382  

تا وقتی ک خواهری دارم که وسط رژیم بهم کیک شکلاتی ای ک خودش پخته رو میخورونه،واسم شلوار سمبادی و هاوایی میدوزه و ی خواهری دارم که واسم سريال طنز و عاشقانه میذاره کنار و نی نی شم سیکس پک داره(^~^)وسالمم و میتونم ورزش کنم یا نقاشی کنم زندگی اونقدرا هم وحشتناک نیس
خلاصه ک خودم میدونم چقد غرغروام و خیلی کم خوشبختیامو میبینم
+آدمم نمیشم حتی

ادامه مطلب  

خبر آمد خبری در راه است حاجی  

یه آدم جدید وارد داستان شده .باز دوباره یه محمد دیگه!. نمی دونم هنوز قراره چقدر تو سريال نقض داشته باشه. سحر نقش اول داستان هنوز در حاله کشف کردن پسر که. ببینیم استعداد و علاقه موندن تو سريال داره یا بازیگر مهمونه. . ‌ 
فعلا که دو شبه دارم می شناسم پسرک رو ..
 

ادامه مطلب  

ابشار بیشه  

دیروز عصر رفتیم ابشار بیشه تا رسیدیم هوا تاریک بود 
واسه همین ی الاچیق کرایه کردیم و بساطو پهن کردیم بالای الاچیق ی 
سکو بود اونجام زیر انداز انداختیم ،  خلاصه نرفتیم گشت و گذار 
و مشغول اماده کردن شام شدن خانمها ، صدای اب خیلی بلند و خوب 
بود ولی نه برای نصفه شب ، ایستگاه قطارم بود اونجا خلاصه از بس
قطار رفت و اومد و سوووت زد و صدای بلند اب و پشه ها نزاشتن من 
بگیرم بکپم :/ ساعت دو و اندی از صب بلند شدم با گوشی ور رفتم تا 
3 و اندی بعدش خوابیدم ،

ادامه مطلب  

گزارش ۳  

از صبح تا ساعت ۱:۳۰ مدرسه بودم تا برگشتم خونه شد ۲:۳۰ تا ناهار خوردم شد ۳ بعدش چون دیشب دیر خوابیده بودم خسته بودم خوابیدم تا ساعت ۵ ، ۵ که میخواستم شروع کنم به درس خوندن تلفن زدن بهم که جلسه ستاد هلال احمر امداد و نجات جوانانه پاشو بیا مجموعه هلال احمر که اونم اون سر شهره ( من در حال گذراندن دوره امداد و نجاتم و اگه خدا بخواد اردیبهشت ماه سال بعد کارت شناسایی امدادگری سوانحم میاد و میتونم خدایی نکرده اگه اتفاقی افتاد داوطلبانه با تیم هلال احمر

ادامه مطلب  

بعد از سفر  

من سرشار از تجربه های جدیدم و لذت های جدید.
وضعیت مالیم افتضاحه.خیلی مقروضم ولی این سفر واقعا ارزش همه اش رو داشت.اه گوشیم هنگ کرد خیلی پرش کردم!
خلاصه از امروز به بعد زندگیم خوشمزه تر میشه و همه اشم مدیون م.ح هستم و مامان و خواهر کوچولوم که همکاری کردن باهام.دختر خاله ام و کلا دوستا و عزیزانم.

ادامه مطلب  

در نور  

انسانها به باورهای خود پناه میبرند و بر اساس آگاهی خود عمل میکنند و توانایی آنها تحت قدرتی از انهاست که به ظهور میرسد اما باید بدانند که تمامی اینها ،جلوه ای بی همتای یگانه است که در هیچ کام از این محدودیتها خلاصه نمیشود و همه ی اینها ،برکت و عطای اوست
رضا5/31

ادامه مطلب  

قدر داشته هاتو بدون...  

از ته دلت ، که قدر داشته هاتو بدونی
قدر عزیزانی رو که اگه فرصت دیدنشون ، از دست بره و 
ندیدن دوباره شون ، بشه جبران ندیدنشون
از ته دلت که قدر داشته هاتو بدونی
اونوقته که عشق خلاصه میشه
تو چشمای پر مهرت
و محبت،ختم میشه به دستای گرمت...

ادامه مطلب  

#گرما_عضو_جدایی_ناپذیر  

ای خواننده 
سلام
این روز ها به لطف مقنعه و مانتو ، گرما تبدیل به یکی از اعضای خانوادم شده
الان هم کنار دستم نشسته میگه سلام برسون.
خلاصه کم که مشکل نداریم .
این گرمای هوا هم اومده بیخ گوش ما نشسته ول کن هم نیست.
باور کنید دیگه امیدمو از دست دادم.
یک ماه تمومه دارم چنگ و لقد میندازم.
فوت میکنم.
کولر روشن می کنم.
با جزوه هام خودمو باد میزنم.
مگه میره.
ماشالله پشت کاری هم داره ها...

ادامه مطلب  

از گذشته درمانی، درنمانی  

زخمها و ضربه هایی که در زندگی نوش جان میکنیم، ذهن مهربان و آگاه کننده ما را وادار می کنند تا با تکرار مکرر آنها، به هر ترتیبی شده، درمان و ترمیمشان کنیم، ما هم که اغلب، خلاقیتمان غیرفعال گوشه ای کز کرده، هر بار همراه ذهن، دردهایمان را مرور کرده درد می کشیم و خسته می شویم و اعصابمان هم به هم می ریزد و آخرش هیچی. 
فردا همان تکرارها، همان رنج ها از زخمها و خاطرات گذشته. 
در حالیکه بهترین کار برای تمام شدن این چرخه، این است که نگاهمان را به آن خاطر

ادامه مطلب  

107  

یه انزیم مازاد بر تراکم , توی خون اکثر ایرانی ها ترشح میشه تحت عنوان  " این که کاری نداره ! " :|
آنزیم مذکور همونطور که از اسمشم پیداست باعث میشه هیچی به نظرمون , هیچ کاری نداشته باشه . هر چیزی  , یو فاکینگ نیم ثانیه  :|
از دوتا فلان و دو تا بهمان تشکیل شده  و خودت میتونی نهایتا در عرض یک ساعت و بیست دقیقه جم و جورش کنی . از موشک ساختن و کشیدن نقشه های لوله کشی فاضلاب بیمارستان بگیر تا دوختن ش ...ت لامبادا و طبخ غذاهای چینی و کره ای و المانی با رب انار

ادامه مطلب  

_A_  

وقتی یه عده قوم مغول بریزن خونتون حسناع توهم نمیتونی پست بذاری :(((
هعـــــــــــی =___=
امروز از صب همه مهمون ما بودن انقد اینور اونور رفتم همه بدنم کوفتس احساس میکنم چنتا وحشی مث شماها کتکم زدن
کامپیوترمونم یکم قاط زده بعضی وقتا روشن نمیشه تا ببره بابا درستش کنه :|
و خلاصه ک اگ حضورم کمه شماها به عنیتون ببخشین :)))
قدسیه..بر اساس علاقم تابستون و بیشتر دوس دارم :)) همین :))

ادامه مطلب  

حسرت  

اونایی که فیلم شهرزادو دیدن سکانس نصرت و شربت خوب یادشونه
وقتی شب نصرت میخواست از پیش شربت برگرده عمارت 
شربت میگه آخه لاکردار چی میشه یه شب پیشم بمونیُ اینا (مضمون اصلی)
خلاصه نصرت معذورِ و صب وقتی برمیگرده با جنازه شربت مواجه میشه
به همین راحتی یه شب میتونه تا آخر عمر حسرت بشه
در من شربتی‌ست که نصرت‌وارانه پر از حسرت است...

ادامه مطلب  

385  

ی فیلم میدیدم(سريال کره ای درواقع)راجع ب ی قاتل زنجیره ای(یا زنجیری؟!)ک طرفو میبرد خونش شیش روز نگه میداشت روز هفتم میکشتشون میخوام ی همچین برنامه ای اجرا کنم اینجوری ک تصور کنم هفته بعد میمیرم بعد ببینم دقیقا اگ فقط هف روز وقت داشتم چیکار میکردم بعد تا جایی ک میشه اجراشون کنم ی جورایی ی مقتول فرضی باشم.ولی خوب فعلا روز جهانی تنبلاست حسش نیس زیاد فکر کنم تا حسش بیاد  و ی هفته رو شروع کنم فعلا رمان میخونم و کارتون میبینم

ادامه مطلب  

نصیحت و حرف دل  

روز عکاس نیست روزه عکاسیه:)) یه سری دکون باز کردن یه سری تا دوربین میخرن اسم خودشونو میزارن عکاس یه سری عکس رو با ادیت فتوشاپ می ‌.... حقیقتا اینهم عین همون هشتگ مسخره احمق هارا معروف نکنیم هستش خواسته و ناخواسته یه سری آدم الکی که فقط رزومه عکاسی شون تو اینستا و پیج های هنری خلاصه میشه معروف میشن گروه تشکیل میدن ذارت ذارت روز عکاسی رو به اصطلاح خودشون روز عکاس تبریک میگن.
اینستاگرام دنیای مزخرفی شده 

ادامه مطلب  

اقای کلوین  

به من می گوید دعوتم کن بیایم ایران، توی هپروت زیبای خودش است، بعد از رومئو و ژولیت می گوید، عشقی که آنهمه کشتار داشت، چند روز هم بیشتر نبود، نمیداند من ایرانی ام، تحریم هستم اما انقدر میدانم که عشق وطنی اش دروغ است چه برسد به عشق میان قاره ای، آن هم آمریکای جهان بلع. 
خلاصه سلام کرده نکرده، می خواهند به دیگ برسند، سر دیگ بنشینند و دو لپی بالا بکشند، غافل از اینکه بیگ هد های خودمان با اشتهایی تمام نشدنی سخت مشغول دیگ چرانی هستند و ما کاسه به دس

ادامه مطلب  

 

امشب داشتم داستان اینکه چجوری انقدر با خانوم ر رفیق شدیم رو برای فاطمه میگفتم و خلاصه ی داستان اینه که یه روز اومد و گفت . منم بغلش کردم و بغلش کردم و بغلش کردم و به خودم اومدم، دیدم عاشقش شدم! الان که داشتم فکر میکردم، میدونید چی از ذهنم گذشت؟ ادما چطور میتونن توقع داشته باشن جنس مخالفشونو بغل کنن و باهاش رابطه داشته باشن، وقت بذارن و خاطرات خوشم بسازن، ولی بهش وابسته نشن! 

ادامه مطلب  

اشتباهات یک زن  

کم حجم. خلاصه و مفید. درباره اشتباهاتی که خیلی از زن ها توی ارتباطات عاطفی شون دچارشن. به قول مقدمه اش خواننده های این کتاب رو میشه محدود نکرد! چون مطالبش در کل بدرد بخوره واقعا.
پی نوشت: البته این محدود نبودن مربوط به زنان شکست خورده یا نخورده میشه. وگرنه فکر نمیکنم این کتاب به درد آقایون بخوره. چون منحصرا راجع به زنان هست.

ادامه مطلب  

#پایه_بالاتر  

ای خواننده
سلام
چند وقته که مطلب جدید نذاشتم از این بابت عذر خواهی می کنم.
الان چند هفتس که کلاسای تابستونی شروع شده و من هر روز هی بخودم می گم امروز این مطلبو میزاری و بعد اینقد کار دارم یادم میره.
از یکی از بزرگترین معضلام می خوام بگم تو این پست.
مطمئنم خیلی ها تجربش کردن و باهاش درگیرن
..
شماره ی کلاس.
من امسال میرم پایه ی نهم.
اما نه تنها یادم نیست که نهمیم بلکه وقتی یادم می افته تعجبم می کنم.
خلاصه هروقت یه نفر می پرسه کلاس چندمی جواب من به این

ادامه مطلب  

تماشای سریال دردسرهای عظیم۱ درزمان مجددکمبودبرق  

... باسلام ...
بعدازمدتی بسیارطولانی ...! که همچنین ببخشیدنبودیم !... بااین ویدئوی ...! جالب نمیگم چون به دلیل این که توسط آی بازیکن تدوین شده تعریف ازخودمیشه !... که دربارهء کمبودمجددبرق است درخدمتتان هستیم ... برای دانلودبه ادامهءمطلب مراجعه فرمایید .آی بازیکن

ادامه مطلب  

تماشای سریال دردسرهای عظیم۱ درزمان مجددکمبودبرق  

... باسلام ...
بعدازمدتی بسیارطولانی ...! که همچنین ببخشیدنبودیم !... بااین ویدئوی ...! جالب نمیگم چون به دلیل این که توسط آی بازیکن تدوین شده تعریف ازخودمیشه !... که دربارهء کمبودمجددبرق است درخدمتتان هستیم ... برای دانلودبه ادامهءمطلب مراجعه فرمایید .آی بازیکن

ادامه مطلب  

خلوت37  

سلام سلام. خب میبینم که امروز تولدمه  اونم تولد سی سالگی. همیشه از ٣٠ ساله شدن میترسیدم دوست نداشتم . ولی الان میبینم انقدر ها هم بد نبوده حسه خوبی دارم. حالا دوسش دارم. یه فکرایی واسه آینده دارم تا زندگیم از یه نواختی در بیاد و نیمه دوم عمرم مفید باشه. ببینم خدا واسم چی میخواد دیروز با همسر جان رفتیم بیرون و برام ادکلن خرید اما امروز نیستش انقد غصه خوردم .رفته شرکت جلسه داشتن.حالا جالبه برای اولین بار تو کل دوران کاریش امروز قراره بهشون نها

ادامه مطلب  

روز نوشت  

+ ساعت ۹ بیدار شدم . یه کم با معصومه با هم " ساخت ایران " رو دیدیم . من تا الان مقاومت کرده بودم در برابر این سريال . اما دو _ سه روزه با معصومه میبینم . محسن کیایی عالیه . خیلی خنده داره کلاً . بعد از صبحونه و اینا ، ساعت ۱۱ رفتم آموزش و پرورش . خبری نبود . بعدش رفتم مغازه . کل قم رو امروز گشتم تا چند تا خریدی که داشتم رو انجام بدم .
+ اومدم خونه ، غذا خوردم . خیلی لِه بودم . الان هم لِه لهم . از ساق پا به پایین داره میترکه از درد . ظهر با آب سرد شستم ، یه کم آرو

ادامه مطلب  

#55  

این روزا یجوری ان ..... یجوری تر از همیشه ...
اصن میدونی .... دلم کمی خواب میخواهد ک بعدش بیداری نباشه....
مشکلات هر روز دارن بیشتروبیشترتر میشن ...انگار قرار نی تموم شن....
ب قول یارو زندگی همش رنجه ... باید یاد بگیری با اونا زندگی کنی و کنار بیای ن اینک کنار بری...حالا جدیدن هم ی مشکلی پیش اومده ک یواش یواش داره پیرم میکنه ... البته چهارساله هااا... ولی دوباره سر قضیه باز شده ... خدا کنه امروز بخیر بگذره .......
 
با اینک حالم خوش نی .... ولی کارامو میکنم ... کارایی

ادامه مطلب  

رواشناسی  

امروز یک خانومی دیدم روانشناس بود ولی چه روانشناسی ! تو اتوبوس بقل دستم نشسته بود 
کتاب"خودشناسی"  دستش بود خلاصه گفتم که شما روانشناسی اینا 
کاششش نمیگفتم ؛ میدونی چرا ؟ چون ماشالا اینقدر صداش عصا قورت داده بود تند تند حرف میزد که پشیمون شدم از سوالم ...
موندم این چطور مطب داشت و کسی میرفت پیشش ! 
تازه اینقدرم خانوم حالا غیبت نباشه

ادامه مطلب  

نیو اپیزود ویت ترابل ایز کامینگ بِی بِ!  

اگر مشروب تونسته حال سرخوشی بهم تو این ۴.۵سال به همون اندازه قهوه می تونسته حالمو داغون و بغضی کنه. امشب یه فیلمی دیدم بلو ولنتاین خیلی دردناک بود و من تمام وقت فکم رو با دو کیلو قیر سفت شده تحمل می کردم ولی قطره ای اشک از چشمام نیومد . بعد یهو تمرکز کردم و دیدم مدت هاست که برای هیچ چیز جز خودم اشک نمی ریزم . وقتی پیش روانشناسمم مدام اشکم میاد پایین و اونم بی محلی می کنه .گاهی حس می کنم نمی بینه . بگذریم.ولی درکل حتی برای مامانم گریه نکردم این مدت.

ادامه مطلب  

برگشت  

سخته ..
اینکه نخوان بری و مجبور باشی. اینکه کل مسیر برگشت  پسرک دخترخاله با این همه شباهتش به پسرمون با همون ادابازی ها و بهانه ها و ترفندای پسرک جلوی تو بخوابه و دل نگرانی های مامانش و رو کشیدناش و ... هر بار دلتو بسوزونه و بیشتر دلتنگت کنه ...
هر بار که دلم تا این حد تنگ میشه و کلافم میکنه بیشتر پی به نامردی تو میبرم وگرنه روزای دیگه فقط خودم و مقصر میدونم و بس ! به این لحظه ها که میرسم میفهمم چقدر ذات بدجنس و ظالمی داری که نه مهری تو رفتارت هست نه

ادامه مطلب  

#عشق...خانواده...نفس  

یوهووووووووووووووووووووووووووو
هیچی والا دلم خواست ی هوووووووووووووو
بگم یوهووووووووووووووووو
حال دل همتون عااااااااااااااااااااااااااااالی باشه
من و خانوادم حال خودمونو حال دلموووووووووووووووووووووون عاااااااااااااااااااااااااااااالیه
الهی که جیباتووووووووووووووووووووووووووون پر پوووووووووووووووووووووووووووول
دلاتون خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی از هر چی بدی و غم وغصهههههههههههههههههههههههههههه

ادامه مطلب  

كاكتوس بيچاره  

من همیشه یه كاكتوس میزارم كنار مودممون كه امواج منفیشو بگیره
تحقیقات نشون داده كاكتوسا این امواج منفیو تا حد زیادی میتونن جذب كنن
و امواج منفی و مضر كم تری به ما میرسه
خلاصه...
این كاكتوس من بعد سه ماه خاكش سبز شده
گمونم بخاطر همون امواج باشه
جالب و خطرناكه
خیلی در مورد امواج وای فای خوندم
ولی آدم نمیشم و وای فای بیست و چهارساعته روشنه
سعی میكنم هروقت كار نداشتم و اگه حسش بود خاموشش كنم
برم یه كاكتوس دیگه بیارم بزارم جای این كاكتوسم كه خاكش سب

ادامه مطلب  

روزمرگیِ این سالها بدون هیچ تغییری  

سلام .. 
همین اولِ کار اتمام حجتی دارم با اونهایی که این پست رو میخونن و اونم اینکه سرِ جدتون با دقت بخونید، واقعا بهش فکر کنید و بعدم نظرتونو بگید .. 
لطفاً خواهشاً ملتمساً .. چون برام مهمه 
یعنی اینطوری بگم که مدیونید اگه متن رو بخونین ولی سرسری ازش بگذرید .. فکر کنید خودتونو بزارید جای من و بعد نظرتونو بگید ..
 
حدود یکی دو ساعت پیش یکی از دوستای مجازی همین بلاگستانِ خودمون که حالا چندین ساله شماره بهم رد و بدل کردیمُ و با هم هر از گاهی در ارتبا

ادامه مطلب  

 

داشتم به آرزوهام تو همچین لحظه ای از سال گذشته فک میکردم..
دقیق یادم نیس اما
به یه سریاشون رسیدم..
یه سریاشونم برام بی اهمیت شدن.. اونقدر بی اهمیت که یادآوریشون برام خنده داره..
یا به ترسهام و خدا نیار اون روزام فکر میکنم..
خیلیاشون بیخودی بودن..
یه سریاشون هم اتفاق افتادن.. ولی اونقدری که فکر میکردم وحشتناک نبودن شایدم بودن ولی راحت باهاشون کنار اومدم..
یه تعدادم اتفاق افتادن فکر میکردم نابودم میکنن اما هنوز سرپام..
دلیلشو نمیدونم..
یا هنوز باور

ادامه مطلب  

کائنات  

طبق برنامه ریزیام من الان باید سره کار بودم و پول پارو میکردم کلاس خیاطی رفته بودمو هنر بود که میپاچیدم ، سره کارم فرم مخصوص داشتیم ساعت کاریم مناسب بود ، خلاصه تقریبا خیلی چیزا یک جوره دیگه بود...
اما نبود ، نشد و نیست 
میدونی مهسا امروز هانی بهم گفت اگر به کائنات هر چی میخوای بفرستی اونا ام بهت جواب میدن ، منم گفتم به ما که پشتشونو کردن جواب نمیدن :))
گفت اونا بهترین موقع جواب میدن تا دقیقا همونی بشه که تو میخواستی اگه الان جواب ندادن حتما وقت

ادامه مطلب  

شخم یا تخم  

امروز باز فهمیدم که پست های اینترنتی نمیتونن قابل استناد باشن
حدود ۳ ساعتی رو راه رفتیم و منیریه گردی کردیم:))
آخرش که به برنامه خوب خانه امیربهادر رسیدیم 
دیدیم درش بسته‌است، و خانه‌ای که تعریفشو شنیده بودیم و حتی ساعت بازدید براش تعریف شده بود الان یه محیط کاملاً اداری شده و بازدید کننده راه نمیدن دیگه:))))
یعنی مملکت انقدر تخمی:)) خیلی جدی داریم این راه رو مرحله مرحله پیش میریم که بعد از غارت اموال و پول نفت مملکت آثار باستانی حیفه نگاییم و

ادامه مطلب  

پارانرمال  

گفته بودم دارم ومپایر دایریز میبینم؟
خب بجز اینکه چشمام داره در میادبرام جذابیت داره این فیلم
الان فصل 4 ام
اگر بکشم و خسته نشم فصل 5 رو هم میبینم و احتمالن  فصلش بشه سال دیگه
حالا اینارو بیخیال
میخواستم درمورد مسایل ماوراالطبیعه بگم
وای من عااااااااااااشق این جور چیزام
ینی ومپایر و جادوگر و روح و هیولاهایِ محلی و این چیزا
آدم فضایی ها هم بد نیست مثلن ولی بعد از همه اینا قرار میگیره
(مفصل تر خواهم نوشت)
مامانم چیزی نمیگه ک نبین یا هرچیز دیگه

ادامه مطلب  

208 ! شرحِ حال !  

دیدم سمانه نمیاد منم دیر خوابیدمُ صبح نرفتم ! بیدار شدم رفتم مستقیم زیرآب یخ !
بعـــــد جفت عمه ها با مامان از مراسم تشییع یکی از فامیلا اومدن  ...
همینجوری بی حال نشسته بودم ! عصری با رویا رفتم برا تولد یه پیرهن خریدم ُ برگشتم 
با مامان اینا ! آرمین رفته تایلند ُ مهمونای تهرانم که رفتن عمه اومده خونه ما تنها نباشه !
نشستن پای فیلمِ مصادره ! امروز ورزش نکردم کلا یه جوریَم !
به سما زنگ زدمُ قراره فردا برم ببینمش ! 
زهرا دختر عموم زنگ زد که بیا باهم

ادامه مطلب  

#غول_مدفون  

ای خواننده
سلام
امروز یه کتابی رو تموم کردم به اسم غول مدفون.
عالیی بود.
بهت پیشنهاد می کنم بخونیش.
کلا کتاب زیاد بخون مخاطب گرامی.
کتاب خوبه.
هر چند مطمئنم من اولین نفری نیستم که اینو بهت میگم.
ولی بخون خوبه.
ولی نه هر کتابی.
کتاب خوب بخون.
خوندن یه کتاب بد از نخوندنش بیشتر ضرر می زنه.
کلا کتاب خوب زیاد بخون.
همین جوری کلا گفتم ها.
در ضمن اگر کتاب خوب خوندم قول می دم حتما معرفی کنم.
خلاصه آره دیگه.
کتاب زیاد بخون.
باعس میشه املاطم بهطر بشه.
دایره لغ

ادامه مطلب  

اپلیکیشنای بی مصرف :|  

هر اپلیکیشنی رو نصب می کنی
اول شمارتو می خواد
بعد که ثبت می کنه
می گه هزینه روزانه پانصد تومن یا سیصد تومن
راه لغوشم که لو نمیدن
خلاصه دو سه تا نصب کرده بودم
بعد که دیدم هر روز پونصد و سیصد  تومن میره اپلیکیشینا رو حذف کردم
ولی همچنان همون مقدار پول کسر میشه
این همون میشه پول حروم
یه شارژ پنج تومنی میزنم
پنج روزه تقریبا تموم میشه
فک می کنن زرنگن
نه داداش خواستم بگم که ما هم خدایی داریم
 
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1