هی می گفت و می گفت و می گفت. بعدش: "آهان اگر دنباله است که هیچی" فقط برای این که یکهو حجم زیادی خون وارد مغزش شد که این دختر گاهی تقی به توقی می خورد قابلیت دیوانه تر شدن رو داشت.
 
خواب می بینم خیلی "بده" و با صدای بلند این رو اعلام می کنم

ادامه مطلب  

رویای یار  

آمد امشب مه نو بر سر بالین منش
خنده بر لب رخ سیمین و شکرخودهنش
گفتمش جان دلم مستی می شهد وجود
زندگی نیست اگر شهد لبت دل نربود
عاقبت در پی یک لحظه مستی ز لبت
می دهم جان وبسوزم ز شدیدای تبت
با خیالت صنما روز و شبم می گذرد
این چنین است تو گو دیده به مه می نگرد    
گفتمش ماه که حسن تو زحد بیرون است
حسن روی تو ز ماه فلکی افزون است
چشم و مژگان و خم زلف تو درعالم نیست
بی تو در عالم هستی نتوانیم که زیست
ای مه چارده ای بدر رخت گلگون است
مستی من ز شکر خند لب می

ادامه مطلب  

راز نگاه  

از راز نگاه دل سپاران
عشق است شکوه روزگاران
آمیخته گشت با دل ریش
توفان نگاه و اشک باران
پرواز دراوج وصف سیمرغ
اوج است بدست تیز بالان
سر بر سر ابرها بسودند
یاران و جمیع عشقبازان
بر خاک سیاه و سرد ماندند
جمع هوس و سیاه کاران
شیرین نشود به طبع شیرین
فرهاد نباشد ار به دوران
عیساست به خلق زانکه که مریم
شوید تن خود به چشمه ساران
عشق من و آرزوی دیدار
باشد چو سراب در بیابان
کس نیست زعشق آگه ای جان
اوخ زنگاه و چشم و مژگان
مستی دل و غم و فراقش
از جام نگه ش

ادامه مطلب  

کم کم به دنیای آدم بزرگها پا میگذارد  

روزهای خسته و بی رمقی که می گذرند
با خود کودکی های پسربچه را می برند کهعجیب دارد خواسته و ناخواسته به دنیای آدم بزرگها پا می گذارد.
دارد یاد می گیرد کم کم حرف گوش دهد!کمتر بی صبری کند!
پاهایش را بگذارد روی زمین!کمتر سادگی کند!حواسش بماند که... که زمین٬آسمان نیست...اینجا ابر ندارد! باران نمی بارد!
دارد یاد می گیرد کم کمزندگی ارزش خیلی چیزها را ندارد!
می شود گاهی وقتها خواسته هایش را نخواهد!می شود گاهی خواستنی هایش را از دست بدهد!
کم کم یاد می گیردای

ادامه مطلب  

*** پس از من ***  

پس از من یاد یك انسان همیشه با تو خواهد بود
غمِ یك روحِ سرگردان، همیشه با تو خواهد بود
اتاق پاكِ قلبت مال من شاید نبود اما
پس از من یادِ یك مهمان، همیشه با تو خواهد بود
گل سرخ عزیز من! به هر گلخانه ای باشی
بدان رویای یك گلدان، همیشه با تو خواهد بود
تو دستم را نوازش كرده بودی بعد از این حتما
تبِ یك عشق بی پایان، همیشه با تو خواهد بود
سحر می آید این باور شبم را نور خواهد داد
دلم با توست این ایمان، همیشه با تو خواهد بود
پس از من هم تو می مانی ""مرد كامل

ادامه مطلب  

 

همه ما روزی فراموش خواهیم شد.یکی در زیر خروارها خاک، یکی پشت پنجره، یکی زیر باران، یکی در آغوش دیگری و یکی در صبح جمعه ای سرد.و بعد هر غروب جمعه که می شود دلمان برای خودمان می گیرد و از خودمان می پرسیم که چرا و چطور و چگونه فراموش شدیم که در خاطره ی هیچ درختی در هیچ خیابانی باقی نمانده ایم.همه ما روزی فراموش خواهیم شد.درست مثل تمام لحظاتی که می آیند و می روند و فراموش می شوند. مثل روزهای ابتدای جوانی که در همان حوالی برای همیشه فراموش شد و امروز

ادامه مطلب  

دانلود سرود صبح غدیر خم  

اصل ولایت جان قرآنی           اسطورة تقوا و ایمانیتو اولین یار رسول الله            تو اولین مرد مسلمانیای ذوالفقارت یاور اسلام         ای بازوانت تکیه گاه دین مرد نبرد و مرد نخلستان         قلب پر از مهرت پناه دیندنیای بی تو بی سرانجام است        دنیای با تو می شود زیباعشق تو را در جان و دل دارم( با اِذن تو می خوانمت بابا (2) )در جان و روح مردم دنیا            از اولِ خلقت امیری تو دست تو در دستان پیغمبر         روشنگر صبح غدیری تو دشت غدیر از ن

ادامه مطلب  

تکیه بر جنگل پشت سر  

 
تکیه بر جنگل پشت سر
روبروی دریا هستمآنچنانم که نمی دانم در کجای دنیا هستمحال دریا آرام و آبی استحال جنگل سبز سبز استمن که رنگم را باران شسته استدر چه حالی آیا هستم ؟فوج مرغان را می بینم موج ماهی ها را نیزحیف انسانم و می دانمتا همیشه تنها هستموقت دل کندن از دیروز است یا که پیوستن بر امروزمن ولی در کار جان شستناز غبار فردا هستمصفحه ای ماسه بر می دارمبا مداد انگشتانممی نویسممن آن دستی کهرفت از دست شما هستممرغ و ماهی با هم می خندندمن به چشمانم

ادامه مطلب  

چشمان تو.....  

 
با دیدن چشمان تو زیبا شده شعرم...
همرنگ غزلنامه ی نیما شده شعرم... با این دل دیوانه ی من باز چه کردی...
بی پرده ببین با تو هم آوا شده شعرم... ای مریم تنهایی من بانگ بر آور...
فریاد پس از مرگ مسیحا شده شعرم... سوگند به باران تو ای عشق بهاری...
بی آتش زرتشت ٬
اوستا شده شعرم... خوابم شده بیداری چشمان تو امشب...
انگیزه ی روییدن فردا شده شعرم... بگذار که این پنجره ها بسته بمانند...
بر روی تو دروازه ی دنیا شده شعرم.....
امیرعلی نوری

ادامه مطلب  

عشق  

همینکه عاشق بشی زمین همه ثقل خودش را برای تو از دست میدهد
زمین بصورت ابری ابریشمی زیر پای تو میلغزد و پنداری تو در آسمانها
راه میروی
تمام کوه ها و درختها ورودها شکل معشوق ترا میگیرد و بارن اگر ببارد
داغ است و انگاری همه باران از چشم تو میبارد
رایحه ایی اگر درتو از معشوق مانده باشد در حیات جهان جاری شده و ترا
درخود غرق میسازد
عشق معجزه ی عجیبی است

ادامه مطلب  

فرصتی برای زیستن نماند  

 
ای وطن، بهانه ی گریستن! 
 
با چادر ملی م برگشتم از مجلس ترحیم... حرفی نیست
اینجا به جز تحریم حرفی نیست! خون را به خون شستند و باران داشت
جایی که اینجا نیست می بارید دود از گلوی کُنده بر می خاست
ما را کسی با رد شدن می خواست اجسادمان بر خاک جریان داشت
 

 
ما بی وطن بودیم و ناباور: کاری نباید کرد، کاری نیست
جز خون ما بر خاک جاری نیست...تا پشت میز از همچنان گفتند؛
خون از دل دی ماه بیرون ریخت ما راه را تا ماه پیمودیم
ما ناگزیر از آسمان بودیم از خستگیّ

ادامه مطلب  

#5  

کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها
کجایی
اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابان ها کجایی
کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی
نه میگویم نه میدانم کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی
اگر شب هست و فردا نیست
اگر راهی به رویا نیست
چه آهو ها که در چشمان لیلا نیست
اگر گم کرده ام خود را مرا در گریه پیدا کن
اگر از شکوه لب بستم سکوتم را تماشا کن...

ادامه مطلب  

***پس فرستادي***  

تو سنگی و صدای عاشقت را پس فرستادی/ صدای ناله های عاشقت را پس فرستادی
تمام هدیه هایم عاشقت بودند، اما تو/ تمام هدیه های عاشقت را پس فرستادی
نمی بخشم تو را رویای كشتی های بی برگشت/ تو گنج ناخدای عاشقت را پس فرستادی
پری سرزمین آرزوهای سفر كرده !/ دل فرمانروای عاشقت را پس فرستادی
خودم در زیر باران جمع كردم رد پایت را/ تو رد پای عاشقت را پس فرستادی
خودت قربانی عشقت شدی فرزند زیبایی/ ولی قوچ خدای عاشقت را پس فرستادی
مرا كشتی و برگشتی و خندیدی به من

ادامه مطلب  

متن سرود صبح غدیر خم  

اصل ولایت جان قرآنی           اسطورة تقوا و ایمانیتو اولین یار رسول الله            تو اولین مرد مسلمانیای ذوالفقارت یاور اسلام         ای بازوانت تکیه گاه دین مرد نبرد و مرد نخلستان         قلب پر از مهرت پناه دیندنیای بی تو بی سرانجام است        دنیای با تو می شود زیباعشق تو را در جان و دل دارم( با اِذن تو می خوانمت بابا (2) )در جان و روح مردم دنیا            از اولِ خلقت امیری تو دست تو در دستان پیغمبر         روشنگر صبح غدیری تو دشت غدیر از ن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1