رفتار ترس  

 
رفتار ترس: ممکنه گاهی اوقات پرنده تو شب بترسه(همینطور روز) که بیشتر برای پرنده های جديد اتفاق میوفته که تازه اومدن تو محیط اگر طوطی شما در طول شب ترسید لامپ رو روشن کنید و برید پیشش و باهاش صحبت کنید وقتی ارام شد دوباره چراغ رو خاموش کنید اگرم وحشیه بهتره بعد از روشن کردن لامپ از فاصله دور تر باهاش صحبت کنید (در هر حالت بهتره پرنده در تاريکی مطلق نباشه و همیشه نور کمی به قفسشون بتابه تا با کوچکترین تغییری در تاريکی شب،مثل افتادن نور ماشین ه

ادامه مطلب  

دلهای تنگ  

دلم برای تو... آیا دل تو هم تنگ است؟!صدای هق هقِ... گویا دل تو هم تنگ است! ببین! نمی‌شود اینقدر دور بود از هم!بیا قبول بفرما دل تو هم تنگ است! من از مسافت این جاده‌ها نمی‌ترسماگر بدانم آنجا دل تو هم تنگ است اگر بدانم گاهی به یاد من هستیو چند ثانیه حتی دل تو هم تنگ است- -پرنده می‌شوم اما نمی‌پرم بی توپرنده می‌شوم و تا دل تو هم تنگ است- -برای تو، پرِ پرواز می‌شوم حتیاگر در آن سر دنیا دل تو هم تنگ است! اگر در آن سر دنیا... اگر در آن دنیا...اگر بدانم هرجا د

ادامه مطلب  

درخت  

توی تنهایی یك دشت بزرگكه مثل غربت شب بی انتهاست یه درخت تن سیاه سربلند آخرین درخت سبز سرپاست رو تنش زخمه ولی زخم تبر نه یه قلب تیر خورده نه یه اسمشاخه هاش پر از پر پرنده هاست كندوی پاك دخیل و طلسمچه پرنده ها كه تو جاده كوچ مهمون سفره ی سبز اون شدنچه مسافرا كه زیر چتر اون به تن خستگیشون تبر زدنتا یه روز تو اومدی بی خستگی با یه خورجین قدیمیه قشنگبا تو نه سبزه نه آینه بود نه آب یه تبر بود با تو با اهرم سنگاون درخت سربلند پرغرور كه سرش داره به خو

ادامه مطلب  

تغذیه ی مناسب برای طوطی چیست؟  

تغذیه مناسب برای طوطی چیست؟ در این مقاله به این که کاسکو یا طوطی چه نوع غذایی را باید استفاده کند، می پردازیم.
در اصل این پرنده از
میوه های تازه
سبزیجات
غله
میوه های مغز دار
دانه ی گیاهان
تغذیه می کند.
باید به این نکته دقت کرد که غذایی که برای طوطی خریداری می کنید حتما تازه و سالم باشد.
طوطی به راحتی می تواند با نوک خود گل کلم، هویج، اسفناج، ذرت، سیب، پرتقال که از جمله غذاهای این پرنده هستند را تکه تکه کند و مدتی را سرگرم باشد.
غذای اصلی این پرند

ادامه مطلب  

سرعت شاتر خلاقانه  

با صبر و تمرین، می توانید سوژه را متوقف کرده و تصاویر شارپ و تمیزی به دست آورید. اما چرا حرکت را متوقف کنیم؟ دوستان پرنده ما دائما در حال حرکت هستند… چرا تجربه بصری خود را به مخاطبانتان نشان نداده و اجازهنمی دهید که آنها حرکت پرنده را به صورت يک ماتی در تصویر شما احساس کنند؟ این گام بعدی در عکاسی شماست… آزمایش با سرعت شاترهای مختلف و نشان دادن خلاقیت در تصاویرتان.اگرچه اکثر شرایط برای گرفتن تصاویر مات ایده آل هستند، اما من از عکاسی در شرایط

ادامه مطلب  

معرفی کتاب"موریس و کتاب های پرنده"  

نویسنده: ویلیام جویس
مترجم: فرمهر منجزی
تعداد صفحات: 52
رده سنی: ب، ج.
 
    کتابهای پرنده آقای موریس لسمور دنیایی است که در آن آدم ها عاشق کتاب ها هستند ، دنیایی که عناصری از رویداد ها ،اشخاص و فیلم های دیگر را به عاریت گرفته است و جالب است که در آن کتاب ها هم متقابلا لطف آدم ها را فراموش نمی کنند.
 از این کتاب انیمیشنی هم ساخته و پرداخته شده است تحت عنوان : "کتاب های پرنده آقای موریس لسمور "
  که احساس ميکنم بعد از ديدن آن همه ما از کتاب خواندن ب

ادامه مطلب  

 

از خواب ها پرید، از گریه ی شديد اما کسی نبود... اما کسی نديد... از خواب می پرم، از گریه ی زیاد از يک پرنده که خود را به باد داد از خواب می پری از لمس دست هاش و گریه می کنی زیر ِ پتو یواش از خواب می پرم می ترسم از خودم دیوانه بودم و دیوانه تر شدم از خواب می پری سرشار خواهشی سردرد داری و سیگار می کشی از خواب می پرم از بغض و بالشم که تیر خورده ام که تیر می کشم از خواب می پری انگشت هاش در... گنجشک پر... کلاغ پر... پر... پرنده پر... از خواب می پرم خوابی که درهم است آ

ادامه مطلب  

گزارش روزانه  

اولیای گرامی کاربرگ علوم کار شد.(فصول)ریاضی آمادگی برای جمع تدریس شد و تمرینات حل شد.دانش آموزان جملات انشا ی خود را خواندن.کتاب کانگورو قسمت ۲۰۱۱ کار شد.به دانش آموزانی که میانگین هر ماه دفتر ارتباط بین خانه و مدرسه آنها بین ۶۰ تا ۷۰ شده بود يک بورس ۵۰ امتیازی اهدا شد.فارسی نوشتاری حل شد.

ادامه مطلب  

اصول نگهداری طوطی خاکستری چیست؟  

کنگو و تیمنه از نژادهای طوطی خاکستری می باشند، کنگو نسبت به تیمنه بزرگتر و پرهای دم این نژاد روشن تر است. این پرنده در غرب و مرکز آفریقا زندگی می کند و نام علمی این پرنده  Psittacus Erithacus  می باشد.
کنگو و تیمنه دارای دم کوتاه و قرمز رنگ می باشند ولی نسبت به بقیه طوطی ها پر و بال رنگی زیادی ندارند. يکی از دلایل توجه به این پرنده دارا بودن هوش و قدرت سخن گفتن می باشد که علاقه مندان بسیار زیادی را جدب خود کرده است.
به دلیل اجتماعی بودن طوطی علاقه ی زیادی

ادامه مطلب  

 

شعرسلام
سلام مثل بهاره         گل وشکوفه داره          بوی قشنگ دوستی         همراه خودمیاره            وقتی سلام می کنی          شاپرکا می خندند          بالهاشون وبرامون      واميکنن میبندد         گوش بده بازباخنده      پرنده های زیبا      باچه چه وباجيک جيک      سلام میدن به گلها        

ادامه مطلب  

دلتنگی  

 
دلتنگی همدم دل شده است
دلتنگی گنگ هست با معنی فاصله
نمی فهمد
نمی فهمد که تمام پنجره های دنیا را ، پرنده نیست
شاید ،
پرنده ای پر نزد
اما
می نویسم برای تو با دل تنگم
برای لحظاتی که مقابل پنجره آمدی از سر دلتنگی
و برای آن لحظه ای که قاصدک را بوسیده و به پرواز در آوردی
من مینویسم برا تو از سر دلتنگی
تا بدانی مرهم دل من تنها تویی ، تو
 

ادامه مطلب  

شعر و تصویر  

چرا به باغ، شاخه‌ای گلی به سر نمی‌زند/چه شد که در بهار ما، پرنده پر نمی‌زندچه وحشت است راه را که کس بر آن نمی‌رود/چرا کسی چراغ جان به رهگذر نمی‌زندنشاط عشق رفت و در بر این سرای بسته شد/کنون به غیر غم، کسی دگر به در نمی‌زندشب ستاره کش همی نشسته روی سینه‌ام/به لب رسیده جان ولی دم سحر نمی‌زندشکوفه‌ی امیدم و غمم سیاه می‌کند/مرا خزان نمی‌برد، مرا تبر نمی‌زند
 
 
 

ادامه مطلب  

صدای من با صدای تو آشناست  

دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته
با تو سخن می گویم
به سان ابر
که با توفان
به سان علف
که با صحرا
به سان باران
که با دریا
به سان پرنده
که با بهار
به سان درخت
که با جنگل
سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تو را
دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
 
احمد_شاملو

ادامه مطلب  

شیشه‌ها را جمع کردم اما باز پایم بریده بود!  

همیشه همین‌قدر کوتاه است عزیزم! من ترجیح می‌دهم برای تو در يک لحظه به يک هیولا تبدیل شوم و از چشمان زیبایت بیفتم تا این‌که به مرور در کنارت به شئ‌ای از اشیای خانه تبدیل شوم!
تو برای پریدن بال‌هایی بلند می‌خواهی! و من برای تو همان بال‌ها را می‌خواهم؛ زنده‌باد پرواز! مرده‌باد پرنده!

ادامه مطلب  

بیماری سینه کاردی  

 
بیماری سینه کاردی (card canary-coccidiusis)نباید این بیماری با بعضی بیماریهای دیگر که علائمی شبیه این دارد اشتباه بگیریم مانند آسم، عفونت شديد روده، و نوعی آبلهمقدمه ای در رابطه با این بیماری سینه کاردیعامل این بیماری که وارد معده پرنده میشود و ph مخاط معده افزیش می یابد ودر نتیجه در هضم و جذب مواد غذای اختلال ایجاد ميکند(علت لاغری پرنده همین موضوع است وقتی بدن پرنده هیچ مواد مغذی دریافت نکند در عرض چند روز با توجه به دفع مواد مورد نیاز و مصرف گوشت و

ادامه مطلب  

فرهنگ حیوان دوستی ، یا نگهداری حیوان؟  

فرهنگ حیوان دوستی ، یا نگهداری حیوان؟
من با قفس کردن حیوان از هر نوعش رابطه ای ندارم ،چه  این قفس چهارگوشه ای سیمی و فلزی باشد  که پرنده ای در آن زندان شده است و چه چهار دیواری به نام آپارتمان که سگ یا گربه و...در آن زندان هستند.
من حیات وحش  را بیشتر دوست دارم  تا  حیاط وحش، من به حقوق حیوانات و زندگی در زیستگاه  طبیعی آنان بیشتر عشق می ورزم، من  پرواز که حق طبیعی پرنده است را بیشتر دوست دارم تا قفسی که سیم های اطرافش طلایی است،من واق واق کردن س

ادامه مطلب  

مرا به اسم صدا کن اثری از هالینا پوشویا توسکا  

مرا به اسم صدا کن تا بیایم ای جانِ من مرا به اسم صدا کن نپرس آیا اسمم اسم پرنده ای ست در حال پرواز؟ یا بوته ای که ریشه اش در خاک فرو رفته است؟ و آسمان را با رنگ خون آغشته می کند و نپرس که اسمم چیست خودم نمی دانم می جویم اسمم را می جویم و می دانم که اگر بشنومش از هر جای جهان که باشد حتی از تهِ جهنم می آیم جلویت زانو می زنم و سَرِ خسته ی خود را به دست های تو می سپارم. #هالینا_پوشویاتوسکا

ادامه مطلب  

شب ترانه ساز  

شب آشیان شب زده،چکاوک شکسته پررسیده ام به ناکجا مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست،کسی به یاد ما شدناز آن تبار خودشکن تو مانده ای و بغض من
از این چراغ مردگی از این برآب سوختناز این پرنده کشتن و از این قفس فروختن
چگونه گریه سرکنم که یار غمگسار نیستمرا به خانه ام ببر که شهر، شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر ستاره دل نواز نیستسکوت نعره می زند که شب ترانه ساز نیست
 ایرج جنتی عطایی

ادامه مطلب  

خواب پرواز، مثل سار عزیزم...  

الان ساعت نزديک دو نصفه‌شب است، دلم می‌‌خواهد بنویسم اما نمی‌دانم چه بنویسم.نیاز به نوشتن هست و توانایی پروراندن موضوع و تمرکز بر آن نیست.به قول فرنگی‌ها brain storm می‌کنم تا خوابم ببرد...از آنجا که خیلی مود شادی نیستم، ناخودآگاه این طوفان مغزی، سمت بخش‌های غمگین می‌رود، معمولا کنترلش می‌کنم. چون خوابم هم اگر ببرد، تا صبح طوفان مغزی غمگین در ذهنم به پا می‌شود و چه خواب‌های غمگین و بی‌معنی که نمی‌بینم. از اتفاقات بزرگ غمگین و آشفتگی و گم

ادامه مطلب  

امروووووز  

امروز چون ادبیات داشتیم ومن از انشااااااااااا بههههه شددددت متنفررررررررم.............اصلانمیدونم چرااااولی دوس ندارم انشاروووو....
حتی تاریخوبیشتراز انشا دوس دارم.......
اصلافقط درسای تخصصیوعشق است........
.........
....
اینقدر به خواب احتیاج داشتم مخصووووصا خواب بعدازظهر که خداروشکر قسمت شد و من امروز بعدازظهر خواااابیدم ...مرسی خداجووون
 
اخه روزای دیگه درسا نمیزارن من یه ذره بعدازظهرها بخوابم......
.......
دیگه چی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟اهااااا......
خیییییلی دلم واسه

ادامه مطلب  

عدالت خداوند  

ﺯﻧﯽ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺍﻭﺩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﻋﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ؟ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﺎﺩﻝ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ؟ ﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﯿﻮﻩ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ 3ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺑﻌﺪﺍﺯ ﻣﺪﺗﻬﺎ طناب ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﯿﺒﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﻟﺶ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍی ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ طناب ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺭﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ، ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﺤﺰﻭﻥ

ادامه مطلب  

یادداشت صد و سوم  

این یادداشت ناشناخته شناخته
شایع شده قم زلزله میاد امشب الان نمیدونم چقدر از زندگیم مونده یهو تو رتبه دوم شاید دیگه روحم شاد(البته واقعیت من این افکار نیست امید به زندگیم بالای ن و د).
امروز انشا داشتیم اما وقتی کلاس دست دبیر ادبیات باشه به انشا ستم میشه. یه نصفه انشا نوشته بودم درباره آب و کربلا رو میز بود حسین -که انشا با جمله‌هایی شبیه رپ می‌نویسه- به معلم گفت من بخونم اما معلم ادبیات درس داد.
امروز م با دقیقا ۲۵دقیقه تاخیر رسیدم رفتم گروه

ادامه مطلب  

سال 1396برهمه دوستان وعزیزان مبارک  

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زندو پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد وچون همیشه امیدوار وسال نومبارک.

ادامه مطلب  

امشب ...  

             
                 امشبدرخلوتتنهاییامآهستهبیتوگریستم
                کاشصدایهقهقگریهامرابادبهتومیرساند…
                 تابدانيکهبى تو چهميکشم
                 کاشقاصدکبهتومیگفتکهدرغیابتو
                 رودیازاشک بهراهانداختهام….
                 وکاشپرندهیسوختهبالعاشقازجانب من
                بهتواینپیغامرامیرساندکه:
               امیدوآرزوهایمبیتوآهستهآهسته
                                                   درحالفروریختناست...
 

ادامه مطلب  

 

به نام خدا
 
معلمی مثل خواب می ماند. خواب های کوتاه شیرین عصرگاهی که گاهی آنقدر عمیق می شود که همه خستگی روز را تنت می تکاند. 
از وسط زندگی آشفته و ذهن آشفته تر سمت مدرسه راه می افتم. لحظه ورود هم هنوز غصه ها و نگرانی ها هم راهم هست. چادرم را که روی جالباسی می گذارم ذهنم درگیر کلاس پیش رو شده. راه کلاس را که در پیش میگیرم، تک تک صورت های خندان وسط راهرو حواسم را پرت می کنند. در کلاس را که می بندم و بچه ها می نشینند دیگر همه تصاویر قبلی پاک شده. يک آدم

ادامه مطلب  

#849  

چقدر این روزا به حرمُ ارامشش نیاز دارم
دو ساله دارم اموزش پرورشو لعن و نفرین میكنم كه حتی دبیرستان هم نگارش داریمُ باید انشا بنویسیم:)))
اما امسال برا اولین بار دعاشون كردم:))
سر امتحان ترمِ نگارش عجیب حالم بد بود! سه تا موضوع داشت یكیش" بهترین روز زندگی" بود
شروع كردم به نوشتنُ از روزی گفتم كه حرم اقا بودم... انقدر قدیما اقا طلبیده بود كه همه جاشو از بَر بودم
با عشق توصیف میكردم و از حسُ حالم مینوشتم... فك كنم طولانی ترین انشای عمرم بود!
اخرش بغضم

ادامه مطلب  

عشق فداکارانه-!!  

بسم الله الرحمن الرحیم-عشق فداکارانه در رابطه باازدواج بانشاطتر-اقای توم-اسمیث-که دررابطه زن ومرد ورابطه والدین وبا اطفال وهمچنین در رابطه پرنده ماده با پرنده نرتحقیق ميکند- در رابطه عشق فداکارانه-که –بوجود اورنده-ازداوج بانشاط تر میشود تحقق کرده است- تحقیقدرعلوم انسانی وتجربی به دو نوع متد اصلی – انجام میشود- اولی متد باپارامتر است-یعنی با عوامل که اندازه دقیق دارند-مثلا امريکائی ها درشناخت خصوصیات انسانها چه روانی وچه فیزيکی- از تاثی

ادامه مطلب  

درک دنیا از جانب طوطی ها  

بینایی طوطی ها
بیشتر پرندگان و موجودات دیگر برای انجام کارهای روزانه ی خود به توانایی بینایی احتیاج دارند، قدرت بینایی در پرندگان نسبت به پستانداران ۲ تا ۸ برابر بیشتر است. به همین دلیل چشم پرندگان نسبت به سرشان بزرگتر است و در واقع تصاویر به همان نسبت در شبکیه چشم پرندگان ایجاد می شود. طوطی ها در بین دیگر پرندگان از قدرت بینایی کمتری بهره مند می باشد به دلیل مسطح بودن چشم هایش تصاویر کوچک در شبکیه ایجاد می شود.
يکی از مهم ترین دلایل چرخش سر

ادامه مطلب  

حباب گونه گی  

حالم مثل اون حبابی شده که داره میره سمت آسمون و میخاد گم شه توی آبیِ بيکرانش ولی جریان اقیانوس نمیذاره بره و بجای اینکه سمت بالا ببره، بیشتر میبرتش به عمق. و اون حباب، سرگردون و حیرون، گم شده توی جریان اقیانوس. گم شدم توی جریان زندگی. دلم از اون خونه های قدیمی میخاد که یه حیاط دارن با یه حوض کوچيک وسطش و موزایيکای شکسته و درختای توت قرمز و پیچکایی که دیوارا رو بغل گرفتن. از همونا که دیوار اتاقاش فیروزه‌‌ایه و فرشای قرمز رنگش پر از طرح گل و پرن

ادامه مطلب  

طوطی‌های معتاد، بلای جان مزارع خشخاش هند  

وقتی که زندگیتان را با کشاورزی می چرخانید بدون شک يکی از مشکلات شما آفت هایی است که دانه های ارزشمند شما را تهديد می کنند، اما موردی که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد چیزی فراتر از يک آفت ساده است. کشاورزان هندی که خشخاش می کارند از دست طوطی هایی که به گیاه سرشار از مورفین آنها معتاد شده اند به ستوه آمده اند و نمی دانند که چطور از دست این آفت های پرنده رهایی یابند. مشکل
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

حسن تعلیل  

هرگاه شاعر یا نویسنده برای موضوعی دلیل غیر واقعی و تخيلي اما دلپذیر و قانع کننده ارائه دهد به(حسن تعلیل)دست می یابد.
بیت زیر از الهی نامه عطار نیشابوری است که ارایه حسن تعلیل دارد
گل از شوق تو خندان در بهار است                       از آنش رنگ های بی شمار است

ادامه مطلب  

یادداشت نود و نهم  

این یادداشت دارالعلافین
فقط،، امشب با معده مشغول نوشتم خون کمتری به مغزم میرسه دقتم کمه.
امروز نزديک ظهر کلاس انشا ادبیات کار می‌کردیم قبلش نصف انشا نوشتم اما درس عقب بود(وقتی معلم مشترک باشه). بعد از نماز جماعت یه سوال از حاج‌آقا درباره شک وضو پرسیدم که توضیحش از من برنمیاد. حسین هم اونجا بود دیگه هیچوقت یادش نمیره[آخه چرا].
امروز هم ۱۹۱۵ با موهای کج به راست(معمولا به چپ کج می‌کردم اما...) رفتم بیرون که با دقیقا ۲۵دقیقه تاخیر برسم. وسط راه مت

ادامه مطلب  

مرغ  

مُرغ خانگی (Gallus gallus, Gallus gallus domesticus) يکی از ماکیان‌سانان است. مرغ خانگی نر خروس نامیده می‌شود.
مرغ یا ماکیان[۱] پرندهای است از خانوادهٔ قرقاولان (Phasianidae)یا سیخک داران، زیرردهٔ نومرغان، از راستهٔ ماکیان‌سانان ‎(Galliformes)‏.[۲]
گفته می‌شود که همه نژادهای ماکیان از چهار نوع وحشی زیر پديد آمده‌اند.[۳][۴]
گالوس-گالوس
مثل مرغ جنگلی قرمز
گالوس – لافایتی
مثل مرغ جنگلی سیلان
گالوس سونراتی
مثل مرغ جنگلی خاکستری
گالوس – واریوس
مثل مرغ جنگلی آبی و س

ادامه مطلب  

مشکلات جفت گیری  

مشکلات جفت گیری:این که ماده، نر را میزنه یعنی آماده‌ی جفت‌گیری نیست..بلوغ مرغ عشق به نژاد و شرایط نگه‌داری(به خصوص تغذیه) بستگی داره. یه مرغ عشق ممکنه در ۴ ماهگی و دیگری در يک سالگی آماده تخم‌گذاری بشه.برای این که آماده بشن، از هم جداشون کنید و يک روز در میون به هر کدوم به اندازه‌ی يک نخود، تخم مرغ بديد. این کار را تا موقعی که نر شروع به آواز خوندن بکنه و بی‌قرار بشه و ماده هم داخل لونه سرک بکشه ادامه بديد...بعد جفتشون کنید.
اختلاف سن در جفت گی

ادامه مطلب  

# خوفناک نوشت  

محکم گردنم رو توی دست های غول پيکرش می گیره
و بلند بلند می زنه زیر خنده
و میگه فکر کردی راحتت می ذارم ؟
سایه به سایه باهاتم
نمی ذارم آب خوش از گلوت پایین بره
در حالی که وحشت رو میشه از جای جای اجزای صورتم خوند
با دست اشاره می کنم
که بره عقب تر تا بتونم راحت تر نفس بکشم
يکم که رفت عقب تر و تونستم راحت تر نفس بکشم
بلند تر از قبل قهقهه زد و گفت یادت باشه که راحتت نمی ذارم
و در همین حین توی هوا ناپديد شد
و برگشت سر جاش
دقیقا جفت بقیه ی کتاب های قفسه ی کت

ادامه مطلب  

مهربانیت زیباست  

بعد از آن افکار گناه آلود، لحظه ای به خود آمدم... من خودم را در عقوبت ديدم، ديدم که به سوی پرتگاهی می شتابم، تمام تصورم رادر آن دره ی هولناک متمرکز کردم، در اثنای فریادهای سقوط، تو پرنده ی امیدت را فرستادی...
هر بار که خودم را در آن دره که فقط من و تو می دانیم، افکندم، دستم را بگیر...، نگذار در اعماق دره فرو روم.
راستش يکبار کنجکاو عمق دره شدم، فقط تو می دانی که چقدر بد بود...
 
 
من دیگر تحمل آن همه رنج را نداشتم...
اما تو آنقدرمهربان بودی که تجربه ی خ

ادامه مطلب  

بی دل و دودل  

وقتی که دل دادی  بیدل شدی و بیقرار
زمان و مکان  را بر نمی تابیدی .  در حال نبودی  ٬  قال و قیل درون  و هروله ی تو !
وانکه  صیاد دل ت بود ٬٬٬  گویی دنیا را مالک است و سوار بر ابرها ... برنده بود و پرنده ....
 پر پروازش نازک شد ٬ یخ زد  ٬ ز بام  دلدادگی افتاد ٬ هوس ش ته کشید و  ... دو دل شد 
 دل که ساده بدست آید کم ارزش تلقی خواهد شد.

ادامه مطلب  

مسابقه  

تو مسابقه داستان نویسی صادق هدایت(1660 نفر شرکت کرده بودند) جزء 34 نفر شدم و رفتیم برای مرحله دوم داوری. دیشب هیجان زده شدم. امروز که از خواب پا شدم اما اون شور، خیلی کمرنگ شده. داستانی که برای مسابقه فرستادم رو   س   و فاطی باهاش زیاد حال نکرده بودند. ف اطی از بعد اخلاقی داستان رو تحلیل کرد و گفت دختر قصه ات اخلاق مدار نیست(بعدتر که بهش توپیم که این چه مدل نقدی است دوباره خوند و گفت سلیقه من نیست ولی خوب نوشتی) و س    از داستان هایی که عنصر تخیل در ا

ادامه مطلب  

خوشحالی  

دیروز وقتی کنارت بودم
احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها
امنیتی وصف ناپذیر داشت!
احساس گلی را که چیده نشد
و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین
حس می کردم درختی خوشبختم
که جاده، دیگر از او عبور نخواهد کرد
و گاه خودم را رودی آزاد می ديدم
بی هیچ  سد و معبری...
دیروز وقتی کنارت بودم 
چون جشنِ روزهایِ استقلال،
احساس شادمانی می کردم!
چون بزرگداشت سربازی ملی، احساس غرور
و طالع ام به شکلی ستودنی 
داشت رقم می خورد 
  
چه خوب که یافتمت
دیروز ا

ادامه مطلب  

 

طوطی (بازديد : 850)
 
 
 
دسته : سیمین بهبهانی
 
نویسنده : امیر احمدی
 
 
طوطی شريک غم من شده بود. تنها کسی بود که مرا دوست می‌داشت.وقتی زنم رفت و خبر داد که به تنکابن نزد مادرش رفته و دیگر برنمی‌گردد، مأیوس و درمانده، دو روز خود را در خانه محبوس کردم و با چند استکان چای و چند دانه بیسکویت سروته گرسنگی را به هم رساندم. روز سوم تصمیم گرفتم که خانه را ترک کنم. کجا؟ «هر جا که این‌جا نیست.» با کسی معاشرت نداشتم. منزوی بودم. از آدم‌ها وحشت داشتم. جز استه

ادامه مطلب  

لالایی  

لالا کن دختر زیبای شبنم
لالا کن روی زانوی شقایق
بخواب تا رنگ بی مهری نبینی
تو بیداریه که تلخه حقایق
تو مثل التماس من میمونی
که يک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازشهای اون بود
که خوابم برد و کوچش رو نديدم
حالا من موندم و یه کنج خلوت
که از سقفش غریبی چکه کرده
تلاطم های امواج جدایی
زده کاشونمو صد تکه کرده
دلم میخواست پس از اون خواب شیرین
دیگه چشمم به دنیا وا نمی شد
میون قلب مترکوم نشونی دیگه از خاطره پیدا نمی شد
صدام غمیگنه از بس گریه کردم
ازم هی

ادامه مطلب  

دانه  

 دانه کوچک بود و کسی او را نمی ديد. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود! دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه! گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: من هستم، من این جا هستم. تماشایم کنید. اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.دانه خسته بود از این زن

ادامه مطلب  

لجباز  

در کشترازى مرد برزگرى به‌نام محمّد مشغول شخم‌زدن زمینى بود که در دو گنجشک پیدایشان شد. گنجشکى گفت: 'من عقلم و باید که روى سر این مرد بنشینم!' و دومى گفت: 'من ثروتم و با این مرد کار دارم!' گفت‌وگو بینشان درگرفت تا بالأخره ثروت آمد و بر سر محمّد برزگر نشست. برزگر گنجشک را از روى سرش پراند و باز پرنده‌ٔ پرگو چرخى زد و روى سر محمّد نشست. برزگر همان‌طور که به کار شخم مشغول بود، ديد که گاوانش از رفتن بازماندند، و هر چه کردند پا در راه بیندازند انگار ک

ادامه مطلب  

تلنگر  

#تلنگر
قرار بود با سواد شویميک عمر صبح زود بیدار شدیم... لباس فرم پوشیدیم... صبحانه خورده و نخورده... خواب و بیدار... خوشحال یا ناراحت ...با ذوق یا به زور... راه افتادیم به سمت مدرسهقرار بود با سواد شویمروی نیمکت های چوبی نشستیمصدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل يک پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیمقرار بود با سواد شویمبند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار

ادامه مطلب  

حکایتی خواندنی دربارۀ حکمت خداوند  

از امام باقر علیه‌السلام روایت شده که فرمودند:
پیامبرى از پیامبران بنی‌اسرائیل به مرد مرده‌ای گذر کرد که قسمتى از بدنش در زیر دیوارى بود و قسمتى از آن بیرون از دیوار بود و مرغان پرنده او را ازهم‌پاشیده و سگان تنش را دریده بودند.
ازآنجا گذشت تا اینکه شهرى در نظرش پديدار شد. وارد آن شهر شد. ديد يکى از بزرگان آن شهر مرده است، او را بر روی تختى نهاده ‏اند و با پارچۀ دیبا پوشانده‌اند و دور آن تخت منقل‌های عود نهاده‌اند...
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

حکایتی خواندنی دربارۀ حکمت خداوند  

از امام باقر علیه‌السلام روایت شده که فرمودند:
پیامبرى از پیامبران بنی‌اسرائیل به مرد مرده‌ای گذر کرد که قسمتى از بدنش در زیر دیوارى بود و قسمتى از آن بیرون از دیوار بود و مرغان پرنده او را ازهم‌پاشیده و سگان تنش را دریده بودند.
ازآنجا گذشت تا اینکه شهرى در نظرش پديدار شد. وارد آن شهر شد. ديد يکى از بزرگان آن شهر مرده است، او را بر روی تختى نهاده ‏اند و با پارچۀ دیبا پوشانده‌اند و دور آن تخت منقل‌های عود نهاده‌اند...
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

با اتوبوس ها، خیابانها و پیاده رو هایی که مرا تسکین اند  

بذار از حال و هوای این روزام بگم برات، دخترک غمگینم. دلگیر و خسته و تنها شدم، با این همه حالم خوب ِ . پاییز زودتر از انتظارم تموم شد و دلم سیر نشده از هوا و هوسش برای این نارنجی ِ عاشق. هفته ای که گذشت، هفته ی تنهایی بود. همه مسیر هایی رو که می شد پیاده رفت، پیاده رفتم. از صدای ماشینا و همهمه ی عابرا گذشتم و به آهنگ هام گوش سپردم. بر عکس همیشه که موقع قدم زدن به کفش هام نگاه ميکنم، این بار سرم رو بالا گرفتم و به درخت ها و پرنده ها، آسمون و ابر ها نگا

ادامه مطلب  

والس بوستون  

                                 
پاییزبر فرشی از برگ‌های زرد با پیراهن حریر ساده که باد هدیه‌اش کرده بود در کوچه‌پس‌کوچه‌ها والسِ بوستون می‌رقصید،روز گرم به انتها می‌رسید و ساکسفون با صدایی گرفته آواز می‌خواند. آدم‌ها از تمام محله نزد ما می‌آمدند و از بام‌های همسایه پرنده‌ها گرد ما جمع می‌شدند و با بال‌هاشان برای رقصنده‌ی طلایی کف می‌زدند.این موسیقی در محله‌ی ما مدت‌ها پیش از یادها رفته بود.
چه بسیار که در خواب می‌بینم رؤیای شگف

ادامه مطلب  

انشا  

یلدای خود را چگونه گذرانديد؟انشای خود را می‌خوانمبا سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزیزم شب یلدا به ما خیلی خوش گذشت. دور هم بودیم و تا تونستیم خوردیم و خنديدیم، فال هم گرفتیم.البته پدرم می‌گفت شایعه شده که هندوانه‌ها را یه کسایی ارزون خریدن و انبار کردن که گرون بفروشن، به همین دلیل من نخریدم تا با مفاسد اقتصادی مبارزه کنم.مادرم هم گفت: خوب کاری کردی و به من گفت عکس يک هندوانه بکش بگذاریم تو سفره یلدا، منم کشیدم خوشگل شد.مامان گفت: تو روزنا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1