پوشش دختر 18ساله ایرانی بعد از کسب مدال نقره بازی های آسیایی (عکس)  

پوشش دختر 18ساله ایرانی بعد از کسب مدال نقره بازی های آسیایی (عکس)
«زهرا کیانی» با کسب مدال نقره بازی های آسیایی جاکارتا به نخستین بانوی تالوکار ایران تبدیل شد که در این رویداد مهم به مدال دست می یابد.


به گزارش سلام بر زرنه به نقل از جام جم آنلاین ، این دختر اهل شهرکرد امروز مدال نقره ای به دست آورد که ارزش آن به اندازه طلاست.
کیانی در مسابقات جهانی بزرگسالان به 2 مدال نقره و برنز و در پیکارهای جهانی رده های سنی نیز به چندین مدال طلا، نقره و بر

ادامه مطلب  

ازدواج های سیاسی  

۱-محمد محمدی ‌ری‌ شهری با دختر آیت‌الله مشکینی.
۲-دو پسر آیت‌الله لاهوتی یعنی حمید و سعید با دو دختر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ترتیب فائزه و فاطمه هاشمی.
۳-سیدمحمدرضا خاتمی با زهرا اشراقی نوه دختری امام خمینی.
۴-علی لاریجانی با دختر استاد مرتضی مطهری.
۵ - مجتبی خامنه‌ای فرزند مقام معظم رهبری با دختر دکتر غلامعلی حدادعادل.
۶- مسعود خامنه‌ای فرزند مقام معظم رهبری با دختر آیت‌الله خرازی از مدرسین حوزه علمیه قم و خواهر صادق خرازی معاون وزی

ادامه مطلب  

://  

اگر اما واتسون یه دختر ایرانی و البته همسن من بود آمادگی این رو داشتم همین فردا باهاش برم زیر یه سقف... :||
پ.ن : البته جنیفر لارنس هم گزینه خوبیه :)) و همینطور امیلیا کلارک!!! و همینطور اسکارلت جوهانسون :/// و صد البته شارلیز ترون... و خوب لازم نیست بگم کاترین لانگفورد :| ... اه رضا خفه شو!!!

ادامه مطلب  

طلاق زن 22 ساله‌ که عاشق پسر عمویش بود توسط همسر 77 ساله اش  

اوایل فروردین ماه امسال بود کـه مرد ثروتمند کـه همه ی فرزندانش برای زندگی بـه بیرون از کشور سفر کرده بودند در تنهایی خود از پنجره حیاط خانه ویلایی اش دخترجوانی را دید کـه درکنار پدرش در حال تمیز کردن حیاط خانه اسـت. مرد 70 ساله کـه چند سالی از فوت همسرش می گذشت با دیدن این صحنه بـه فکر فرو رفت و ازآن روز بـه بعد دختر جوان را زیر نظر داشت و این در حالی بود کـه پدر دختر جوان، سرایدار و باغبان خانه ویلایی بود.ادامه خبر در ادامه مطلب...
majalenama

ادامه مطلب  

طلاق زن 22 ساله‌ که عاشق پسر عمویش بود توسط همسر 77 ساله اش  

اوایل فروردین ماه امسال بود کـه مرد ثروتمند کـه همه ی فرزندانش برای زندگی بـه بیرون از کشور سفر کرده بودند در تنهایی خود از پنجره حیاط خانه ویلایی اش دخترجوانی را دید کـه درکنار پدرش در حال تمیز کردن حیاط خانه اسـت. مرد 70 ساله کـه چند سالی از فوت همسرش می گذشت با دیدن این صحنه بـه فکر فرو رفت و ازآن روز بـه بعد دختر جوان را زیر نظر داشت و این در حالی بود کـه پدر دختر جوان، سرایدار و باغبان خانه ویلایی بود.ادامه خبر در ادامه مطلب...
majalenama

ادامه مطلب  

طلاق زن 22 ساله‌ که عاشق پسر عمویش بود توسط همسر 77 ساله اش  

اوایل فروردین ماه امسال بود کـه مرد ثروتمند کـه همه ی فرزندانش برای زندگی بـه بیرون از کشور سفر کرده بودند در تنهایی خود از پنجره حیاط خانه ویلایی اش دخترجوانی را دید کـه درکنار پدرش در حال تمیز کردن حیاط خانه اسـت. مرد 70 ساله کـه چند سالی از فوت همسرش می گذشت با دیدن این صحنه بـه فکر فرو رفت و ازآن روز بـه بعد دختر جوان را زیر نظر داشت و این در حالی بود کـه پدر دختر جوان، سرایدار و باغبان خانه ویلایی بود.ادامه خبر در ادامه مطلب...
majalenama

ادامه مطلب  

گیتار  

یک بار از کتابخونه بر میگشتم سر راه یک گروهی بودن چندتا پسر فسقلی دهه هشتادی 
به طرز فجیح ژست گرفته بودن گیتار هم بغلشون زده بودن زیر آواز 
من تقریبا حدود یک متری شون رو صندلی نشسته بودم 
یک دختری هم قد قواره خودشون اومد رد شد 
اینام شروع کردن به زدن و خنده و تیکه
دختر یک چیز فسقلی کوچولو بود 
بعد نمدونم دقیق پسره بهش چی گفت 
که دختر همچیین برگشت پاشو آورد بالا زد به گیتار پسره ...تلپ افتاد زمین 
بعد دوستای پسر هم داد و بیداد که چیکار کردی و این

ادامه مطلب  

مراببوس  

مرا ببوس، مرا ببوسبرای آخرین بار، تو را خدا نگهدار که می روم به سوی سرنوشتبهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشتدر میان توفان هم پیمان با قایقران هاگذشته از جان باید بگذشت از توفان هابه نیمه شب ها دارم با یارم پیمان هاکه بر فروزم آتش ها در کوهستان هاشب سیه سفر کنم، ز تیره ره گذر کنمنگه کن ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من میفکندختر زیبا امشب بر تو مهمانم، در پیش تو می مانم، تا لب بگذاری بر لب مندختر زیبا از برق نگاه تو، اشگ بی گناه

ادامه مطلب  

برای کیانام ❤  

و دختری به سیاهی شب ؛ به زمردی لبخند آتش ؛ متولد شد..نامش لاجَرَم بر دل مجنونی می نشست..زلالی کیان مهر ؛ دُخت ایرانی زبان زد مردمان طبرستان بود ...دختری به معانی روان همچو آب زیبا و مهربان مثل طبیعت و قُرص و محکم مثل خاک دل در تپیدن این دختر شب جرئت میخاد ❤قدم بزن در راه خودت؛ مبادا دلت بهانه مسافر بخواهد ...مسافری که دل بسپاری ولی دل ندهد ققنوس باش در دنیایی که خودت جغرافیای آنی ..دُخت کیان مهر ؛ چشمانت مگر برای دل راستین خودت بهاری نشود ! که ارزش

ادامه مطلب  

 

«إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَكَ ما فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیم»؛ یاد كن زمانى را كه زن عمران گفت: پروردگارا بدرستى كه مننذر كردم براى تو كه این طفلى كه در شكم دارم محرر (خادم بیت المقدس) باشد پس از من قبول فرما محققا تو سمیعى و عالمى به آن چه نذر كردم و قرارداد نمودم.

«فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُها أُنْثى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ

ادامه مطلب  

دختر عمو، آیدا  

الان که دارم این متنو می نویسم ساعت ۲ و ۳۵ دقیقه ی بامداد و من از شدت گرما و نیش پشه ها بیدارم،بیدارم ولی خوشحال بعد از یک سال و ۴ ماه دختر عمومو دیدم .
یادمه یه روزایی خاله م فشارم میداد و بوسم میکرد ولی من نمی فهمیدمش،امروز وقتی آیدا رو دیدم بوسیدم و فشارش دادم و اون منو نفهمید.
علت دوستداشتنش چی میتونه باشه؟!فامیل بودن فقط؟!نمیدونم ولی تنها یه خاطره ی خیلی ارزشمند ازش دارم.
یکبار که مثل همیشه بعد از سالی و اندی همو تو ارومیه دیدیم و فقط یکروز

ادامه مطلب  

ناهیدِ سگ...  

زخم هایی که ناهید سگ به دلم در تمام این سالها زده اونقدر عمیقن که تا قیامت هم خوب نمیشن
ناهید کفتار همون کسی بود که عشق حمیده کثافت را انداخت تو دل شوهرم...
ناهید خودت دختر داری...منتظرم تا بدبختی دخترتو ببینم...از خدا میخوام چشمان گریان دخترت دلتو خون کنه...
ناهید به شوهرم یاد میداد تا منو بزنه و خودم از زندگیم دست بکشم...ناهید سگ صفت بدان که بخاطر آشغالی مثل تو، شوهرم دهنمو خون کرده و لبم پاره شده آنچنان محکم از دهنم زد تا دل توی عوضی شاد بشه...فکر

ادامه مطلب  

خبر خوب  

امروز خبر ازدواج یکی از اشنایاندور بهم رسید از دید من دختر خوبی بود یادم یکبار بهم گفت شوهر خوب مثل جا پارک میمونه جاهای خوب قبل گرفته شده نمیدونم شوهرش چطوریه ولی حتما از نظر خودش مناسب بوده که تصمیم به ازدواج گرفته فکر کنم همیشه امید هست جای پارک خوب پیدا میشه شاید کمی امید و کمی صبر...

ادامه مطلب  

زود دیر میشود...  

وقتی کسی را دوست داری بعد از مطمئن شدن شک نکن به او بگو فرقی ندارد که زن باشی یا مرد دختر باشی یا پسر زمان که بگذرد هیچ کس نمیتواند کاری کند هیچ کس زمان را مقصر نمیداند چون زمان رهگذر است هرکاری که کنی نمیتوانی آن را برگردانی مواظب باش عشق را نمیتوان با چیزی عوض کرد
 
"مبینا باطبی"

ادامه مطلب  

پست شماره ۷۹ - شاخ جدید بازار...نوار بهداشتی!!!  

چون تو خونه ما دختر زیاده و همه مون هم پریود میشیم، نیاز به نوار بهداشتی بالاست.
لطفا ایش نگید و روتونو برنگردونید. بچه که نیستید!!!
عادت ماهانه یک عمل طبیعی بدن خانوم هاست و چیزی نیست که از بابتش شرمنده بشیم یا خجالت بکشیم.
اصلا اشتباه کردن به ما یاددادن که از پریود شدنمون هم خجالت بکشیم.
از بحث دور نشم.
درهرصورت به علت حجم نیاز بالامون هربار که میریم نوار بهداشتی بخریم در حجم زیاد میگیریم و تلاش میکنیم از فروشگاه های تخفیف دار بگیریم.
آخرین ب

ادامه مطلب  

از اول فروردين هزار و سيصد و نود و هفت تا آخر مرداد هزار و سيصد و نود و هفت  

خونمون رو گذاشته بودیم واسه فروش مشتری ها میومدنُ میرفتن سه تا از مشتری ها اشنا بودن یكیشون خاله یِ دختر داییم بود یكیشون عمویِ دختر عمم بود یكیشون دخترِ همسایه یِ دستِ چپیمون بود اخر سر خونه رو به مشتری اخریِ دادیم ولی خب ظاهرا یا پشیمون شدن خودشون توش بشینن یا حالا هرچی چند تا مشتری اوردن خونه رو ببینن كه اجاره بدن همون مشتری اولیِ هم خونه رو پسندیده خاله هم خونه جدید خریده باهاش چند جا رفته بودیم دیده بودیم پسندیده بود هم اما خب دختر خالم

ادامه مطلب  

خلوت38  

امشب جشن نشونه دختر عمومی همسرم بودیم . خوش گذشت. یکم روحیمون میزون شد فامیلا رو دیدیم البته بازم همون دعای تکراری واسمون خوشم میاد تحت هر شرایطی یادشون نمیره و تا فرصت گیر میارن میگن خدا بهت یه بچه بده. قشــــــــــــــــــــنگ وسط شادی گند میزنن به حس و حال آدم چه کنیم اینم یجورشه دیگه                                                                                                     بقیش فقط خانما....

ادامه مطلب  

باتوام  

دیدمش مثل همیشه عالی چقدر این دختر خوبه چقدر بهم آرامش میده چقدر باحال که بدون هماهنگی هردوروزه بودیم ولی چقدر حیف ....بگذریم .


با توامای  تسکین!ای تکان‌های دل!ای آرامش ساحل!با توامای نور!ای منشور!ای تمام طیف‌های آفتابی!ای کبود ارغوانی!ای بنفشابی!با توام ای شور ای دلشوره‌ی شیرین!با توامای شادی غمگین!با توامای غم!غم مبهم!ای نمی‌دانم!هر چه هستی باش!ای کاش...نه، جز اینم آرزویی نیست:هر چه هستی باش!اما باش!
قیصر امین‌پور

ادامه مطلب  

...  

اون موقعه ها دوران دانشجوییم پر از فراز و نشیب بود.گاهی دعوا داشتیم،گاهی هیجان داشتیم،گاهی دلخوری داشتیم،گاهی دلخور می کردیم.برا من دوران دانشجوییم نقطه ی عطف زندگیم بود با تمام حکایت هاش.خیلی چیز ها بدست آوردم بعضی چیزها رو هم از دست دادم.نمی دونم چرا امروز صبح یاد اون موقعه ها افتادم.ولی اگر برگردم به دوران دانشجوییم شاید خیلی از کارهایی که انجام دادم رو انجام ندم،مثلا توی تشکیلات نمیرم!!هرچند که بخش اعظمی از رشد من منوط به همین تشکیلات

ادامه مطلب  

√ 197  

جاده (به ایتالیایی: La Strada) که با نام ایتالیاییش لا استرادا نیز شناخته می‌شود، فیلمی نئو-رئالیستی و درام محصول سال ۱۹۵۴ ایتالیا و به کارگردانی فدریکو فلینی است. فیلمنامه جاده توسط خود فلینی و تولیو پینلی و انیو فلاینیو نوشته شده است. فیلم دربارهٔ سفر و ماجرای دو شخصیت اصلی آن است: معرکه‌گیر قوی و خشن (با بازی آنتونی کویین) و دختر جوان نیمه‌خلی (با بازی جولیتا ماسینا) است که مرد او را از مادرش خریده و با خود می‌برد تا دنیا را ببیند.
فیلم

ادامه مطلب  

زود قضاوت نکنیـن  

دخترهـ
یهـ حلقهـ میخواستـ

ولیـ پسرهـ بهـ جاشـ
یهـ عروسکـ خرسـ بهشـ داد

 دخترهـ با عصبانیتـ
خرس و پرتـ کرد

 وسط جادهـ
پسر خواستـ بره برشـ دارهـ
ولیـ
ماشینـ

 بهشـ زد
و مُرد
تو مجلسـ

 ختمشـ
دختر خرسـ و بغلـ کرد

 و دستگاه تویـ خرس حرفـ زد

 با مـــن ازدواجـــ میکـــنی؟!❤️

 و دختره تویـ خرس یهـ حلقهـ پیدا کرد :) 

 زود قضاوت نکنیـن زندگـی کوتـاهِـه:)
عشق ابدی

ادامه مطلب  

زود قضاوت نکنیـن  

دخترهـ
یهـ حلقهـ میخواستـ

ولیـ پسرهـ بهـ جاشـ
یهـ عروسکـ خرسـ بهشـ داد

 دخترهـ با عصبانیتـ
خرس و پرتـ کرد

 وسط جادهـ
پسر خواستـ بره برشـ دارهـ
ولیـ
ماشینـ

 بهشـ زد
و مُرد
تو مجلسـ

 ختمشـ
دختر خرسـ و بغلـ کرد

 و دستگاه تویـ خرس حرفـ زد

 با مـــن ازدواجـــ میکـــنی؟!❤️

 و دختره تویـ خرس یهـ حلقهـ پیدا کرد :) 

 زود قضاوت نکنیـن زندگـی کوتـاهِـه:)
عشق ابدی

ادامه مطلب  

زود قضاوت نکنیـن  

دخترهـ
یهـ حلقهـ میخواستـ

ولیـ پسرهـ بهـ جاشـ
یهـ عروسکـ خرسـ بهشـ داد

 دخترهـ با عصبانیتـ
خرس و پرتـ کرد

 وسط جادهـ
پسر خواستـ بره برشـ دارهـ
ولیـ
ماشینـ

 بهشـ زد
و مُرد
تو مجلسـ

 ختمشـ
دختر خرسـ و بغلـ کرد

 و دستگاه تویـ خرس حرفـ زد

 با مـــن ازدواجـــ میکـــنی؟!❤️

 و دختره تویـ خرس یهـ حلقهـ پیدا کرد :) 

 زود قضاوت نکنیـن زندگـی کوتـاهِـه:)
عشق ابدی

ادامه مطلب  

زود قضاوت نکنیـن  

دخترهـ
یهـ حلقهـ میخواستـ

ولیـ پسرهـ بهـ جاشـ
یهـ عروسکـ خرسـ بهشـ داد

 دخترهـ با عصبانیتـ
خرس و پرتـ کرد

 وسط جادهـ
پسر خواستـ بره برشـ دارهـ
ولیـ
ماشینـ

 بهشـ زد
و مُرد
تو مجلسـ

 ختمشـ
دختر خرسـ و بغلـ کرد

 و دستگاه تویـ خرس حرفـ زد

 با مـــن ازدواجـــ میکـــنی؟!❤️

 و دختره تویـ خرس یهـ حلقهـ پیدا کرد :) 

 زود قضاوت نکنیـن زندگـی کوتـاهِـه:)
عشق ابدی

ادامه مطلب  

طوبی  

خیلی وقت بود که می خواستم بیام اینجا و از حال و روزم بنویسیم..
الان 22هفته ست که خداوند امانتی در وجود من گذاشته،22 هفته از زندگی من متفاوت با تمام عمرم گذشت..
از امتحانات این 22 هفته از اینکه از عالم و آدم خوردم !گرفته تا به صدا درآمدن زنگ امید در درونم با همون لگد های کوچیک و نازش...
خداوند به من بنده ی حقییر یه دختر داده که حسش میکنم،دختری که از خیلی سال ها روزیش با نام مبارک طوبی داده شده بود...
حالا اون کنار منه و به من آرامش میده...
پ.ن: هر چه می خوا

ادامه مطلب  

شایسته‌ سالاری یا سهمیه‌ سالاری ؛ مسئله اینست ...  

امروز رفتم مدارکم رو تحویل بدم . یه مسئله ای که فارغ از اون شلوووغی ای که وجود داشت و از ساعت ۹:۴۵ دقیقه تا ساعت ۱۱ من توی صف ایستاده بودم تا نوبتم بشه ، مسئله ی ایثارگری و سهمیه ها و خانواده های فرهنگی بود . من هنوز یه سوال دارم . یك دختر ۱۸ ساله ، چرا نباید بخاطر شایستگی‌های خودش بشه یه خانم معلم ؟! چرا حتی اینجا هم ، داشتن یه فتوکپی از مدرک ایثارگری ( و لو به مدت شش ماه حضور در جبهه ) میتونه توی گزینش و فرآیند مصاحبه اون همه تأثیر داشته باشه ؟؟؟ ی

ادامه مطلب  

338  

این هفته برام خیلی مهمهـ
امروز قرار گذاشـتم هفتمُ آبی رنگ کنم لبـآس باشگآهمُ سِت آبی مشکی پوشیـدم ُ موهامُ بستمُ  کلاه ـمُ گذاشــتم
وقـتی از رختکـن اومدم بیـرون  یهویی دیدم مُـربی ـمون زُل زده بم میگـهـ دختر چرا اینقـدر آب رفتی کم می خوابی جدیداً؟ گفتم یکم فشار درسی ُ کاری ـم زیاده این روزا یهویی گُفت حواست خیلـی به خوابت باشـهـ .بعدکلاس صبـرکن بهت برنامه ُجدید بهت بدم راستی از امـروز بیـا ردیف جلوتر وایسـآ و شدم "لیـدر جدید " ^^
از همـون او

ادامه مطلب  

french manicure  

من تازه فهمیدم مدل لاک مورد علاقم، اسم و رسم داره
مانیکور فرانسویه :)
«مانیکور فرانسوی، یک روش مانیکور است. این ایده ابتدا در پاریس به وجود آمد و مایه اصلی آن، استفاده از رنگ صورتی و طبیعی خود ناخن به علاوه خطی از رنگ سفید در قسمت جلو است. این ترکیب، یادآورنده رنگ طبیعی ناخن است. قسمت جلویی ناخن سفید می‌شود و بقیه آن با برق ناخن، رنگ صورتی می‌گیرد. مانیکور فرانسوی ممکن است به قرن ۱۸ برگردد و در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بسیار معمول بوده‌است»
دوس  دارم

ادامه مطلب  

حرف دل  

‍ زن بودن و دختر بودن در جهان مردسالار کار دشواری است، ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پر است از ما مردان بلاتکلیف! زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم می خواهیم، خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانوم خانه بودن را می خواستند؛ آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
ما امروزه به اینها کفایت نمی کنیم، دختری را می پسندیم که علاوه بر اینها مانن

ادامه مطلب  

واقعه‌اي عجيب  

واقعه‌ای عجیب
این جریان مربوط به چهار سال قبل است و خلاصه‌ی آن چنین است كه: در یكی از خانواده‌های محترم و ثروتمند آنجا (بهشهر) دختری تقریبا در سن هشت سالگی دچار مرض سختی می‌گردد كه اثر محسوس آن عارضه تب و ضعف مفرط و زردی صورت بود.خانواده‌ی مریض او را در «بهشهر» نزد دكترهای معروف می‌برند و معالجات زیادی هم انجام می‌دهند ولی كمترین نتیجه‌ای از آن همه معالجات گرفته نمی‌شود.لذا از آنجا مریض را به «ساری» و «بابل» كه دو شهر از شهرستانهای مركز

ادامه مطلب  

شکایتی از بی شکایتی...  

من خود را به باد سپرده بودم،
به همه اتفاقاتی که اطرافم طوفانی بپا کردند
به همه چیز هایی که در اختیارم نبود
خود را سپرده بودم.
 
برای چیزی نمیجنگیدم 
و برای چیزی به سیم آخر هم نمیزدم
همیشه اینطور بود یا این من بودم که در روزمرگی حل میشدم
مثل مذابه ای در ادامه آب ها و یکرنگی و بیرنگی و هیچ ها...
 
چه ها شده بود مرا؟
خود را کجای قصه رها کرده بودم که دیگر حتی قصه ای برای گفتن نداشتم...
تنها تماشاچی بودم و از قاب قدیمی پنجره نگاه های منتظر می انداختم
انت

ادامه مطلب  

زن پیر  

زندگی من بعد از بیست و هفت سالگی یعنی پایان بی پایان هرآنچه که باید اتفاق می افتاده.زندگی من بعد از بیست و هفت سالگی مثل زندگی پیر زنی است که هرگز ازدواج نکرده.پیرزنی که در خانه ای بسیار کوچک زندگی می کند که در قرار دادش تا زمان حیات در مالکیت اوست.پیرزنی که روزگارش را از سپرده ای بسیار اندک می گذراند که به سختی کفاف هزینه ی اجاره ی خورد و خوراکش را می دهد.پیرزنی که عاشق رادیو و خورشت کدو ولواشک های خانگی است.پیرزنی که آرزوی یادگیری نواختن با س

ادامه مطلب  

آینه  

بسم الله الرحمن الرحیم سلام. این دو روز میترسم تو آینه نگاه کنم.وقتی دردم زیاد میشه و خودم تو آینه نگاه می کنم همون ترنم می بینم که تو بیمارستان بود.یه دختر با موهای بلند بافته شده که چند روزی هست بافتش باز نکرده و شونه نکرده،یه روسری بزرگ که این موهای بلند بپوشونه چون این بیمارستان پرستار مرد داره،یه صورت بی حال و رنگ پریده که زیر چشم هاش به کبودی میزنه. چرا اون دوران از ذهنم نمیره بیرون؟چرا وقتی درد دارم فقط تصویر بیمارستان و پرستار هاش تو

ادامه مطلب  

تعداد دانشجویان جدیدالورود رشته دکترای عمومی پزشکی علوم پزشکی شهیدبهشتی ورودی 92  

آغاز ثبت نام دانشجویان همزمان با هفته دفاع مقدس در دانشکده پزشکی
با همکاری و هماهنگی واحد آموزش و امور دانشجویی و فرهنگی دانشکده پزشکی، ثبت نام از دانشجویان جدید الورود روز 31 شهریور ماه سالجاری آغاز شد.
به گزارش روابط عمومی دانشکده پزشکی، این ثبت نام روزهای 31 شهریور و اول مهرماه به دانشجویان جدید الورود دختر و روزهای 2 و 3 مهرماه به دانشجویان جدید الورود پسر اختصاص داشت.
در مجموع 233 نفر ثبت نام نمودند که 129 نفر مربوط به نیمه اول و 104 نفر مربوط

ادامه مطلب  

پرنیا شیروانی در کرج جنجال به پا کرد؟ / او را می شناسید! + عکس  

 
 
حوادث رکنا: ساعت ۷ بعد‌از ظهر شنبه گذشته دختر 2.5 ساله به نام پرنیا شیروانی در حالی که به همراه مادر و دو برادربزرگترش برای خرید به شنبه بازار خرم دشت کرج رفته بود، گم شد.
 




 




به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، مادر پرنیا در رابطه با ناپدید شدن دخترش می‌گوید: می‌خواستم برای پسرهایم لباس بخرم. دست پرنیا و یکی از پسرهایم به دست من بود و پسر دیگرم را به دست خواهرم سپرده بودم.وی ادامه داد: شلواری برای پسرم انتخاب کردم و لحظه‌ای دست پرنیا را ر

ادامه مطلب  

104  

یه سری هم هستن یه برقی توی چشماشون دارن , که آدم وقتی نگاهشون میکنه احساس برق گرفتگی میکنه . و برای چند ثانیه از این دنیا خارج میشه .گاهی شده به ملکوت اعلی هم مشرف بشه :| جذاب یا خوشگل نیستن , ولی یه برقی تو چشماشونه که هی برات جرقه میزنه .
دلت میخواد بری نزدیکتر , چشاشو از کاسه در بیاری , یا بغلش کنی بچلونیش , گاز گازیش کنی :)
_ یعنی چی اخه با روح روان ادم بازی میکنن , خیلی وقت بود یه دختر بچه برق برقی رو بغل نکرده بودم . خیلی خوب بود , جالبیش اینه دختره

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1