تو بی من (شادمهر عقیلی)  

متن آهنگ:
من از آینده ی بی تو
من از هر ثانیه بی تو میترسم
هنوز خیلی دوست دارم
از اینکه اینو ندونی میترسم
داری بی من کجا میری؟
از اینکه تنها بمونی میترسم
میترسم ، میترسم
برگرد عشقم ، تو بی من نمیتونی بمونی
هنوز اونقد تو رو میخوام ، که نذارم دور بمونی
برگرد عشقم ، تو بی من نمیتونی بمونی
هنوز اونقد تو رو میخوام ، که نذارم دور بمونی
برگرد عشقـــم ، برگرد عشقم
من از فردای این خونه
از هر چی که بینمونه میترسم
یه نشونست جایِ خالیت
از این نشونه میترسم
من

ادامه مطلب  

تو بی من  

من از آینده ی بی تومن از هر ثانیه بی تو میترسمهنوز خیلی دوسِت دارم از اینکه اینو ندونی میترسمداری بی من کجا میریاز اینکه تنها بمونی میترسم
میترسم میترسم میترسم
برگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونیهنوز اونقد تو رو میخوام که نذارم دور بمونیبرگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونیهنوز اونقد تورو میخوام که نذارم دور بمونی
برگرد عشقمبرگرد عشقم
من از فردای این خونهاز هرچی که بینمونه میترسمیه نشونه ست جای خالیتاز این نشونه میترسممن از این جای خالی کهنبا

ادامه مطلب  

•57  

معجزه ی این روزای من کسیه که تو آغوشش همه ی درد و غمامو از یاد میبرم ..آرامش این روزای سختم کسیه که با نگاه کردن به دوتاچشمِ قهوه ایش هوش از سرم میپرونه .. همه ی دلخوشیه این روزام شنیدن صدای کسیه که دیوونه وار عاشقشم .. کسی که با اومدنش بهم فهموند زندگی میتونه خیلی قشنگ تر از فیلما باشه ، بهم فهموند میشه با لبخندای کسی که دوسش داری تا اوج آسمون بری و از شادی بال در بياری .. همه ی حس و حال خوب این روزامو مدیونِ عشقِ زندگیمم .. کسی که با وجودش رنگ پاشید

ادامه مطلب  

دلتنگی  

یکماه شده نزدیک دوماه که نمیدونم کجایی اخه بهمم نگفتی جایی میخوای بری این حجم از نبودنت برام قابل هضم نیس نمیدونم. نگرانتم نمیدونم از کی باید احوالتو بپرسم 
هیچوقته هیچوقت اینطوری غایب نبودی
دیوونه شدم از نبودت
برگرد دیگه

ادامه مطلب  

#علی_فرزانه_موحد_شعر  

تکه سنگی شدی ای آینه ی زیبایم خنده دار است تو اینجایی و من تنهایم
نگرانی نکن از خنده ی بی علت منگاه در خاطره ای میروم و می آیم
چشم میبندم و عطر نفست می آیدشاید آرام بگیرد نفسی دریایم
خط کشیدم روی تقویم نوشتم برگردخون دل بود ولی جوهره ی امضایم
شب جمعست دوتا فاتحه خواندم اما نه برای تو.. برای خودم و فردایم
#علی_فرزانه_موحد
 

ادامه مطلب  

تنها  

تنها
در مبهم یک روز تنهایم
رفتی و گفتی زود می آیم
فردا دوباره اول هفته
بی تو شب تار است فردایم
از بودن بی تو چه غمگینم
زندان شده بعد تو دنیایم
رفتی و طوفانی به پا کردی
طوفان شد و من غرق دریایم
یک خانه خالی و عکس تو
تاریکم و تو نور شب هایم
من بی تو می میرم تو می دانی
رفتی و من افتاده از پایم
این روزهای بی تو یعنی چه!؟
برگرد من تنهای تنهایم
۱۷آذر۹۶

ادامه مطلب  

سرود حضرت مهدی(عج)  

مولانا یا مهدی(4)
*************
هر شب چشمامون به آسمونه
پس کی می آیی/خدا میدونه
عزیز زهرا/امید آخر
تویی ای مولا/تویی ای سرور
**************
مهربونی کن/مولا جان برگرد
سرپناهی کن/دستاتو ای مرد
فدای اسمت/یوسف زهرا
دلامون تنگه/برات یا مولا
***************
مولا نا یامهدی(4)
اگه برگردی برات میمیریم مولا جان از تو نفس میگیریمعزیز زهرا )س( امید آخر تویی ای مولا تویی ای سرورمهربونی کن مولا جان برگرد سرپناهی کن دستاتو ای مردبه فدای اسمِت یوسف زهرا )س( که دلامون تنگه برات یا م

ادامه مطلب  

نامه اى به ......  

+ یكى ميگه "عرقیات بخور" میگم "واسه چى؟" ميگه "واسه اعصابت، عصبىِ بى اعصاب" میگم"همینجور بى اعصاب راحت ترم" ! نمیفهمه اعصاب رو عرقیات خوب نمیكنه، نمیخواد باور كنه ، حق داره البته ، از كجا باور كن من دیگه بچه اى نیستم و ببینم و بشنوم و فراموش كنم به راحتى :)) 
 
+ رمز؟ بیخیال مگه مهمه :))
اونى كه واسش مهم باشه پیداش میكنه :) "تعدادِ مخاطبین، صفــر!"

ادامه مطلب  

ديوونه غرغرو...  

مشترى كه دیشب بابت بودنش كبكم داشت خروس میخوند امشب كارى كرده كه خودكشى نكنم خیلیه!!گفتم مشترى مدارى كنم براش عكس قاب فرستادم و با توافق همدیگه یه قاب رو انتخاب كردیم.بعد آویزاى سنجاق رو فرستادم گفت هرچى خودت بزنى.میگم رنگش با من فقط مدلش گرد باشه یا مربع.ميگه مربع گفتم باشه كار رو آماده كردم براش فرستادم ميگه گرد باشه بهتر نیست!!گفتم باشه گرده رو میزنم بعد باز پیام داده جاهاشون رو عوض كنى بهتره.باز عوض كردم ميگه كوتاهتر شه بهتر نیست؟ كوتاهش

ادامه مطلب  

وقتی نباشی،از نگاهم درد می‌بارد  

وقتی نباشی،از نگاهم درد می‌باردبا غصه هایم اشک‌های سرد می‌بارد.
وقتی نباشی ،برخودم هم اعتمادی نیستاز آستینم ، "خنجر ی نامرد" می‌بارد.
از بس که غمگینی ، چو "شهر آشوب ِ چشمانت "،این مرد ِخسته بی برو برگرد، می بارد.
این روزها هم پای باران ِ نبودت ، باز ابری که در چشمان من گل کرد، می بارد.
این روز ها باران من ! ... دیگر نمی خندی وقتی نخندی ،از نگاهم درد می بارد.

ادامه مطلب  

پشت سر خبری هست!  

#مهاباد #متن_عاشقانه
برگرد چند ثانیه پشت سرت را نگاه کن، می روی خیلی هم تند اما تند بادها هم روزی می ایستند! گرد و خاک می کنی اما چیزی عوض نمی شود،معشوقه بودن جرم ودوست داشتن کابوس نیست. از ما قبول کن رفتن راه حل همیشگی نیست. هر گریزت گذاری است دوباره و از نو. از هر راهی که بروی مسیرت به ما خواهد خورد. بیهوده نتاب. تنهایی از پس خودت بر نمی آیی و بر نمی آیم، بایست نفسی چاق کن بگذار برسم، به تو، به خودم، و آن وقت پابه پا رفتن را امتحان کن .قسم به سهمم ا

ادامه مطلب  

قدیس  

قدیس خوان بودم مدتی!.
هرچه بیشتر پیش میرفت
بیشتر غصه م میگرفت
که ما هرچه می کشیم
بخاطرِ ظلمِ به امامِ اولمان است
نشناختیمش آن طور که باید.
ولایت را نمیفهمیم;
چون مولایمان علی علیه السلام را بی معرفتیم!. 
ورق به ورق عمرو عاص را لعن میکردم
وبه حالِ جهالتِ آدمیان غمگین بودم!...
چقدر دورم از تو
چقدر هیچم در شناختِ ولی...
چقدر غدیر مظلوم است
وچقدر دیرمیفهمیم که هیچ نمیدانیم!...
خدا لعنت کند هرکه را ;که نگذاشت اول اماممان
امامت کند...
#برگرد _آقا

ادامه مطلب  

بهونه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبيا با قلب بی روح من سرکنبيا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصدای نفسات صدای عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبيا با قلب بی روح من سرکنبيا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصدای نفسات صدای عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبيا با قلب بی روح من سرکنبيا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصدای نفسات صدای عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبيا با قلب بی روح من سرکنبيا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصدای نفسات صدای عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

نیامده رفتی عزیزم...  

دلم به گرمی بودنت گرم گرم گرم شد ، آنقدر که هیچ سرمایی در خشت خشت وجودم نفوذ نمی‌کرد . هیزم دستانت آنچنان گرمایی به وجودم می‌ریخت که مطمئن شدم همیشه هستی و این گرما هیچ وقت سرد نخواهد شد . اما ... و من متنفرم از این اما ها و فقط های بعد از قشنگی ها . واما سرد شد ناگهان هوای بودنت سرد سرد سرد سرد سرد شد ، به حدی سرد که از توصیفش وحشت دارم . نیامده رفتی عزیزم ، یادم می آید آن روزها لب هایت شهادت می‌داد که قرار است باشی و بمانی و بسازی چرا نیامده رفتی ب

ادامه مطلب  

عجله کار شیطونه  

یه روز مسئول فروش، منشی دفتر و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند.
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه.
جن ميگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم.
منشی میپره جلو و ميگه: «اول من، اول من! من می خوام که تووی باهاماس، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»
پوووف! منشی ناپدید میشه...
بعد مسؤول فروش میپره جلو و ميگه: «حالا من، حالا من! من می خوام تووی هاوایی ک

ادامه مطلب  

معرفی سریال کره ای(2)  

مادام آنتوآن/خیلی خوبه و آبکی نیست کمدی هست ولی نه خیلی!راجع به یه روانشناس و یه پیشگوئه که همسایه همدیگه شدن!با اینکه هان یه سئول(بازیگر نقش زن) پیر شده اما هنوزم دوست داشتنیه.
بيا بجنگیم روح/بسی عالی از اون ژانر فانتزیا که روح و اینا هم داره و اصلا آبکی نیست و بازیگراش هم خیلی خوبن.راجع به یه پسریه که ارواح رو میبینه و شغلش جنگیریه و طنز جالبی هم داره.
برگرد آقا/come back mister موضوع این یکی هم جدید و جالب هست . راجع به دو نفره که به ناحق میمیرن و یه د

ادامه مطلب  

معرفی سریال کره ای(2)  

مادام آنتوآن/خیلی خوبه و آبکی نیست کمدی هست ولی نه خیلی!راجع به یه روانشناس و یه پیشگوئه که همسایه همدیگه شدن!با اینکه هان یه سئول(بازیگر نقش زن) پیر شده اما هنوزم دوست داشتنیه.
بيا بجنگیم روح/بسی عالی از اون ژانر فانتزیا که روح و اینا هم داره و اصلا آبکی نیست و بازیگراش هم خیلی خوبن.راجع به یه پسریه که ارواح رو میبینه و شغلش جنگیریه و طنز جالبی هم داره.
برگرد آقا/come back mister موضوع این یکی هم جدید و جالب هست . راجع به دو نفره که به ناحق میمیرن و یه د

ادامه مطلب  

معرفی سریال کره ای(2)  

مادام آنتوآن/خیلی خوبه و آبکی نیست کمدی هست ولی نه خیلی!راجع به یه روانشناس و یه پیشگوئه که همسایه همدیگه شدن!با اینکه هان یه سئول(بازیگر نقش زن) پیر شده اما هنوزم دوست داشتنیه.
بيا بجنگیم روح/بسی عالی از اون ژانر فانتزیا که روح و اینا هم داره و اصلا آبکی نیست و بازیگراش هم خیلی خوبن.راجع به یه پسریه که ارواح رو میبینه و شغلش جنگیریه و طنز جالبی هم داره.
برگرد آقا/come back mister موضوع این یکی هم جدید و جالب هست . راجع به دو نفره که به ناحق میمیرن و یه د

ادامه مطلب  

هرچه میخواهد دلتنگت بپرس طور  

اونجا که شادمهر گفت :((برگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونی هنوز اونقدر تو رو میخوام که نزارم ازم دور بمونی))تیغ و برداشتم رگ و برنم نذاشتن....لعنتیییییی چرا مارو دیوونه میکنی اخهههههههههههههه!
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
از اونجایی که حوصله ام خفن سر رفته، تلگرام و اینستاگرام و دوستان فیلتر کرن و موفق به دانلود فیلترشکن نشدم و محیا و بقیه هم تو ایمو آف شدن و تلوزیونم که مامانم کنترلشو گرفته دستش نمیزارن فیلم قشنگ بزاریم و مشغول پس از باران دی

ادامه مطلب  

زن کافر  

دانشجویى از ایران رفته بود مجارستان واسه درس خواندن، بعد از دو سه سال به باباش زنگ میزنه ميگه: بابا من اینجا با یه زن مجارستانی ازدواج كردم.
باباش عصبانی میشه ميگه: بابا اونا همشون كافرن فردا جواب مردم رو چی میدی؟ وقتی اومدی ایران نمیگن زن فلانی كافره نمیگن پسر فلانی زن كافر گرفته...!؟خلاصه پسره بعد چند سال با زنش میاد ایران بعد یه چند روزی زنشو میذاره خونه باباش خودش تنهایی میره تهران، چون باباش مریضی قندی و چربی داشته زنه هم دكتر بوده حسابی

ادامه مطلب  

شبت بخیر بهترین خواهری دنیا  

میگم جیگر آبجی بخواب..ميگه نمیخوام..میگم تنها ک نیستی ..؟؟ ميگه ن آذر خودشو خفه کرد بزور مجبورم کرد برم خونشون..میگم دسش درد نکنه منم اونجوری ازنگرانی هلاک نمیشم..میگم خوبه ک تنها نیستی تنهایی آدم رو مریض میکنه.. ميگه مریضتم.. میگم خدانکنه..ميگه آبجی مریضتم ولی ی داروی تلخی هستی نمیشه خوردت..میگم بمیرم ک تلخم .. ميگه خدانکنه... میگم بخواب جوجو..ميگه کاش اینجا بودی..میگم همیشه کنارتم..ميگه میخوابم.. میگم مریمی؟؟ ميگه جونم..میگم میخوای نخواب من ک خواب

ادامه مطلب  

شمار روزا از دستم در رفته  

دلم برات تنگ شده لعنتی چرا این درد عادی نمیشه اخه .. کاش منم مثل تو صب تا شب سرم گرم بود کاش منم مث تو راحت بودم و روزامو میگذروندم و با دیدن قیافه هرکس قیافه با مزت جلوی چشمم زنده نمیشد. الهی قربون اون چشمات برم لپ خوشمزه ی من همه جات خوشمزه بود انقد ک از بوسیدنت سیر نمیشدم هیچوقت .. نه از بوسیدنت نه از بغل کردنت .. همیشه تشنه بودم ب این ۲تا و حالا ناکام ترینم چون مدتهاست با عشق بغلم نکردی .. نبوسیدیم و نازم نکردی . حتی دلم واسه مدل حرف زدنمون با هم

ادامه مطلب  

یلــدا  

چشم به راه
عزیز من، ایستگاهی که قلبهایمان را از هم جدا کرد، متروکه شد. این است سزایش اما...
من هنوز منتظرم. چشم دوخته ام به ریل های موازی که نهایتش به یکدیگر می رسند و مرگ بر حادثه های ریاضی که از ذهن فریاد می زنند دروغ است دروغ، موازی ها هرگز نخواهند رسید... اما، من در این ایستگاه متروکه، منتظر معجزه ام.شهریار تکتای قصه های من، برگرد... وقتی که یلدا را به یاد تو صبح کردم، و هی نگاه دوختم به فال حافظ و ریل های ایستگاه متروکه و اندیشیدم به چهره ات... و

ادامه مطلب  

383 ..  

ميگه قیافه ـَت شده مثل ِ خوناشامی كه بهش خـون نرسیده [ درحالیكه سرش توو كتاب بود ] .. اینقد نشین پشت ِ اون لپ تاپ ِ كوفتی [ با حالت ِ عصبانیت و تمسخر ] .. دختر بودی یا پسر صدات یادم نمیاد .. .
از تو ای لپ تاپ ِ كوفتی كه من ُ از هم صحبتی با اطرافیان دور میكنی واقعـا ممنـون .

ادامه مطلب  

گلدون قرمز دل  

دارم پر میشم از احســـــاسسراغ تو رو میگیــــــــــــــــرم
بيا برگرد تو ای عاشـــــــــقاگه نباشی می میــــــــــرم
صدا کــــــــــــن من رو آشنابذار آزاد بـــــــــــــشم جونم
منی که از وقتـــــی رفتی  نغمه ی هجران مـی خونم
بيا با من کــــــــــــه دوبارهاز چشمام شـــــــادی بباره
که تو گلـــــدون قرمزه دلباز فقـــــــــــــط تو رو بکاره
سعید دامغانیان

ادامه مطلب  

روز پنجم  

دوتا چایی با سیگار میگیره میره رو تراس
منم قندون میبرم
سکوت بین ما
بهم ميگه: کاش زودتر دیده بودمت
سکوت میکنم 
ميگه از ادمایی ک معنی سکوت میفهمن خیلی خوشم میاد
اونا حرفای روحتو میفهمن
بهش لبخند میزنم و میگم،اصل نوازندگی رعایت سکوته!
ميگه حالا چجوری برم
میگم :با ماشین دیگه
ميگه:ممظورم فیزیک نبود ،روحم چجوری دل بکنه
سکوت میکنم!

ادامه مطلب  

حججی ثانیه هایش را برای خدا ذبح می کرد...  

در تابوتت آرام خوابیده ای...
میشنوی ؟
سرهایشان را به تابوتت میچسبانند و زیر لب زمزمه هایی میکنند...
میبینی آقا محسن؟
 تا چشمشان به تابوتت میوفتد,اشک هایشان سرازیر می شود...
به حال خودشان اشک میریزند...میدانند که تو حالت خوب است...
به حال خراب خودشان اشک میریزند 
شنیده ای پشت مسافر آب میریزند؟
این جماعت میخواهند پشت شما که مسافری به بهشت هستید آب بریزند 
و تمام آن آبها را در چشمانشان جمع کرده اند...
همه می خواهند با چشمانشان راهت را آب و جارو کنند
م

ادامه مطلب  

حججی ثانیه هایش را برای خدا ذبح می کرد...  

در تابوتت آرام خوابیده ای...
میشنوی ؟
سرهایشان را به تابوتت میچسبانند و زیر لب زمزمه هایی میکنند...
میبینی آقا محسن؟
 تا چشمشان به تابوتت میوفتد,اشک هایشان سرازیر می شود...
به حال خودشان اشک میریزند...میدانند که تو حالت خوب است...
به حال خراب خودشان اشک میریزند 
شنیده ای پشت مسافر آب میریزند؟
این جماعت میخواهند پشت شما که مسافری به بهشت هستید آب بریزند 
و تمام آن آبها را در چشمانشان جمع کرده اند...
همه می خواهند با چشمانشان راهت را آب و جارو کنند
م

ادامه مطلب  

ظلم به یک عاشقانه...  

دلتنگ.. پریشون.. سرگردون.. لب تشنه..همینطور که میرم به سمت باهم بودنمون..
از حجم این همه دوری ناخودآگاه دستمو میزنم تو سرم.....
 
جایی که دستات رو لمس کرده میگیرم.. گریه میکنم.. صدات میزنم.. صدات میزنم..
..
آب رو رو میپاشم رو صورتم.. خنک نمیشم جگر سوخته ام انگار با آب یه رودخونه هم خنک نمیشه.
  برگرد پیشم.. بی تو هرگز خوب نمیشم.. بی تو زندگی نخواستم و نمیخوام..
و از غیر تو به " خدا " پناه میبرم..
همینطور که باهم بودنمونو دارم قدم میزنم گریه میکنم و احساس میکن

ادامه مطلب  

 

دقیقا به نقطه ای رسیدم كه ازش میترسیدم !!
واقعیت :)
یكبار اتفاق افتاده ، چرا دوباره تكرار نشه ؟؟ 
چه تضمینی وجود داره ؟؟ دقیقاً مثِ كلش و گروه ... فقط یه بازی بود :)
یه خط جمله ، چقدر حرف داشت ...
كاملاً درست ميگه
تازه این اولشه ، یكم دیگه كه بگذره ، چیزایِ بیشتری هم یادآوری میكنه :)
واقعیته دیگه ، مردونه باید زُل زد توو چشاش .

ادامه مطلب  

همتون عین همین ...  

زخم من کهنست من تو این بن بست بزرگ شدم انقدر خستم که چشام بستس دیگه مرد خودمهر شکست از تو هر شروع از نو منو پیر کرده واقعا تو بگی رفتم من بگم برگرد حالا راه داری تا منهمتون عین همین خوب بلدین دل بکنین بلدین رد بشین از قلبی که افتاد رو زمینهمتون عین همین خوب میتونین حرف بزنین آدمو وابسته کنین عشقو بگیرین ببرینهمتون عین همین خوب بلدین دل بکنین بلدین رد بشین از قلبی که افتاد رو زمینهمتون عین همین خوب میتونین حرف بزنین آدمو وابسته کنین عشقو بگیری

ادامه مطلب  

کشش ندارم...  

درست است 
عاشقم
اما...
توان گفتن شعری 
پر از شادی
پر از لبخند
ندارم من...
ترا دیدم
همان هنگام ....چنان دلخسته و دلتنگ
بيا برگرد پیش من...
که می دانم 
شبی تنها و بی غمخوار 
می میرم...
از این حس و
از این قصه ی هر روزه ی تکراری 
مگر می شود دل کَند 
از کسی که دوستش داری !!!
محال است 
می دانم...
تو دیگر پیش من 
نمی آیی...
 
 
مدارا
-بخاطر دلم-

ادامه مطلب  

شاید این جمعه بیاید شاید...  

 
در حسرت تو خون شده چشم نگارها
ای انتظار آخر چشم انتظار ها
ای آشنا تر از همه، این دیده کور باد
نشناخته اگرچه تو را دیده بارها
خار طمع به چشم و به پا ریسمان ترس
افتاده ایم بی تو در این گیر و دارها
جز اشک ناشیانه و جز آه پشت آه
دیگر چه چشم داشتی از تازه کارها!؟
کار دل از ترحم دلدار هم گذشت
زنگار بسته آینه جای غبار ها
پاییزمان شدند و گلاویزمان شدند
سرمی رسند بی تو یکایک بهار ها
مشتی پیاده در دل این جاده مانده ایم
رحمی به ما نکرد کسی از سوار ها
دل کاش

ادامه مطلب  

قربانی کردن(داستان برداشت اخلاقی)  

یه روز
گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره .دامپزشک
ميگه : ” اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید “گوسفند اینو
میشنوه و میره پیش گاو ميگه: “بلند شو بلند شو” گاو هیچ حرکتی نمیکنه

روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو
ميگه: ” بلند شو بلند شو رو پات بایست” باز گاو هر کاری میکنه نمیتونه
وایسته رو پاش روز
سوم دوباره گوسفند میره ميگه: “سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی
رو پات وایسی دامپزشک گف

ادامه مطلب  

رفیق ساده‌ی من  

ميگه: طرف، جلو عابربانک به من گفت:«حاج آقا! من عابر بانک بهم پول نمیده، شما بيا شماره کارتتو بده به من تا پول بریزم به حساب شما بعد شما بگیر بده به من.»
این دوست منم چون لباس شیخی تنشه خیال می‌کنه نباید به هیچ درخواستی جواب رد بده، واسه همین قبول کرد.
ميگه کارتمو دادم دستش، او هم صفحه عابربانکو به من نشون داد که اسمم و مبلغ رو نوشته بود، منم دیگه ندیدم که دکمه تایید رو بزنه،(رسید هم بهش نداد)
بعد گفت: «خب حاج آقا! بيا بی زحمت پول بگیر بده به من.»
م

ادامه مطلب  

1015 - محبت  

داشته شاخه هایی که گذاشته بودم ریشه بزنند و نگاه میکردم و قربون صدقه شون میرفتم..
یهو همسر گفت با من بودی؟
گفتم خیر داشتم با گلهام حرف میزدم!
یه آهی میکشه و ميگه آخه هیچوقت با من انقدر محبت امیز حرف نمیزنی!!! تعجب کردم!! 
 کفتم غلط کردی!!
ميگه ببین! همیشه با من همینجوری حرف میزنی!
 :))))))))))

ادامه مطلب  

در اینــــــــ حد!  

گفتم که چن روز پیش برادرزاره ام (دختر) اینجا بود. مادرم بغلش کرده ميگه:
دخترا شیرن مثه شمشیرن، پسرا موشن مثه خرگوشن:| میخوام بگم در این حد فمنیست یعنی. میگم مادر داری برعکس میگی هاااا
ميگه بتوچه ... چون حرفش خیلی منطقی بود من دیگه عرصه را ترک گفتم:)

ادامه مطلب  

در اینــــــــ حد!  

گفتم که چن روز پیش برادرزاره ام (دختر) اینجا بود. مادرم بغلش کرده ميگه:
دخترا شیرن مثه شمشیرن، پسرا موشن مثه خرگوشن:| میخوام بگم در این حد فمنیست یعنی. میگم مادر داری برعکس میگی هاااا
ميگه بتوچه ... چون حرفش خیلی منطقی بود من دیگه عرصه را ترک گفتم:)

ادامه مطلب  

در اینــــــــ حد!  

گفتم که چن روز پیش برادرزاره ام (دختر) اینجا بود. مادرم بغلش کرده ميگه:
دخترا شیرن مثه شمشیرن، پسرا موشن مثه خرگوشن:| میخوام بگم در این حد فمنیست یعنی. میگم مادر داری برعکس میگی هاااا
ميگه بتوچه ... چون حرفش خیلی منطقی بود من دیگه عرصه را ترک گفتم:)

ادامه مطلب  

در اینــــــــ حد!  

گفتم که چن روز پیش برادرزاره ام (دختر) اینجا بود. مادرم بغلش کرده ميگه:
دخترا شیرن مثه شمشیرن، پسرا موشن مثه خرگوشن:| میخوام بگم در این حد فمنیست یعنی. میگم مادر داری برعکس میگی هاااا
ميگه بتوچه ... چون حرفش خیلی منطقی بود من دیگه عرصه را ترک گفتم:)

ادامه مطلب  

در اینــــــــ حد!  

گفتم که چن روز پیش برادرزاره ام (دختر) اینجا بود. مادرم بغلش کرده ميگه:
دخترا شیرن مثه شمشیرن، پسرا موشن مثه خرگوشن:| میخوام بگم در این حد فمنیست یعنی. میگم مادر داری برعکس میگی هاااا
ميگه بتوچه ... چون حرفش خیلی منطقی بود من دیگه عرصه را ترک گفتم:)

ادامه مطلب  

در اینــــــــ حد!  

گفتم که چن روز پیش برادرزاره ام (دختر) اینجا بود. مادرم بغلش کرده ميگه:
دخترا شیرن مثه شمشیرن، پسرا موشن مثه خرگوشن:| میخوام بگم در این حد فمنیست یعنی. میگم مادر داری برعکس میگی هاااا
ميگه بتوچه ... چون حرفش خیلی منطقی بود من دیگه عرصه را ترک گفتم:)

ادامه مطلب  

در اینــــــــ حد!  

گفتم که چن روز پیش برادرزاره ام (دختر) اینجا بود. مادرم بغلش کرده ميگه:
دخترا شیرن مثه شمشیرن، پسرا موشن مثه خرگوشن:| میخوام بگم در این حد فمنیست یعنی. میگم مادر داری برعکس میگی هاااا
ميگه بتوچه ... چون حرفش خیلی منطقی بود من دیگه عرصه را ترک گفتم:)

ادامه مطلب  

بسم الله...  

نیما بهم ميگه احمقم که از سهمیه ام برای دانشگاه استفاده نکرد
شاید راست ميگه ولی به نظر من احمق تر از من بابام بود که 
جونش رو داد برای نجات نیما...
شدم کوزت خانواده ، بشور و بساب و...
امروز به خانم زاهدی گفتم برام شیفت شب نذاره ولی قبول نکرد
خسته شدم، خیلی خدایا خسته شدم...

ادامه مطلب  

بیش مرنجانم  

ما بحثمون شد. بعد با هم جنگیدیم. البته اینو دیگه همه دنیا میدونن که با مرجان هیچکس جز من، بی سپر نمیجنگه.
مرجان جیغ کشید که «تو کلا از اول هم نفهم بودی» ولی منظورش این بود بغلم کن نفهم.
من داد کشیدم «نفهم نبودم که با تو ازدواج نمیکردم» ولی در اصل میخواستم بگم خودت بپر بغلم اگه راست میگی.
ولی هیچکدوم بلد نبودیم منظورمون رو درست برسونیم.
مرجان شروع کرد به خورد کردن چینی های توی کابینت. و من تموم مدت به این فکر میکردم که «آفرین به این زور و آفرین به

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1